بیتکوین روز جمعه ۲۱ اوت نزدیک به ۸ درصد رشد کرد و به بیش از ۷۸ هزار دلار رسید. این رمزارز در طول هفته حدود ۲۴ درصد بالا رفته و به بالاترین سطح خود از ماه مه رسیده است. فایننشیال تایمز این رشد را بهترین عملکرد هفتگی بیتکوین در بیش از سه سال توصیف کرده است. والاستریت ژورنال نیز گزارش داده که بیتکوین در مسیر ثبت بهترین عملکرد هفتگی خود از مارس ۲۰۲۳ قرار دارد و در مقطعی از روز تا نزدیکی ۸۰ هزار دلار پیش رفته است.
در سوی دیگر بازار، طلا نیز ۱.۵ درصد در روز جمعه رشد کرد و به حدود ۴۵۸۵ دلار به ازای هر اونس رسید. قیمت طلا در ماه اوت بیش از ۱۳ درصد افزایش یفته و در صورت تداوم این روند، بزرگترین رشد ماهانه آن از سال ۱۹۹۹ رقم خواهد خورد. همزمانی رشد طلا و بیتکوین، توجه بازار را به یک روایت قدیمی اما دوباره مهم جلب کرده است: نگرانی درباره کاهش ارزش پولهای فیات، بهویژه دلار.
عامل اصلی؛ حرکت خزانهداری آمریکا
یکی از مهمترین جرقههای این موج صعودی، تصمیم وزارت خزانهداری آمریکا برای افزایش اندازه بازخرید اوراق بلندمدت دولت است. خزانهداری آمریکا اعلام کرده اندازه عملیات بازخرید اوراق با سررسیدهای بلندمدت را حداقل دو برابر میکند. سقف فعلی هر عملیات ۲ میلیارد دلار بود و از ۹ سپتامبر به حداقل ۴ میلیارد دلار افزایش خواهد یافت. این برنامه قرار است تا پایان دوره بازپرداخت فعلی در ۴ نوامبر ادامه داشته باشد.
هدف رسمی این اقدام، افزایش نقدشوندگی در بخشهای بلندمدت بازار اوراق خزانهداری است. اما بازار برداشتهای دیگری هم از آن داشته است.
بازده اوراق ۳۰ ساله آمریکا در روزهای اخیر به بالاترین سطح خود از سال ۲۰۰۷ رسیده بود. افزایش بازده اوراق، هزینه استقراض را بالا میبرد و برای داراییهای پرریسک مانند سهام و رمزارزها معمولاً خبر خوبی نیست. اقدام خزانهداری در ابتدا باعث کاهش بازده اوراق و افزایش اشتهای ریسک شد.
با این حال، مسئله مهمتر در سمت ارز اتفاق افتاد. سرمایهگذاران این مداخله را نشانهای از نگرانی دولت آمریکا درباره بازار بدهی و تلاش برای کنترل هزینه تأمین مالی دولت تلقی کردند. نتیجه، فشار بیشتر بر دلار بود.
بر اساس گزارش رویترز، شاخص دلار در هفته جاری حدود ۰.۹۴ درصد افت کرده و به ۹۸.۶۵ رسیده؛ سطحی نزدیک به کمترین میزان سه ماه گذشته. برخی تحلیلگران هشدار دادهاند که مداخلات بیشتر در بازار اوراق میتواند نگرانی درباره «سرکوب مالی» و کاهش جذابیت دلار را افزایش دهد.
«معامله کاهش ارزش پول» دوباره زنده شد
این همان نقطهای است که بیتکوین و طلا به هم میرسند. در بازارهای جهانی، سرمایهگذاران به خرید داراییهایی روی میآورند که انتظار دارند در صورت کاهش ارزش پولهای فیات، ارزش خود را بهتر حفظ کنند. طلا نمونه سنتی این داراییهاست و بیتکوین در سالهای اخیر تلاش کرده جایگاه مشابهی در سبد سرمایهگذاری پیدا کند.
Financial Times این روند را بازگشت debasement trade توصیف کرده است؛ یعنی معاملهای که در آن سرمایهگذاران از داراییهایی مانند طلا و بیتکوین برای پوشش ریسک کاهش قدرت خرید پول استفاده میکنند. به گفته این گزارش، جنگ ایران در ماههای گذشته این روایت را تضعیف کرده بود، اما اکنون با تغییر شرایط بازار اوراق و کاهش ارزش دلار، دوباره به مرکز توجه بازار برگشته است.
این نکته مهم است، چون رشد بیتکوین در این مقطع را نمیتوان صرفاً با افزایش علاقه به رمزارز توضیح داد. بخشی از سرمایهای که در حال حرکت به سمت بیتکوین است، در واقع در حال واکنش به شرایط اقتصاد کلان آمریکا است.
بازگشت سرمایه نهادی
در کنار عوامل کلان، ورود پول به صندوقهای قابل معامله بیتکوین نیز به رشد قیمت کمک کرده است. گزارشهای بازار نشان میدهد صندوقهای قابل معامله بیتکوین در آمریکا پس از چند هفته ضعیف، دوباره با ورود سرمایه مواجه شدهاند. در اوایل اوت، این صندوقها در یک هفته بیش از ۸۵۳ میلیون دلار ورود سرمایه ثبت کردند و صندوقهای بیتکوین و اتریوم رویهم بیش از یک میلیارد دلار جذب کردند.
در روزهای اخیر نیز جریان ورود پول به ETFهای بیتکوین ادامه داشته و گزارشهایی از ورود بیش از یک میلیارد دلار طی چند جلسه معاملاتی منتشر شده است. این موضوع از این جهت اهمیت دارد که نشان میدهد بخشی از تقاضای جدید از مسیر ابزارهای سرمایهگذاری تحت نظارت بازار سرمایه آمریکا وارد بیتکوین میشود، نه فقط از طریق معاملهگران خرد بازار رمزارز.
در کنار این تقاضا، short squeeze نیز به حرکت قیمت سرعت داده است. معاملهگرانی که روی کاهش قیمت بیتکوین شرط بسته بودند، با افزایش ناگهانی قیمت مجبور به بستن موقعیتهای فروش خود شدند و همین موضوع تقاضای بیشتری ایجاد کرد. رویترز نیز موج short-covering را یکی از عوامل مهم شتابگرفتن رشد اخیر معرفی کرده است.
سیاست کریپتویی ترامپ هم به کمک بازار آمد
عامل دیگر، سیاست داخلی آمریکا در قبال رمزارزهاست. دونالد ترامپ روز چهارشنبه از کنگره خواست قانون Clarity Act را تصویب کند؛ قانونی که قرار است مرز میان داراییهایی که تحت قوانین اوراق بهادار قرار میگیرند و داراییهایی که در حوزه کالاها هستند را روشنتر کند و تقسیم وظایف SEC و CFTC را مشخص کند.
رویترز گزارش داده است که این موضع ترامپ در کنار تصمیم خزانهداری، به رشد سهام شرکتهای مرتبط با رمزارز نیز کمک کرده است. البته نباید درباره تصویب این قانون زود نتیجهگیری کرد. این لایحه همچنان در سنا با موانع سیاسی روبهرو است و مخالفان خواستار محدودیتهایی درباره منافع مالی مقامهای سیاسی از فعالیتهای رمزارزی هستند. بنابراین بازار فعلاً بیشتر به «سیگنال سیاسی» واکنش نشان داده تا یک قانون قطعی و اجرایی.
همزمان، کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا نیز در ۱۸ اوت پیشنهاد جدیدی با عنوان Regulation Crypto Assets منتشر کرده است. این پیشنهاد چارچوبی مشخصتر برای برخی عرضههای سرمایهگذاری مرتبط با داراییهای رمزارزی ایجاد میکند و شامل معافیتهایی برای برخی عرضهها و یک سازوکار safe harbor است.
بنابراین در کمتر از یک هفته، بازار کریپتو همزمان چند سیگنال مثبت از دولت، کنگره و نهادهای تنظیمگر آمریکا دریافت کرده است.
آیا این آغاز یک موج صعودی جدید است؟
هنوز برای چنین نتیجهای زود است. بیتکوین در سال ۲۰۲۶ بخش مهمی از زمان خود را تحت فشار گذرانده و طبق گزارش رویترز، حتی پس از جهش اخیر همچنان حدود ۱۸ درصد پایینتر از ابتدای سال و حدود ۴۳ درصد پایینتر از رکورد تاریخی خود قرار داشت.
از طرف دیگر، مشکل اصلی بازار اوراق آمریکا حل نشده است. بدهی دولت آمریکا از ۴۰ تریلیون دلار عبور کرده و هزینه بهره دولت به حدود ۱٬۲ تریلیون دلار در سال نزدیک شده است. همزمان، بازده اوراق بلندمدت بالا مانده و سرمایهگذاران همچنان درباره مسیر تورم، سیاست فدرال رزرو و وضعیت مالی دولت آمریکا نگراناند.
به همین دلیل، اتفاق مهم این هفته را شاید نباید صرفاً با عدد ۷۸ هزار دلار برای بیتکوین سنجید. اتفاق مهمتر این است که بازار بار دیگر بیتکوین را در کنار طلا، بهعنوان یکی از ابزارهای مقابله با ریسک کاهش ارزش پول و بیاعتمادی به سیاست مالی آمریکا معامله میکند.
اگر این روایت ادامه پیدا کند، مسئله فقط رسیدن بیتکوین به ۸۰ هزار یا ۱۰۰ هزار دلار نیست. مسئله بزرگتر، تغییر دوباره جایگاه بیتکوین در سبد داراییهای جهانی است؛ از یک دارایی صرفاً پرریسک و سفتهبازانه به داراییای که بخشی از سرمایهگذاران آن را پوششی در برابر ریسک پول و دولت میدانند.
و این همان بخش داستان است که برای اقتصاد جهانی، و نه فقط بازار کریپتو، اهمیت بیشتری دارد.