راه پرداخت
راه پرداخت؛ رسانه فناوری‌های مالی ایران

ته‌مقاله: بی‌سوادها چرا از دنیای دیجیتال می‌ترسند؟

خسته شدیم بس سرمقاله‌های بی‌سروته دیدیم و خواندیم. بگذارید این بار ته‌مقاله بخوانیم!

۱. بی‌سوادها حرف‌های گنده می‌زنند و کوچکی خودشان را پشت کلمه‌های گنده پنهان می‌کنند. تاکید دارم بر روی گنده و اصرار دارم حتی نگویم بزرگ. در ادبیات فارسی بین گنده و بزرگ اندک تفاوت‌هایی هست؛ با توجه به شیوه اعراب‌گذاری هم معنای گنده متفاوت می‌شود. بی‌سواد‌ها می‌خواهند حرف‌های کلان و بزرگ بزنند. مدام از ویژگی‌های عصر حاضر می‌گویند. «عصر حاضر» کلیدواژه محبوب‌شان است. دوستش دارند. این طوری می‌خواهند بگویند ما «عصر حاضر» را می‌شناسیم. تاریخچه این گنده‌‌گوها را هم وقتی بگردی گاهی از یک جایی به قبل هیچ چیز از تاریخچه‌شان پیدا نمی‌کنی.

۲. بی‌سوادها چون خودشان سواد ندارند، متوجه دانش دیگران هم نمی‌شوند. بی‌سواد‌ها حتی نمی‌دانند که عمق و سطح در مقابل هم نیستند! یک چیزی شنیده‌اند. درست یادشان نیست. بی‌سواد‌ها معمولا یک کار را خوب یاد گرفته‌اند. مثلا چرب‌زبانی را خوب یاد گرفته‌اند. منتها همین چرب‌زبانی تفاوت دارد با شیرین سخن گفتن. یک بار جواب می‌دهد. دو بار جواب می‌دهد. دفعه سوم که پاسخ نامطلوب می‌گیرند، چرب‌زبانی‌شان تبدیل می‌شود به گنده‌لات‌بازی!

۳. بی‌سواد‌ها مدام می‌خواهند همه مشکلات را رفع کنند. وقتی رزومه‌شان را نگاه می‌کنی هیچ چیزی پیدا نمی‌کنی از این که زمانی در یک شرکت یا کسب‌وکار مهم و تاثیرگذار حضور داشته‌اند. بزرگ‌ترین هنرشان این است که در طول این سال‌ها بوده‌اند.

۴. بی‌سوادها چون درس‌هایشان را خوب نخواندند، البته اگر واقعا درس خوانده باشند و مثل خیلی چیزهای دیگر دروغ نگفته باشند، مدام باید چیزهای ساده را برایشان تکرار کنی. مثلا این که سطح در مقابل عمق نیست. این بام است که در مقابل عمق قرار دارد. سطح در انگلیسی معادل‌های زیادی دارد: area, facet, hedron, level, point, square, surface و همین‌طور معانی زیادی در فارسی. ترکیب سطحی‌نگری افراد سطحی‌نگر را دچار مشکل می‌کند و تصور می‌‌کنند سطح بد است. در حالی که هر چیزی سطحی دارد و گاهی سطحی‌نگری بد نیست. گاهی آنها که نمی‌دانند سطح و عمق در مقابل هم قرار ندارند، دیگران را گمراه می‌کنند ماه به ماه!

اما عمق؛ فاصلۀ سطح تا انتهای چیزی؛ ژرفا. ته، ژرفنا، غور، کنه، گودی. معادل‌های انگلیسی این واژه هم فراوان است: deepnees, depth, profundity, third dimension

۵. آن طور که بی‌سوادها می‌گویند چیزی به نام الزامات عبوراز سطح به عمق وجود ندارد که تازه بخواهیم جدی هم بگیریم! بی‌مزه‌ترین و بی‌معنا‌ترین حرف این است. اگر می‌گفتند می‌خواهیم از عمق به بام برویم یک چیزی. از عمق که به سطح می‌رسیم تازه به نقطه صفر رسیده‌ایم. مقابل بد نبودن خوب بودن نیست. کسی ممکن است بد نباشد، خوب هم نباشد. مقابل انسان نبودن شیطان بودن نیست.

۶. بی‌سوادها چون راه و رسم زندگی دیجیتال را نمی‌دانند، مدام از چیزهای گنده بی‌سروته می‌گویند. مدام از لایه‌های پنهان که گویی فقط برای خودشان واضح است صحبت می‌کنند. چون از خبر عقب مانده‌اند بی‌خبری‌شان را تعبیر به عمیق بودن می‌کنند. کار رسانه‌ای می‌کنند و نمی‌دانند سنگ بنای رسانه خبر است!

۷. بی‌سوادها بقیه را نصیحت می‌کنند که کتاب بخوانند و آخرین کتابی که خوانده‌اند جامعه‌شناسی به زبان خودمانی است. کلمه‌های ترسناکی مثل پژوهش و تحقیق سنگر آنهاست. پشت آن پنهان میشوند. بی‌سوادها هیچ درکی از دنیای امروز ندارند. تغییر را نفهمیده‌اند. جرئت پرسش ندارند. چون نه اعتماد به نفس آن را دارند و نه عزت نفس لازم و کافی را. بی‌سوادها دوره‌شان تمام شده و به همین علت وحشی شده‌اند! بی‌سوادها از دنیای دیجیتال بدشان می‌آید؛ چون به سرعت آنها را رسوا می‌کند. بی‌سوادها در رویای این به سر می‌برند که چه می‌شد اگر چشم‌هایشان را می‌بستند و باز می‌کردند و می‌دیدند دنیای دیجیتال دود شده رفته هوا!

۸. حتی من از بی‌سوادی مصون نیستم. خوبی دنیای دیجیتال این است که بی‌سوادی زود رو می‌شود وهمه می‌توانند دست بی‌سواد‌ها را رو کنند!

۹. بی‌سوادها خوب است به یاد بیاورند که چرا در فضاهای تعاملی موفق نیستند. چرا نتوانستند گروه داشته باشند و در تلگرام کانال دارند. بی‌سوادها بگویند چه شد که در گروه تلگرامی‌شان فیلم‌های پورن بازنشر شد و درگیری‌های شدید بین مدیران سیستم بانکی ایجاد شد؟ مگر آنها نمی خواستند فضای تعامل ایجاد کنند؟

۱۰. علی‌اکبر ناطق‌ نوری، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و رئیس دفتر بازرسی رهبر ایران، با انتقاد از وضعیت اجتماعی و فساد اقتصادی کشور گفت که «تنگ‌نظری، تملق، رودربایستی و ایجاد باندبازی از عوامل اصلی شکل‌گیری گسترده فساد» است.‌ همان‌طور که جناب ناطق نوری گفتند رودربایستی، تملق، باندبازی و تنگ‌نظری از عوامل اصلی شکل‌گیری گسترده فساد هستند. رسانه‌های دیجیتال مثل نورافکن می‌مانند و بی‌سوادها از نورافکن بدشان می‌آید.

۱۱. ما همه چیز را درباره سید ولی‌اله فاطمی اردکانی می‌دانیم. می‌دانیم که شریف و امیرکبیر بوده و حتی می‌دانیم که چرا با این که در آستانه دفاع دکتری بوده مجبور شد برای توسعه کسب‌وکارش دانشگاه را رها کند. می‌دانیم که شهاب جوانمردی کجا درس خوانده و کجا درس داده. در مورد ابوطالب نجفی. در مورد بیشتر بچه‌های توسن و فناپ و خدمات و خیلی جاهای دیگر می‌دانیم. حتی طیف فکری بچه‌هایی مثل حصین را می‌دانیم که در دانشگاه شریف متعلق به چه طیفی بودند. می‌دانیم که هسته اصلی فناپی‌ها شریفی بودند. می‌دانیم که هسته اصلی توسنی‌ها امیرکبیری و شریفی بودند. محمدرضا جمالی را می‌شناسیم. می‌دانیم که از شاگردان کارو لوکس بوده است. همین‌طور می‌شود نام برد. ببینید چه کسانی هستند که از یک سالی به قبل هیچ رزومه‌ای ندارند و رندانه خودشان را در این سال‌ها جا کردند.

ببینید چه کسانی هستند که تاریخچه ۱۰ سال قبل‌ترشان معلوم نیست. معلوم نیست کجا درس خوانده‌اند یا اصلا  درس خوانده‌اند؟ آن وقت همین آدم‌ها می‌آیند از علم و دانششان حرف می‌زنند؟ مزخرف نیست؟ بنابراین معلوم است که این آدم‌ها از فضای دیجیتال، آنلاین و سایبر بدشان بیاید و در پستوهای نم‌زده‌شان از بدی دنیای جدید بگویند. از این بگویند که دنیای جدید دیوانه است و امنیت ندارد. بله! دنیای جدید دیوارهای شیشه‌ای دارد و همه چیز در آن روشن می‌شود و کسانی که بی‌اصل و نسب هستند چاره‌ای جز وحشی شدن ندارند. هرچند اگر منطق دنیای جدید را فهمیده بودند می‌فهمیدند که نباید وحشی و عصبانی شوند و خوب است بروند درس بخوانند.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.