بازار اعتبار ایران با کمبود بازیگر، محصول یا حتی منابع مالی مواجه نیست؛ مسئله اصلی، پراکندگی اجزایی است که هنوز نتوانستهاند در قالب یک زیرساخت یکپارچه کنار یکدیگر قرار بگیرند. بانکها منابع مالی دارند، اپراتورها دادههای رفتاری را در اختیار دارند، شرکتهای فناوری تجربه کاربری را طراحی میکنند و لندتکها نیز کانالهای تازهای برای توزیع اعتبار ساختهاند. با این حال، اتصال میان این اجزا همچنان حلقه مفقوده بازار باقی مانده است.
شرکت همراه کسبوکارهای هوشمند یا EBCOM میخواهد در همین نقطه نقشآفرینی کند. این شرکت که فعالیتش در اکوسیستم همراه اول شکل گرفته، قصد دارد از یک فینتک محصولمحور فراتر برود و منابع مالی، داده، فناوری، پذیرندگان و کاربران را در یک زنجیره ارزش مشترک به هم متصل کند.
سیاوش بیات سرمدی، مدیرعامل EBCOM، بر این باور است که BNPL تنها نقطه آغاز تحول بازار اعتبار است. از نگاه او، آینده این صنعت به خدماتی تعلق دارد که بر پایه رفتار هر کاربر شخصیسازی میشوند، در دل تجربه خرید قرار میگیرند و بهجای سابقه اعتباری محدود، از تحلیل زنده دادهها استفاده میکنند.
از معماری کامپیوتر تا مدیریت EBCOM
بیات سرمدی فعالیت حرفهای خود را از حوزه معماری کامپیوتر آغاز کرد. او پس از تحصیل در دانشگاه تهران و دانشگاه صنعتی شریف، برای ادامه تحصیل به آلمان و سپس کانادا رفت و در دانشگاه واترلو فعالیت کرد. پس از پایان تحصیل نیز حدود شش سال در شرکت AMD کانادا مشغول به کار شد.
او در سال ۱۳۹۲ به ایران بازگشت و به عضویت هیئت علمی دانشگاه صنعتی شریف درآمد. ورودش به همراه اول در سال ۱۳۹۸ رقم خورد؛ ابتدا در مرکز تحقیق و توسعه این اپراتور فعالیت کرد و سپس نزدیک به چهار سال معاون فناوری اطلاعات همراه اول بود. در ابتدای سال ۱۴۰۴ نیز مدیریت EBCOM به او سپرده شد.
EBCOM فقط یک شرکت فینتک نیست
بیات سرمدی معتقد است فعالیت EBCOM نباید به یک محصول، بازار یا خدمت مالی محدود شود. او جایگاه این شرکت را در اکوسیستم همراه اول اینطور توصیف کرد: «شرکت همراه کسبوکارهای هوشمند تنها یک شرکت فینتک نیست؛ EBCOM بهعنوان قلب تپنده و مغز متفکر فینتک در اکوسیستم همراه اول تعریف شده است.»

در حال حاضر، لندتک و اعتباردهی دیجیتال مهمترین موتور رشد شرکت محسوب میشود، اما برنامه EBCOM به توسعه اعتبار محدود نمانده است. کیف پول، پرداختهای همهکاناله، انتقال وجه و پرداخت مبتنی بر QR Code، OTP و NFC نیز در زنجیره خدمات این شرکت قرار گرفتهاند.
EBCOM همچنین به حدود ۷۰ میلیون حساب کاربری متصل در اکوسیستم همراه اول دسترسی دارد؛ ظرفیتی که به گفته مدیرعامل شرکت، امکان توزیع خدمات مالی در مقیاس ملی را فراهم میکند.
او گفت: «وقتی از ۷۰ میلیون حساب کاربری متصل صحبت میکنیم، میتوانیم با تکیه بر این مقیاس بیسابقه، عملاً بهعنوان هاب محوری توزیع خدمات مالی در کشور عمل کنیم.»
این مقیاس تنها به معنای دسترسی به کاربران بیشتر نیست. کاهش هزینه جذب مشتری، عرضه سریعتر محصولات جدید و ایجاد اثر شبکهای، مزیتهایی هستند که EBCOM میخواهد با تکیه بر زیرساخت همراه اول به دست آورد.
مسئله، پراکندگی خدمات مالی است
از نگاه بیات سرمدی، یکی از مشکلات اکوسیستم مالی ایران، ارائه جزیرهای خدمات است. کاربران برای دریافت هر خدمت مالی باید به پلتفرمی جداگانه مراجعه کنند و دادهها و تجربه مالی آنها میان سامانههای مختلف پراکنده شده است.
او مأموریت EBCOM را چنین توضیح داد: «EBCOM در حال تجاریسازی و فعالسازی داراییهای منحصربهفرد اپراتوری، اعم از کلاندادهها، هویت دیجیتال پایدار و کانالهای ارتباطی، برای خلق نسل جدیدی از خدمات مالی توزیعشده در مقیاس ملی است.»
بنابراین، هدف شرکت صرفاً افزودن چند ابزار مالی به یک اپلیکیشن نیست. EBCOM میخواهد از زیرساختهای همراه اول برای کاهش اصطکاک خدمات مالی، سادهسازی احراز هویت و توزیع محصولات دادهمحور استفاده کند.
اوانو قرار نیست یک BNPL دیگر باشد
بیات سرمدی تأکید کرد که اوانو نباید فقط بهعنوان یک ابزار خرید اعتباری یا یک لندتک دیگر شناخته شود. هدف این محصول، حرکت از ارائه یک خدمت مستقل به سمت ایجاد زیرساختی برای توزیع خدمات مالی است.

او گفت: «تمایز بنیادی اوانو با لندتکهای سنتی بازار در این است که ما مدل ذهنی خود را از یک ارائهدهنده تکمحصولی به یک ارکستراتور پلتفرمی در زنجیره ارزش خدمات مالی تغییر دادهایم.»
این مدل بر دو مزیت اصلی اکوسیستم همراه اول استوار است: نخست، مقیاس و عمق دادههای اپراتوری و دوم، ظرفیتهای امنیتی سیمکارت. شماره تلفن همراه در این معماری تنها یک راه ارتباطی نیست و میتواند به شناسهای برای هویت دیجیتال تبدیل شود. دادههای رفتاری اپراتوری نیز امکان شناخت بهتر کاربران و کاهش زمان احراز هویت و اعتبارسنجی را فراهم میکنند.
مدیرعامل EBCOM توضیح داد: «ما با تحلیل کلاندادههای رفتار اپراتوری، فرایند ارزیابی ریسک و احراز هویت را بهینهسازی میکنیم تا زمان ورود کاربر به چرخه اعتباری به حداقل برسد.»
مزیت دیگر، استفاده از سیمکارت بهعنوان یک عنصر امنیتی سختافزاری است. در مدلهایی مانند پرداخت NFC مبتنی بر سیمکارت، بخشی از فرایند احراز هویت و تأیید تراکنش در لایه سیمکارت انجام میشود؛ قابلیتی که میتواند امنیت پرداخت را بدون پیچیدهکردن تجربه کاربری افزایش دهد.
مزیت اپراتورها در نقدینگی نیست
حضور اپراتورها در بازار اعتبار گاهی بهعنوان رقابتی تازه با بانکها تعبیر میشود، اما بیات سرمدی چنین برداشتی را درست نمیداند. از نگاه او، اپراتورها قرار نیست جای بانکها را در تأمین مالی بگیرند.
او گفت: «در پارادایم جدید اقتصاد دیجیتال، مزیت رقابتی پایدار اپراتورها در ابزار نقدینگی آنها نیست، بلکه در عمق دادههای رفتاری آنها نهفته است.»
بانکها همچنان منابع مالی، مدیریت ریسک و انطباق با مقررات را بر عهده دارند و اپراتورها میتوانند در شناخت مشتری، اعتبارسنجی، توزیع اعتبار و طراحی تجربه کاربری نقشآفرینی کنند.
به همین دلیل، آینده صنعت از نگاه او در رقابت این دو گروه شکل نمیگیرد. او تأکید کرد: «آینده این صنعت نه در رقابت بانکها و اپراتورها، بلکه در همافزایی این دو شکل میگیرد.»
در این چارچوب، برنده بازار لزوماً نهادی نیست که منابع مالی بیشتری در اختیار دارد. پلتفرمی برتری پیدا میکند که بتواند داده، فناوری و جریان سرمایه را در یک ساختار هماهنگ مدیریت کند.
اعتبارسنجی باید از سابقه بانکی فراتر برود
یکی از مسائل بازار اعتبار ایران، اتکای زیاد به سابقه بانکی و اطلاعات رسمی است. این مدل، جوانان، فریلنسرها و بخشی از فعالان اقتصاد دیجیتال را که سابقه اعتباری کاملی ندارند، پرریسک ارزیابی میکند.
بیات سرمدی درباره این گروه گفت: «این گروه لزوماً مشتریان پرریسکی نیستند؛ بلکه قربانیان عدم تقارن اطلاعاتی در مدلهای سنتی بانکداریاند.»
از نگاه او، دادههای جایگزین میتوانند بخشی از این شکاف اطلاعاتی را جبران کنند. نحوه پرداخت قبوض، استمرار استفاده از خدمات، سوابق خرید، رفتار دیجیتال و دادههای اپراتوری میتوانند تصویر دقیقتری از مسئولیتپذیری مالی کاربران ایجاد کنند.

آینده اعتبارسنجی، در این نگاه، به مدلهای هیبریدی تعلق دارد؛ مدلهایی که سابقه مالی را با دادههای رفتاری ترکیب میکنند. چنین رویکردی هم میتواند نرخ نکول را کاهش دهد و هم گروههای بیشتری را وارد چرخه اعتبار کند.
تعداد کاربران، معیار کافی موفقیت نیست
افزایش تعداد کاربران یا حجم اعتبار اعطاشده، معمولاً مهمترین شاخص رشد لندتکها تلقی میشود، اما مدیرعامل EBCOM این معیارها را بهتنهایی کافی نمیداند.
او گفت: «اگر بخواهیم از منظر استراتژی رشد پایدار و سودآور اولویتبندی کنیم، تمرکز اصلی ما بر کیفیت پرتفوی اعتباری و نرخ تکرار مصرف است.»
کیفیت پرتفوی نشان میدهد موتور اعتبارسنجی تا چه اندازه درست عمل کرده است و نرخ تکرار مصرف مشخص میکند اعتبار تا چه حد وارد زندگی روزمره کاربران شده است. رشد زمانی ارزش دارد که با کنترل ریسک و تکرار استفاده همراه باشد.
سه حلقه مفقوده اقتصاد اعتبار
بیات سرمدی اعتقاد دارد اقتصاد اعتبار با توزیع وام یکسان نیست. در یک اقتصاد اعتباری، اعتبار فقط ابزاری اضطراری برای خرید نیست؛ بلکه به بخشی از مدیریت روزمره جریان نقدینگی خانوار تبدیل میشود.
او سه مانع اصلی را در مسیر توسعه این بازار شناسایی کرد. نخست، نبود زیرساخت جامع داده و اعتبارسنجی است. دوم، اعتبار همچنان بهصورت محصولی مستقل عرضه میشود، در حالی که آینده بازار به امور مالی تعبیهشده تعلق دارد؛ یعنی اعتبار باید در همان لحظه نیاز، در دل خرید یا دریافت خدمت ظاهر شود.
مانع سوم، محدودبودن محل مصرف اعتبار است. بخش بزرگی از بازار همچنان بر اعتبار حلقه بسته استوار است که فقط در یک فروشگاه یا اکوسیستم مشخص استفاده میشود. حرکت به سمت مدل حلقه باز میتواند دامنه کاربرد اعتبار را افزایش دهد، هرچند مدلهای بسته نیز در اکوسیستمهای تخصصی جایگاه خود را حفظ میکنند.
رقابت از «تخصیص اعتبار» به «تجربه اعتباری» رسیده است
تجربه فعالیت EBCOM در بازار نشان داده است که افزایش سقف یا سرعت تخصیص اعتبار، بهتنهایی مزیت پایداری ایجاد نمیکند. کیفیت کل تجربه کاربر، از احراز هویت و انتخاب پذیرنده تا مدیریت اقساط و بازپرداخت، اهمیت بیشتری پیدا کرده است.
بیات سرمدی گفت: «تحلیل میلیونها رفتار تراکنشی نشان داد که الگوی مصرف اعتبار در ایران با یک تغییر بنیادین مواجه شده است.»
اعتبار دیگر فقط برای خرید کالاهای بادوام استفاده نمیشود و به ابزاری برای مدیریت مخارج روزمره تبدیل شده است. این تغییر، شرکتها را ناچار میکند محصولات را متناسب با رفتار و نیاز واقعی هر کاربر طراحی کنند.
به گفته او، نرخ نکول نیز فقط به درآمد افراد وابسته نیست و کیفیت طراحی محصول و تناسب مبلغ و شرایط اعتبار با نیاز کاربر در آن نقش دارد. به همین دلیل، EBCOM روی تحلیل داده، هوش تجاری و اعتبارسنجی پویا سرمایهگذاری کرده است.
بازار به یک «شتاب اعتباری» نیاز دارد
اگر قرار باشد تنها یک اصلاح بنیادین در بازار انجام شود، انتخاب بیات سرمدی ایجاد زیرساخت ملی داده و اعتبارسنجی است.
او گفت: «آینده صنعت اعتبار بیش از آنکه به میزان منابع مالی وابسته باشد، به کیفیت داده و نحوه بهرهبرداری از آن وابسته است.» دادههای لازم برای اعتبارسنجی در بانکها، اپراتورها، شرکتهای بیمه، پلتفرمهای تجارت الکترونیکی و کسبوکارهای دیجیتال پراکندهاند. ایجاد زیرساختی مشترک، مشابه نقشی که شتاب و شاپرک در صنعت پرداخت ایفا کردهاند، میتواند تصمیمگیری اعتباری را دقیقتر کند.
البته چنین زیرساختی به معنای دسترسی آزاد شرکتها به اطلاعات کاربران نیست. استفاده از داده باید بر پایه رضایت کاربر، قواعد حریم خصوصی و استانداردهای امنیتی شکل بگیرد.
BNPL آغاز مسیر است، نه پایان آن
بیات سرمدی تصور رایج درباره آینده بازار اعتبار را نیز به چالش کشید. او گفت: «BNPL نقطه شروع تحول بود، اما نقطه پایان آن نخواهد بود.»
BNPL کاربران را با خرید اعتباری آشنا کرده است، اما مرحله بعدی بازار، اعتبارهای هوشمند، شخصیسازیشده و تعبیهشده است. در این بازار، سقف اعتبار مهمترین مزیت رقابتی نیست؛ دقت اعتبارسنجی، انعطاف بازپرداخت، تنوع محل مصرف و توان پیشبینی نیاز مشتری اهمیت بیشتری دارند.
اعتبارهای تخصصی در حوزههایی مانند سلامت، آموزش، گردشگری، خرید کالاهای سرمایهای و تأمین مالی زنجیره تولید نیز میتوانند توسعه پیدا کنند.
در چنین چشماندازی، اوانو قرار نیست صرفاً ارائهدهنده اعتبار خرد باقی بماند. بیات سرمدی مأموریت آن را اینطور توضیح داد: «مأموریت راهبردی ما در اوانو این است که فراتر از یک ارائهدهنده خدمات مالی خرد، بهعنوان زیرساخت مرجع، پیشران اصلی و هدایتکننده اقتصاد اعتباری ایفای نقش کنیم؛ بستری پویا که بانکها، بازار سرمایه، پذیرندگان و کاربران نهایی را در یک زنجیره ارزش پایدار و مقیاسپذیر به هم متصل میسازد.»