گوهر صادقنیا، مدیرعامل سبدگردان آگاه / در سالهای اخیر، همزمان با افزایش تورم، تغییر ساختار جمعیتی و افزایش نیاز به برنامهریزی مالی بلندمدت، نگاه به محصولات مالی نیز دستخوش تحول شده است. از دل همین تحول، طرحهای سرمایهگذاری مبتنی بر بیمه یا Unit-Linked سربرآوردهاند، محصولی که میکوشد مزایای بیمه و سرمایهگذاری را در قالب یک راهکار واحد در اختیار افراد قرار دهد. در این مدل، حدود ۲ تا ۱۵ درصد از مبالغ پرداختی به پوششهای بیمهای مانند فوت، ازکارافتادگی یا بیماریهای خاص اختصاص مییابد و ۸۵ تا ۹۵ درصد باقیمانده وارد سبد سرمایهگذاری میشود.
تفاوت اصلی این محصولات با بیمههای سنتی، در شفافیت بیشتر و نگاه واقعیتر به سرمایهگذاری نهفته است. در بیمههای کلاسیک، معمولاً مشخص نیست منابع در چه داراییهایی سرمایهگذاری شده یا بازدهی واقعی آن چقدر است. سود هم اغلب در یک بازه اسمی حدود ۱۸ تا ۲۸ درصد تعریف میشود، یعنی در اقتصادی با تورم ۳۰ تا ۴۰ درصد، قدرت خرید فرد در بلندمدت کاهش مییابد. ضمن اینکه این سود معمولاً با فاصله زمانی و بعد از گذشت حداقل یک سال به بیمهگذار اعلام میشود. اما در این مدل، سرمایه به طور مستقیم وارد فضای مولد و فرصتهای واقعی سرمایهگذاری میشود و حفظ ارزش زمانی پول در بیمههای متصل به دارایی، بسیار جدیتر و ملموستر از بیمههای سنتی است.
اگرچه صندوقها نیز با تجمیع منابع، امکان مدیریت حرفهای و رشد سرمایه را فراهم میکنند، طرحهای سرمایهگذاری مبتنی بر بیمه فراتر میروند و یک لایه امنیت مالی به این فرایند میافزایند. سرمایهگذار، علاوه بر بهرهمندی از رشد سرمایه، از پوششهای بیمهای نیز مثل فوت، بیماریهای خاص یا از کارافتادگی برخوردار میشود که میتواند پشتوانه مالی مهمی برای خود و ذینفعانش باشد. همچنین، امکان سرمایهگذاری با مبالغ خرد، بهرهمندی از برخی معافیتهای مالیاتی و در برخی مدلها برخورداری از تضمینهای بیمهگر، بر جذابیت این محصولات افزوده است.
نیاز به چنین ابزارهایی بیش از همیشه در اقتصادهای تورمی احساس میشود. بسیاری از خانوارها یا منابع خود را در سپردههای بانکی نگهداری میکنند که بازدهی آنها از تورم عقب میماند، یا بدون دانش و تجربه کافی وارد بازارهای پرنوسان میشوند و ریسکهایی فراتر از توان مالی خود را میپذیرند. نتیجه این دو مسیر یکسان است، بخشی از داراییهای خانوار یا ارزش خود را از دست میدهد یا در اثر تصمیمهای هیجانی، با زیان مواجه میشود.
طرحهای سرمایهگذاری مبتنی بر بیمه در همین نقطه، شکاف را پر میکنند. در این مدل، افراد ضمن بهرهمندی از فرصت رشد سرمایه، از پوششهای بیمهای نیز برخوردار میشوند و مدیریت سرمایهگذاری خود را به متخصصان میسپارند. این ویژگی برای افرادی که دانش یا فرصت کافی برای مدیریت مستمر سرمایه خود ندارند، امکان بهرهگیری از مدیریت حرفهای دارایی را فراهم میکند و احتمال تصمیمگیریهای هیجانی را کاهش میدهد.
یکی از دغدغههای رایج درباره این محصولات، نقدشوندگی آنهاست. در این ساختار، امکان بازخرید سرمایه همواره بهطور کامل وجود دارد، با این تفاوت که خروج از سرمایهگذاری بیشتر با رویکردی تدریجی و بلندمدت انجام میشود. به همین دلیل، در سالهای ابتدایی ممکن است ارزش بازخرید کمتر از مجموع پرداختیها باشد، زیرا بخشی از هزینههای اولیه بیمه و کارمزدها در این دوره کسر میشود. اما با گذشت زمان و متناسب با عملکرد سرمایهگذاری، ارزش بازخرید میتواند به مجموع پرداختیها یا حتی فراتر از آن برسد. افزون بر این، امکان دریافت تسهیلات بر پایه اندوخته بیمه نیز وجود دارد، امکانی که به بیمهگذار اجازه میدهد بدون خروج کامل از سرمایهگذاری، بخشی از نیاز نقدینگی خود را تأمین کند.
یکی از مهمترین کاربردهای این مدل، برنامهریزی برای دوران بازنشستگی است، چرا که موفقیت واقعی بیمههای بازنشستگی تا حد زیادی به کیفیت مدیریت سرمایهگذاری وابسته است. هرچه فاصله زمانی تا بازنشستگی بیشتر باشد، فرصت بیشتری برای بهرهگیری از بازدهی بازارها و اثر سود مرکب فراهم میشود. سرمایهای که طی سالها شکل گرفته است، میتواند در زمان بازنشستگی به یک جریان درآمدی مستمر تبدیل شود و بدون مصرف سریع اصل سرمایه، بخشی از هزینههای زندگی را پوشش دهد.
در این میان، نقش مدیریت دارایی بیش از هر زمان دیگری اهمیت مییابد، چرا که اختلافی در حدود یک تا دو درصد در بازده سالانه سرمایهگذاری، در افقهای ۱۵ تا ۲۰ ساله میتواند تفاوتی چشمگیر در ارزش نهایی دارایی افراد ایجاد کند. از همین رو، کیفیت مدیریت سرمایهگذاری یکی از مهمترین عوامل موفقیت این محصولات به شمار میرود.
پرتفوی طرحهای سرمایهگذاری مبتنی بر بیمه معمولاً بهصورت ترکیبی و متناسب با سطح ریسکپذیری سرمایهگذار، شرایط بازار و رویکرد مدیر سرمایهگذاری طراحی میشود. همافزایی میان صنعت بیمه و مدیریت دارایی، علاوه بر ایجاد بستری برای رشد بلندمدت سرمایه، به مدیریت ریسک، ارتقای امنیت مالی خانوارها، افزایش رقابت و توسعه نوآوری در بازار مالی کشور نیز کمک میکند، مسیری که میتواند نقش مهمی در تکمیل نظام تأمین آتیه و ارتقای رفاه بلندمدت جامعه ایفا کند.