بانک ملی ایران فقط یک بانک بزرگ دولتی نبوده؛ در دهههای مختلف، محل کار و رفتوآمد چهرههایی بوده که بعدها در ادبیات، اقتصاد، سیاست و ورزش به نامهایی ماندگار تبدیل شدند. از صادق هدایت، نویسندهای که مدتی پشت میز بانک ملی نشست، تا فرزین و همتی که تا رأس هرم بانکی کشور بالا رفتند، این گزارش سراغ ۱۰ چهرهای میرود که بخشی از مسیر حرفهایشان از بانک ملی گذشته است. مرور این نامها فقط یک فهرست از کارمندان سابق یک بانک نیست، بلکه روایتی کمتر دیدهشده از پیوند بانک ملی با تاریخ معاصر ایران است.

صادق هدایت؛ نویسندهای که پشت میز بانک ملی نشست
اگرچه نام صادق هدایت بیش از هر چیز با آثار ماندگاری مانند بوف کور، سه قطره خون و سگ ولگرد گره خورده است، اما کمتر کسی میداند که او در مقطعی از زندگی حرفهای خود کارمند بانک ملی ایران بود. هدایت پس از بازگشت از اروپا و ناکامی در ادامه تحصیل، در سال ۱۳۰۹ وارد بانک ملی شد؛ دورانی که این بانک در حال تبدیل شدن به مهمترین نهاد مالی کشور بود و بسیاری از تحصیلکردگان جوان جذب آن میشدند.
نخستین دوره حضور هدایت در بانک ملی چندان طولانی نبود و او در مهر ۱۳۱۰ از این سمت استعفا داد. هدایت در نامهای به دوست خود، تقی رضوی، از تصمیمش برای راهاندازی کتابخانهای با مشارکت چند نفر از دوستانش خبر داده بود؛ تصمیمی که هرگز عملی نشد. پس از خروج از بانک ملی، او مدتی در اداره کل تجارت، وزارت امور خارجه، خبرگزاری پارس و شرکت سهامی کل ساختمان فعالیت کرد و همزمان به نویسندگی و ترجمه نیز ادامه داد. اما ارتباط هدایت با بانک ملی به همینجا ختم نشد. او پس از بازگشت از سفر هند، در سال ۱۳۱۶ بار دیگر به استخدام بانک ملی درآمد. این همکاری نیز بیش از یک سال دوام نداشت و هدایت دوباره از بانک جدا شد.
با وجود کوتاه بودن دوران حضور هدایت در بانک ملی، این مقطع بخشی از زندگی حرفهای او را شکل داد. یکی از اسناد باقیمانده از آن سالها، عکس معروفی است که در سال ۱۳۱۷ در حیاط شعبه فردوسی بانک ملی گرفته شده و هدایت را در کنار جمعی از کارکنان بانک نشان میدهد؛ تصویری که امروز از معدود یادگارهای دوران کارمندی این نویسنده بزرگ به شمار میرود.
پس از سالها رفتوآمد میان نویسندگی، ترجمه و کار اداری، صادق هدایت در سال ۱۳۳۰ در پاریس به زندگی خود پایان داد. او در گورستان پرلاشز دفن شد و همانطور که در منابع زندگینامهای آمده، پایان زندگیاش به اندازه آثارش در حافظه فرهنگی ایران ماندگار شد.
یوسف خوشکیش؛ از کارمند بانک ملی تا آخرین رئیس بانک مرکزی پهلوی
نام یوسف خوشکیش در تاریخ بانکداری ایران، بیش از هر چیز با حضور او در سطوح بالای نظام پولی کشور و در نهایت با سرنوشت جنجالیاش پس از انقلاب گره خورده است. اما مسیر حرفهای او برخلاف تصویر پایانی زندگیاش، از نقطهای کاملاً معمولی آغاز شد: کارمندی در بانک ملی ایران.
خوشکیش فعالیت خود را بهعنوان کارمند بانک ملی آغاز کرد. او پس از قبولی در آزمون اعزام کارکنان، برای آموزشهای تخصصی به فرانسه اعزام شد و پس از بازگشت دوباره به بانک ملی پیوست و در مسیر مدیریتی این بانک رشد کرد.در ادامه، او در سال ۱۳۳۹ به مدیرکلی بانک ملی رسید؛ جایگاهی که حدود ۱۷ سال در مدار مدیریتی این بانک با آن شناخته میشود. در برخی روایتها آمده که در همین دوره، شمار شعب بانک ملی از ۱۸۰ به ۱۸۰۰ شعبه رسید و بانک ملی به شصتمین بانک بزرگ جهان تبدیل شد. خوشکیش در روایت همکارانش مدیری سختگیر و حساس نسبت به انضباط مالی بود. در برخی روایتها حتی به استفاده او از منابع شخصی برای هزینههای رفاهی کارکنان اشاره شده است.
در سال ۱۳۵۷، همزمان با تحولات سیاسی منتهی به انقلاب، او به ریاست بانک مرکزی منصوب شد؛ اما این دوره کوتاه و در شرایطی بحرانی سپری شد. او کمتر از یک سال در این سمت باقی ماند و پس از انقلاب از مسئولیت کنار گذاشته شد. در ۲۵ مرداد ۱۳۵۹ خبر اعدام او در رسانهها منتشر شد؛ رخدادی که نامش را در زمره چهرههای بحثبرانگیز تاریخ بانکداری ایران قرار داد.بر اساس این اعلامیه، او پس از محاکمه در روزهای ۱۸ تا ۲۰ مرداد، به اتهام «ایجاد تورم، عدم مدیریت مناسب بازار ارز، حرام اعلام کردن معاملات ارزی از طریق قاچاقچیان و دلالان غیرمجاز» و «رعایت نکردن موازین اسلامی در اقتصاد» بهعنوان مفسد فیالارض و محارب با خدا و رسول او شناخته شد و در سحرگاه ۲۴ مرداد ۱۳۵۹ اعدام شد.
ابوالحسن ابتهاج؛ معمار برنامهریزی اقتصادی مدرن ایران
نام ابوالحسن ابتهاج در تاریخ اقتصاد ایران با شکلگیری نظام برنامهریزی مدرن و همچنین مدیریت بانک ملی و سازمان برنامه گره خورده است. او از معدود مدیرانی بود که نقش او از سطح بانکداری فراتر رفت و به طراحی ساختارهای کلان اقتصادی کشور رسید. ابتهاج فعالیت حرفهای خود را در ساختار بانکی کشور آغاز کرد و پس از تجربه در بانک شاهی، به بانک ملی ایران راه یافت. ابتهاج در سال ۱۳۲۱ به معاونت بانک ملی رسید و در سال ۱۳۲۳ ریاست این بانک را بر عهده گرفت.
او در این دوره تلاش کرد ساختار بانکداری کشور را منظمتر و نقش بانک ملی را در سیاستهای پولی پررنگتر کند. برخی تصمیمهای او مانند محدود کردن فروش ارز و ساماندهی منابع ارزی، از اقدامات در ادامه، مهمترین نقش او در تأسیس و هدایت سازمان برنامه رقم خورد؛ نهادی که برای نخستینبار مفهوم برنامهریزی توسعه اقتصادی را در ایران بهصورت نظاممند دنبال کرد. ابتهاج با تأکید بر انضباط مالی، برنامهریزی بلندمدت و استفاده از منابع خارجی، مسیر جدیدی در مدیریت توسعه کشور تعریف کرد.
او در دوران فعالیت خود به مدیری سختگیر، صریح و منتقد ساختارهای غیرشفاف شناخته میشد؛ تا جایی که اختلافنظرهای جدی او با برخی جریانهای سیاسی و اقتصادی وقت، در نهایت به کنار گذاشته شدنش از سازمان برنامه انجامید. با این حال، نقش او در پایهگذاری تفکر توسعهمحور در اقتصاد ایران همچنان یکی از نقاط عطف تاریخ اقتصاد کشور محسوب میشود و نامش بهعنوان یکی از بنیانگذاران برنامهریزی توسعه در اقتصاد ایران باقی مانده است؛ ابوالحسن ابتهاج در نهایت پس از سالها فعالیت در خارج از ساختار رسمی دولت، ایران را ترک کرد و در سال ۱۳۷۸ درگذشت.
مهدی سمیعی؛ چهرهای در شکلگیری بانک مرکزی مدرن
مهدی سمیعی از چهرههای اثرگذار تاریخ بانکداری ایران است که نامش با شکلگیری و توسعه نهادهای مهم مالی کشور گره خورده است. او در سال ۱۲۹۷ در رشت به دنیا آمد و پس از تحصیل در تهران، در آزمون بانک ملی پذیرفته شد و در میان گروهی از پذیرفتهشدگان برای ادامه تحصیل به انگلستان اعزام شد. بازگشت او به ایران، آغاز فعالیت رسمیاش در بانک ملی بود؛ جایی که مسیر حرفهایاش بهتدریج از یک کارمند ساده به یکی از مدیران ارشد نظام بانکی تغییر کرد.
در دهه ۱۳۲۰ و همزمان با فعالیتهای صنفی کارمندان بانک ملی، بهدلیل اختلافنظرهایی با مدیریت وقت، به زاهدان منتقل شد و بهعنوان معاون بانک ملی در آن شهر مشغول به کار شد. او در همین دوره علاوه بر انجام وظایف اداری، به آموزش نیروهای محلی و توسعه زیرساختهای بانکی در منطقه نیز پرداخت. پس از بازگشت به تهران، در جریان ملی شدن صنعت نفت نیز در هیئتهای کارشناسی مرتبط با صنعت نفت حضور داشت و بهتدریج در ساختار مدیریتی بانک ملی و سپس نهادهای اقتصادی کشور ارتقا یافت.
اوج فعالیت حرفهای سمیعی به دوران حضور او در بانک مرکزی بازمیگردد؛ جایی که در دو مقطع بین سالهای ۱۳۴۲ تا ۱۳۴۷ و سپس ۱۳۴۹ تا ۱۳۵۰ ریاست این نهاد را بر عهده داشت. او در این دوره تلاش کرد با ابزارهای سیاست پولی، ساختار بازار پول را منظمتر و کارآمدتر کند و همزمان به توسعه نهادهایی مانند بورس اوراق بهادار، صندوق توسعه کشاورزی و مؤسسات آموزشی بانکی کمک کرد. پس از انقلاب، مدتی بازداشت شد اما با پیگیری کارکنان بانک توسعه کشاورزی آزاد شد و در نهایت ایران را ترک کرد و تا پایان عمر در خارج از کشور بهعنوان مشاور بانکی فعالیت داشت.
حسین علاء؛ سیاستمداری که از بانک ملی به نخستوزیری رسید
حسین علاء از چهرههای برجسته سیاسی و اداری دوره قاجار و پهلوی بود که کارنامهای متنوع در حوزههای بانکی، دیپلماتیک و اجرایی داشت. او در اسفند ۱۳۱۱ به ریاست هیئتمدیره بانک ملی ایران منصوب شد و سپس در مهر ۱۳۲۰ به ریاست کامل بانک ملی رسید؛ مقطعی که در آن، بانک ملی در حال تثبیت جایگاه خود در ساختار مالی کشور بود و نقش مدیریت آن اهمیت ویژهای داشت.
پس از تجربه مدیریتی در بانک ملی، علاء وارد سطوح بالای قدرت سیاسی شد و در دی ۱۳۲۱ به وزارت دربار رسید. او در سالهای بعد در مسئولیتهایی چون سفیر ایران در کشورهای مختلف، وزیر فوائد عامه و وزیر بازرگانی حضور داشت و در نهایت به مقام نخستوزیری نیز رسید؛ جایگاهی که نشاندهنده پیوند مسیر اداری او با ساختار قدرت سیاسی آن دوره بود.
ترکیب تجربه بانکی و مناصب عالی سیاسی در کارنامه علاء، تصویری از یک چهره دولتمحور در ساختار حکمرانی آن زمان ارائه میدهد؛ فردی که حضورش در بانک ملی، بخشی از مسیر ورود او به بالاترین سطوح تصمیمگیری کشور محسوب میشود.
علاء پس از سالها حضور در رأس مناصب دولتی، در سال ۱۳۴۲ به سنا رفت و یک سال بعد، در ۲۱ تیر ۱۳۴۳ در تهران درگذشت. او در ۸۲ سالگی از دنیا رفت؛ درحالیکه نامش بهعنوان یکی از رجال مهم و ماندگار دوره پهلوی باقی مانده بود.
احمد طاهری بهبهانی؛ بانکیِ قدیمی که مسیرش را از بانک ملی آغاز کرد
نام سید احمد طاهری بهبهانی در تاریخ بانکداری ایران با تجربهای طولانی و حضور در لایههای مختلف مدیریتی گره خورده است. او در دوم دی ۱۳۳۵ به استخدام بانک ملی ایران درآمد و در سالهای بعد در بخشهای داخلی و بینالمللی شعبه مرکزی شیراز و شعبه سعدی تهران فعالیت کرد. سپس در مسیر حرفهای خود به مسئولیتهای مهمتری در ساختار بانک ملی رسید و از جمله مدیریت منطقه خلیج فارس بانک ملی، که ۱۹ شعبه را زیر پوشش داشت، و نیز مدیریت منطقه انگلستان و مدیترانه و شعبه مرکزی لندن را برعهده گرفت. همین سابقه، او را به یکی از چهرههای باسابقه و شناختهشده نظام بانکی ایران تبدیل کرد.
طاهری بهبهانی بعدتر از بانک ملی به سطح بالاتری از مدیریت بانکی رسید و در بانکهای غیردولتی و بینالمللی هم نقشهای مهمی گرفت. او مدیرعامل بانک اقتصاد نوین، مدیرعامل بانک سرمایهگذاری خارجی ایران، مشاور و مدیرعامل بانکهای برونمرزی و در نهایت مدیرعامل بانک سامان شد. رسانههای بانکی او را از قدیمیترین مدیران نظام بانکی ایران میدانند؛ مدیری که مسیرش از بانک ملی آغاز شد اما به مدیریت ارشد بانکداری خصوصی و بینالمللی رسید و نامش در تاریخ صنعت بانکداری ایران ماندگار شد.
محمدرضا فرزین؛ جابهجایی میان دو مرکز قدرت بانکی
محمدرضا فرزین از مدیران نظام بانکی ایران است که در سالهای اخیر نقش او در مدیریت بانک ملی و سپس بانک مرکزی برجسته شده است. او در آبان ۱۴۰۰ بهعنوان مدیرعامل بانک ملی ایران منصوب شد و در دورهای وارد این مسئولیت شد که این بانک با گستره وسیع فعالیت، حجم بالای داراییها و نقش پررنگ در سیاستهای اعتباری دولت مواجه بود. فرزین در این دوره تلاش کرد بر بهبود ساختارهای مدیریتی و انضباط مالی بانک تمرکز کند.


در ادامه، در دی ۱۴۰۱ با حکم دولت به ریاست کل بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران رسید و مسئولیت هدایت مهمترین نهاد پولی کشور را بر عهده گرفت. این جایگاه، او را مستقیماً در مرکز تصمیمگیریهای مربوط به سیاستهای ارزی، کنترل نقدینگی و مدیریت تورم قرار داد؛ موضوعاتی که در سالهای اخیر از مهمترین محورهای اقتصاد ایران بودهاند.
پیش از حضور در بانک ملی، فرزین سابقه فعالیت در بانک کارآفرین، بانک کشاورزی و همچنین حضور در ساختارهای سیاستگذاری اقتصادی از جمله شورای پول و اعتبار را در کارنامه دارد. همین مسیر مدیریتی باعث شده او در گروه مدیرانی قرار گیرد که از بدنه اجرایی نظام بانکی به سطح تصمیمسازی کلان پولی کشور رسیدهاند.
فرزین پس از حدود سه سال حضور در رأس بانک مرکزی، در سال ۱۴۰۴ از این سمت کنار رفت و به دستیار ویژه اقتصادی رئیسجمهور منصوب شد. با این جابهجایی، او از مقام اجرایی بانک مرکزی به یک جایگاه مشورتی در دولت منتقل شد.
محمودرضا خاوری؛ از مدیران ارشد بانک ملی تا پرونده اختلاس بزرگ بانکی
محمودرضا خاوری از مدیران باسابقه نظام بانکی ایران بود که سابقه فعالیت او در ساختار بانکهای دولتی به دهههای قبل بازمیگردد. او در سال ۱۳۸۸ به سمت مدیرعاملی بانک ملی ایران منصوب شد؛ دورهای که بانک ملی بهعنوان بزرگترین بانک دولتی کشور نقش مهمی در سیاستهای اعتباری و اجرایی اقتصاد ایران داشت و خاوری نیز در رأس مدیریت آن قرار گرفت.
پس از این دوره، در سال ۱۳۹۰ و همزمان با تغییرات مدیریتی در نظام پولی کشور، به ریاست بانک مرکزی منصوب شد؛ مسئولیتی که او را در رأس سیاستگذار اصلی پولی و ارزی ایران قرار میداد. با این حال، مدت کوتاهی پس از آغاز این مسئولیت، در جریان افشای پرونده اختلاس بزرگ بانکی (پرونده ۳ هزار میلیارد تومانی) نام او در مرکز توجه قرار گرفت و از کشور خارج شد.
خروج خاوری از ایران در همان سال، پایان حضور او در ساختار رسمی بانکداری کشور را رقم زد و بعدها پیگیریهای قضایی و صدور احکام غیابی علیه او، نامش را به یکی از پرحاشیهترین چهرههای تاریخ بانکی ایران تبدیل کرد.
عبدالناصر همتی؛ از بانک ملی تا دو دوره ریاست کل بانک مرکزی
عبدالناصر همتی از چهرههای اثرگذار نظام بانکی ایران است که مسیر حرفهای او از حوزه بیمه و مدیریتهای اجرایی آغاز شد و در ادامه به بانکداری و سیاستگذاری پولی رسید. او در دهههای ۱۳۷۰ و ۱۳۸۰ در سمتهایی مانند ریاست بیمه مرکزی و مدیریت عامل بانک سینا فعالیت داشت و سپس وارد یکی از مهمترین مسئولیتهای بانکی کشور شد.
همتی در ۸ مهر ۱۳۹۲ بهعنوان مدیرعامل بانک ملی ایران منصوب شد. در این دوره، او مدیریت یکی از بزرگترین بانکهای دولتی کشور را بر عهده گرفت و تلاشهایی برای اصلاح ساختارهای مالی، بهبود تراز عملیاتی و ارتقای نظام مدیریتی بانک انجام داد. این تجربه، جایگاه او را بهعنوان یکی از مدیران شناختهشده شبکه بانکی کشور تثبیت کرد.
در ادامه، در ۳ مرداد ۱۳۹۷ با حکم رئیسجمهور وقت به ریاست کل بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران رسید و تا خرداد ۱۴۰۰ در این سمت باقی ماند. دوره نخست مدیریت او با شرایط سخت اقتصادی، تحریمها و نوسانات ارزی شدید همراه بود و سیاستهای پولی او در مرکز بحثهای اقتصادی قرار گرفت. پس از چند سال فاصله از این مسئولیت، بار دیگر به بانک مرکزی بازگشت و در سال ۱۴۰۴ دوباره مسئولیت ریاست کل این نهاد را بر عهده گرفت؛ اتفاقی که او را در جمع معدود افرادی قرار میدهد که دو دوره متفاوت ریاست بانک مرکزی را تجربه کردهاند.
امین میرزازاده؛ کارمند بانک ملی و قهرمان کشتی جهان
نام امین میرزازاده بیشتر با کشتی فرنگی و موفقیتهای بینالمللی او شناخته میشود تا فضای بانکی. او در سالهای اخیر بهعنوان یکی از چهرههای مطرح تیم ملی کشتی فرنگی ایران در وزن سنگینوزن مطرح شده و با کسب مدال طلای رقابتهای جهانی، نامش در سطح بینالمللی مطرح شده است.


بر اساس پیام رسمی بانک ملی ایران در شهریور ۱۴۰۴، میرزازاده از کارکنان این بانک بوده است و همزمان با فعالیت حرفهای ورزشی، در بانک ملی نیز مشغول به کار بوده است. در این پیام، این موفقیت مایه افتخار بانک و نشانهای از توانمندی کارکنان آن عنوان شده است.















