پایگاه خبری راه پرداخت دارای مجوز به شماره ۷۴۵۷۲ از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و بخشی از «شبکه عصر تراکنش» است. راه پرداخت فعالیت خود را از دوم اردیبهشتماه ۱۳۹۰ شروع کرده و اکنون پرمخاطبترین رسانه ایران در زمینه فناوریهای مالی، بانکداری و پرداخت و استارتآپهای فینتک است.
چرا معاملهگران مرزی حاضرند برای تراولچک بهای بیشتری بپردازند؟
کمبود ایرانچکهای یک میلیون تومانی و پانصد هزار تومانی از پشت گیشه بانکها در ایران شروع میشود، اما سرنوشتش در جایی رقم میخورد که گرد و غبار جادههای مرزی بر پیراهنها نشسته است. جایی که بوی تند گازوئیل با بخارِ چایِ داغِ پایِ بساطِ قاچاق در هم میآمیزد و دستها بستههای تراولچکها را در تاریکیِ رد و بدل میکنند
در قلب تهران این روزها صحنهای وارونه جریان دارد؛ تراول همان کالایی است که باید همیشه در دسترس باشد، اما حالا به متاعی کمیاب و گرانقیمت تبدیل شده است. در چهارراه استانبول، دلارفروشها حاضرند اسکناسهای درشت را گرانتر بخرند و در مقابل دلار را ارزانتر بفروشند؛ معاملهای وارونه که ردّش تا مرزهای شرقی و غربی کشیده میشود، جایی که همین اسکناسهای کمیاب تهران، ابزار تسویه قاچاق، مبادلات سوخت و تجارتهای بینشانی شدهاند. کارتخوانهای ایرانی در این مرزها از کار افتادهاند و همین موضوع مزید بر علت شده که اسکناسهای یکمیلیونی در شهر کمیاب شوند و بخشی از آنها مسیرشان را به هرات و سلیمانیه تغییر بدهند. آنچه در ظاهر کمبود پول نقد دیده میشود، در واقع جابهجایی بیصدای یک ابزار مالی است که در هر نقطهای به شکلی تازه مصرف میشود.
کارتخوانهای مرزی در اغما
هفتههاست که گرفتن چند برگ اسکناس درشت از بانک کار سادهای نیست. برخی از مراجعهکنندگان به شعب بانکی میگویند وقتی درخواست اسکناس یکمیلیونی یا حتی پانصد هزار تومانی میکنند، با پاسخ «موجود نیست» روبهرو میشوند و خودپردازها هم فقط میتوانند اسکناسهای دویستهزار تومانی پرداخت کنند. این تصویر در ظاهر شبیه یک مشکل عادی توزیع پول نقد به نظر میرسد؛ اما همزمان در فاصله چند صد کیلومتری از مرزهای ایران، در بازارهای مرزی افغانستان، عراق و حتی بخشهایی از پاکستان، همین اسکناسهای ایرانی و ایرانچکها به ابزاری پرتقاضا تبدیل شدهاند. پولی که در داخل کشور دسترسی به آن دشوار شده، در آن سوی مرزها کارکرد تازهای پیدا کرده و برای برخی معاملات منطقهای جذاب شده است.
بخوانید: پشت پرده دلارهای ارزان چهارراه استانبول
ریشه این تغییر را باید در تحولی جستوجو کرد که طی روزهای اخیر در بازار ارز رخ داد. تا همین چند هفته پیش بخشی از معاملات دلار در بازار آزاد با اتکا به تراولچکهای درشت انجام میشد. در برخی معاملات حتی دیده میشد که اگر خریدار بهجای اسکناس عادی، تراول یکمیلیونی ارائه میداد، میتوانست دلار را با نرخ پایینتری تهیه کند. این تفاوت قیمت ۱۰ الی ۲۰ هزار تومانی، بهتدریج نشانهای از شکلگیری تقاضایی پنهان برای این ابزار پولی بود. گزارشهایی که از بازار چهارراه استانبول و سبزهمیدان به دست میرسید نشان میداد بخش قابل توجهی از این تراولها مسیرشان را به سمت مرزهای شرقی کشور پیدا میکنند و از آنجا به شهرهایی مانند هرات میرسند؛ جایی که برای تسویه برخی معاملات سوخت و تجارتهای نیمهرسمی مورد استفاده قرار میگرفتند.
در همین چارچوب، روایتهایی از مرزهای غربی کشور نیز به گوش میرسد که تصویر را کاملتر میکند. برخی فعالان مرزی در کردستان میگویند در هفتههای اخیر کارتخوانهای ایرانی که در صرافیها و برخی مراکز تجاری اقلیم کردستان عراق فعال بودند، با اختلال یا توقف مواجه شدهاند. این ابزارها پیشتر امکان تسویه ریالی معاملات را بدون جابهجایی فیزیکی پول فراهم میکردند، اما با از کار افتادن آنها، فروش کالا به مقصد ایران با دشواری روبهرو شده و شکل تسویه دوباره به پول نقد بازگشته است.
پولی که ردپا ندارد
برای فهم اینکه چرا اسکناس ایرانی در افغانستان، پاکستان یا عراق میتواند جذاب شود، باید به شرایط خاص مبادلات در این مناطق توجه کرد. در بسیاری از معاملات مرزی، نقلوانتقال بانکی یا ممکن نیست یا هزینه و پیچیدگی زیادی دارد. تحریمها، محدودیتهای ارزی و نظارتهای مالی باعث شده انتقال رسمی پول میان کشورها همیشه آسان نباشد. در چنین فضایی، پول نقد مزیتی مهم پیدا میکند: انتقال آن سریع است، ردپای بانکی برجای نمیگذارد و میتوان آن را بهسرعت میان چند معامله تقسیم کرد. در گذشته تراولچکهای درشت این نقش را بازی میکردند و حالا اسکناسهای عادی میتوانند همان کارکرد را داشته باشند.
در چنین شرایطی، تراولچکهای پانصد هزار و یکمیلیون تومانی جذابیت تازهای پیدا کردهاند. از آنجا که انتقال فیزیکی حجم بالای اسکناس از مرز هم پرهزینه است و هم با محدودیتهای قانونی و ریسک توقیف همراه است، ابزارهای درشتمبلغ که بتوانند ارزش بیشتری را در تعداد برگ کمتر جابهجا کنند، مطلوبتر میشوند. به این ترتیب، همان سازوکاری که در مرزهای شرقی به تقاضا برای اسکناس درشت دامن زده، در مرزهای غربی نیز با منطقی متفاوت اما نتیجهای مشابه به تقویت جایگاه تراولها در معاملات نقدی انجامیده است.
از سوی دیگر، اختلاف قیمت برخی کالاها بهویژه سوخت میان ایران و کشورهای همسایه انگیزههای اقتصادی قدرتمندی ایجاد کرده است. سوختی که در ایران با قیمت یارانهای عرضه میشود، در آن سوی مرز ارزش بسیار بیشتری دارد و همین فاصله قیمتی، شبکهای از مبادلات رسمی و غیررسمی را شکل داده است. برای چنین مبادلاتی معمولاً ابزاری لازم است که هم سریع قابل انتقال باشد و هم نیاز به زیرساخت بانکی پیچیده نداشته باشد. اسکناس ایرانی، حتی اگر ارزش آن در اقتصاد داخلی کاهش یافته باشد، در چنین محیطی میتواند نقش یک وسیله تسویه را بازی کند؛ بهویژه در مناطقی که حجم معاملات نسبتاً کوچک است و نیازی به مبالغ دلاری بسیار بزرگ وجود ندارد.
در همین رابطه کامران ندری، کارشناس اقتصادی در گفتوگو با ایرنا بیان کرده که جذابیت اسکناسهای درشت برای برخی فعالیتهای غیررسمی، تا حد زیادی به ویژگی ذاتی پول نقد بازمیگردد. به گفته او، اسکناسهایی با ارقام بالا اصولاً برای تسهیل مبادلات در شرایط تورمی طراحی میشوند، اما از آنجا که پول نقد قابل رهگیری نیست، میتواند به ابزاری مناسب برای فعالیتهای اقتصاد زیرزمینی تبدیل شود. ندری میگوید در چنین معاملاتی معمولاً طرفین ترجیح میدهند ردپایی در سیستم بانکی باقی نگذارند و به همین دلیل از اسکناس درشت برای تسویه استفاده میکنند؛ مسئلهای که در برخی مناطق مرزی نیز به شکل ملموسی دیده شده است.
ندری تأکید میکند تا زمانی که این اسکناسها در گردش باقی بمانند، امکان استفاده از آنها در فعالیتهایی مانند قاچاق سوخت، خرید و فروش ارز یا سایر مبادلات غیررسمی وجود خواهد داشت.
چرا دلار نه؟
نکته مهم این است که ارقام بزرگ ریالی، وقتی به دلار تبدیل میشوند، چندان بزرگ به نظر نمیرسند. با نرخ فعلی حتی یک میلیارد تومان هم معادل چند هزار دلار است. به همین دلیل حمل و جابهجایی حجم زیادی ریال در عمل امکانپذیر است و الزاماً نیاز به شبکه بانکی رسمی ندارد. همین موضوع باعث میشود در برخی تعاملات مرزی، استفاده از پول نقد محلی یا ریال سادهتر از استفاده از مسیرهای بانکی یا صرافیهای رسمی باشد.
اما معمولاً این سؤال مطرح میشود: «چرا همان افراد از دلار استفاده نمیکنند؟ دلار که ارزشمندتر و سبکتر است!»
پاسخ این پرسش که چرا در مرزهای ایران با افغانستان و پاکستان از دلار برای قاچاق استفاده نمیشود، در مجموعهای از عوامل اقتصادی و عملی نهفته است. نخست اینکه برخلاف تصور عمومی، دلار در بسیاری از شهرهای مرزی این کشورها کمیاب است. عرضه اسکناس دلاری پایین و تقاضا بالا است و تهیه حجم زیاد دلار، آن هم با اسکناس سالم و معتبر، همیشه امکانپذیر نیست. همین کمیابی باعث میشود بسیاری از افراد ترجیح دهند از پول محلی یا ریال استفاده کنند که در دسترستر است و بهسرعت گردش میکند.
عامل مهم دیگر حساسیت امنیتی و قانونی نسبت به دلار است. حمل مقادیر زیاد دلار در افغانستان و پاکستان توجه بیشتری جلب میکند و ممکن است با قوانین ضدپولشویی یا محدودیتهای حمل ارز خارجی برخورد کند، چیزی که احتمال توقف، سؤالوجواب یا مصادره را بالاتر میبرد. در مقابل، حمل پول محلی یا ریال معمولاً با حساسیت بسیار کمتری مواجه میشود و ریسک کمتری دارد.
از منظر ساختار اقتصادی نیز ماجرا روشن است. در افغانستان معاملات روزمره با افغانی انجام میشود و در پاکستان با روپیه. دلار در این کشورها ابزار اصلی پرداخت روزانه نیست و استفاده از آن برای خریدهای خرد یا پرداخت به واسطهها مستلزم تبدیل دوباره به پول محلی است. این تبدیل، هم هزینه دارد و هم زمان میبرد. علاوه بر این، نبود اسکناسهای ریز دلار مانند یک، پنج و ده دلاری در بسیاری از نقاط مرزی، باعث میشود انجام پرداختهای کوچک دشوار باشد، در حالی که ریال یا پول محلی تقسیمپذیری بیشتری دارند و با نیازهای روزمره بیشتر سازگارند.
مشکل دیگر هزینه و ریسک تبدیل دلار است. بازارهای آزاد مرزی در افغانستان و پاکستان معمولاً با کارمزدهای بالا، نوسان شدید نرخ و محدودیت شدید عرضه مواجهاند. در چنین شرایطی، تبدیل دلار به پول محلی یا برعکس همیشه صرفه اقتصادی ندارد و بسیاری ترجیح میدهند اصلاً وارد معامله دلاری نشوند. افزون بر این، بسیاری از افراد فعال در این مناطق دسترسی به سیستم بانکی رسمی یا حساب دلاری ندارند، و پول محلی یا ریال از طریق شبکههای کوچک و غیررسمی سریعتر و سادهتر جابهجا میشود.
در مجموع، هرچند از نظر تئوری حمل دلار بهدلیل ارزش بالاتر اسکناس سادهتر به نظر میرسد، اما واقعیت مرزهای ایران افغانستان و ایران پاکستان چیز دیگری است. شرایط اقتصادی، عرف معاملاتی، حساسیت امنیتی، کمیابی دلار و هزینه تبدیل، همگی باعث میشوند که در بسیاری از این تعاملات، ریال یا پول محلی گزینه عملیتر و کمدردسرتر باشد.
توقف خرید و فروش دلار با اتکا به تراولچکها
در داخل کشور نیز همزمان پدیده دیگری در حال شکلگیری است. جنگ و افزایش تنشهای اقتصادی و سیاسی در چند ماه گذشته باعث شده بسیاری از مردم ترجیح دهند بخشی از دارایی خود را به شکل پول نقد نگهداری کنند. تجربه بحرانهای مختلف در سالهای گذشته برای بسیاری از مردم این تصور را ایجاد کرده که در شرایط خاص، دسترسی مستقیم به اسکناس میتواند از اتکا به خدمات بانکی مطمئنتر باشد. چنین رفتاری در اقتصادهای مختلف جهان در دورههای بیثباتی دیده میشود و معمولاً به افزایش تقاضا برای پول نقد منجر میشود. وقتی این تقاضای داخلی با خروج بخشی از اسکناس به سمت مرزها و همچنین محدودیت در توزیع اسکناسهای درشت همزمان میشود، نتیجه آن چیزی است که امروز در مراجعه مردم به خودپردازها دیده میشود.
با این وجود چندی پیش خبرگزاری «ایبِنا» در گزارشی اعلام کرد که خرید و فروش دلار با اتکا به تراولچکها عملاً متوقف شده و چنین معاملاتی دیگر در بازار مشاهده نمیشود. در این گزارش همچنین به آغاز بازرسیها و افزایش نظارت بر گردش تراولچکها اشاره شده است. با این حال، جزئیات این ادعاها هنوز از سوی منابع مستقل بازار بهطور کامل قابل راستیآزمایی نیست و برخی معاملهگران تنها از تغییر فضای معاملات سخن میگویند، نه لزوماً توقف کامل این نوع دادوستدها.
با تمام این تلاشها، پول اما در نهایت مسیر خودش را پیدا میکند و وقتی یک ابزار از چرخه خارج میشود، بازار معمولاً جایگزین دیگری برای آن پیدا میکند؛ حتی اگر آن جایگزین همان اسکناس سادهای باشد که در داخل کشور چندان در دسترس نیست.