تجارت اجتماعی در ایران دیگر یک پدیده حاشیهای نیست؛ امروز این حوزه با حضور صدها هزار کسبوکار فعال در شبکههای اجتماعی، به یکی از پیشرانهای جدی اقتصاد دیجیتال کشور تبدیل شده است. برآوردها نشان میدهد بازار تجارت اجتماعی در ایران ظرفیتی بین ۷۰ تا ۱۲۰ هزار میلیارد تومان دارد و بیش از ۷۰۰هزار فروشگاه خرد و خانگی در این فضا فعالیت میکنند. با این حال، این بازار بزرگ همچنان با چالشهایی مانند ناامنی پرداختهای غیررسمی، ضعف سازوکارهای اعتمادسازی، دشواری احراز هویت و محدودیت دسترسی به ابزارهای رسمی تأمین مالی مواجه است.
در همین چارچوب، رویداد تخصصی «تجارت اجتماعی و شبکه بانکی؛ مسیرهای نوین همکاری برای حمایت از کسبوکارهای خرد» با عنوان «کیوتاک» در ۲۵ تیرماه برگزار شد. به همین خاطر راه پرداخت برای بررسی ابعاد این رویداد و نسبت آن با تحولات جدید در نظام بانکی، با سید روزبه حسامامیری، معاون برنامهریزی و هدایت راهبردی بانک قرضالحسنه مهر ایران گفتوگویی کرده است.
در سالهای اخیر، نوآوری به یکی از کلیدواژههای جدی در صنعت بانکی تبدیل شده است. از نگاه شما، امروز نوآوری در نظام بانکی چه معنایی پیدا کرده است؟
نوآوری در نظام بانکی دیگر به معنای صرفاً ارائه چند خدمت دیجیتال یا افزودن یک ابزار جدید به سبد محصولات نیست. واقعیت این است که با تغییر رفتار مشتریان، گسترش اقتصاد دیجیتال و ظهور بازیگران نوآور در حوزه مالی و فینتکها، بانکها ناگزیرند مدل تعامل خود با بازار را بازتعریف کنند. امروز نوآوری یعنی توانایی فهم دقیق نیازهای جدید، کاهش اصطکاک در فرایندها، حضور در بستر واقعی فعالیت مشتری و طراحی راهحلهایی که هم امن، هم مقیاسپذیر و هم متناسب با زیستبوم جدید کسبوکار باشد. در این معنا، نوآوری دیگر یک پروژه جانبی نیست؛ بلکه بخشی از منطق اصلی بانکداری آینده است.
این نگاه چگونه در برنامههای راهبردی بانک قرضالحسنه مهر ایران بازتاب یافته است؟
در افق ۱۴۰۶، بازطراحی مدل کسبوکار با همین نگاه در دستور کار قرار گرفته است. در این چارچوب، فعالیتها حول چهار خط کسبوکار اصلی بازآرایی شدهاند: بانکداری اجتماعی، بانکداری خرد، بانکداری اصناف و بانکداری شرکتی. این تقسیمبندی از آن جهت اهمیت دارد که هر بخش از بازار، نیازها و اقتضائات خاص خود را دارد و نمیتوان با یک نسخه واحد به همه آنها خدمترسانی کرد. بانکداری اجتماعی بر فراگیری مالی و پاسخ به نیازهای اجتماعی متمرکز است، بانکداری خرد پاسخگوی نیازهای روزمره اشخاص و خانوارهاست، بانکداری اصناف بر مدیریت جریان وجوه و سرمایه در گردش کسبوکارهای کوچک تمرکز دارد و بانکداری شرکتی نیز راهکارهای مالی و اعتباری متناسب با بنگاهها و سازمانها را دنبال میکند.
این چهار خط کسبوکار بر چه راهبردهایی استوار هستند؟
سه راهبرد اصلی این مسیر را پشتیبانی میکند. راهبرد نخست، توسعه و تعمیق کسبوکار مبتنی بر قرضالحسنه در همین خطوط چهارگانه است. راهبرد دوم، متنوعسازی جریانهای درآمدی از مسیر همکاری با اکوسیستم مالی و فناوری، خدمات پرداخت و خدمات ارزشافزوده است. راهبرد سوم هم تمرکز بر بانکداری دیجیتال مبتنی بر هوش مصنوعی است. به عبارت دیگر، آینده بانکداری فقط در توسعه کانالهای دیجیتال خلاصه نمیشود؛ بلکه در استفاده هوشمندانه از داده، تحلیل رفتار مشتری، اعتبارسنجی دقیقتر، شخصیسازی خدمات و طراحی تجربهای روانتر برای کاربران معنا پیدا میکند.
در این میان چرا بر «اصناف» و بهویژه «اصناف آنلاین» تأکید ویژهای وجود دارد؟
زیرا اصناف یکی از مهمترین ارکان اقتصاد کشور هستند. بخش بزرگی از اشتغال، گردش روزمره نقدینگی و فعالیتهای خرد اقتصادی در همین بخش شکل میگیرد. اما اهمیت موضوع زمانی بیشتر میشود که به تحول در ماهیت اصناف توجه کنیم. امروز بخش قابل توجهی از اصناف، از بسترهای سنتی فاصله گرفته و در پلتفرمها و شبکههای اجتماعی فعالیت میکند. این کسبوکارها، بهویژه فروشندگان خرد، مشاغل خانگی و فعالان شبکههای اجتماعی، نیازهایی فراتر از دریافت تسهیلات دارند؛ آنها به ابزار پرداخت امن، سازوکار اعتمادسازی، روشهای ساده وصول، تأمین سرمایه در گردش و خدماتی متناسب با الگوی فعالیت دیجیتال خود نیازمندند. به همین دلیل، ورود به حوزه اصناف بدون توجه به اصناف آنلاین و تجارت اجتماعی، دیگر نگاه کاملی نخواهد بود.
به همین دلیل رویداد «کیوتاک» طراحی شد؟
دقیقاً. ما در این نشست تلاش کردیم گفتوگویی ساختاریافته میان شبکه بانکی، فینتکها، پلتفرمها، رسانهها، فعالان زیستبوم نوآوری و کسبوکارهای اجتماعی شکل بگیرد. مسئله این است که ورود مؤثر به تجارت اجتماعی صرفاً با مطالعات درونسازمانی ممکن نیست. باید مسائل واقعی این بازار از زبان بازیگران آن شنیده شود تا راهحلها نیز واقعبینانه و قابل اجرا باشند.
این رویداد چه مسئلهای را به طور مشخص هدف قرار داد؟
مهمترین مسئله، پر کردن شکاف میان نیازهای واقعی تجارت اجتماعی و خدمات موجود در شبکه بانکی است. امروز در بخش بزرگی از این بازار، پرداختها هنوز از مسیرهای پرریسک و غیررسمی مانند کارتبهکارت انجام میشود. این موضوع هم برای فروشنده و هم برای خریدار ریسک ایجاد میکند. از سوی دیگر، ضعف در احراز هویت، نبود ابزارهای مناسب برای حل اختلاف و محدودیت در دسترسی به تأمین مالی رسمی، باعث شده بخشی از ظرفیت این بازار بالفعل نشود. در «کیوتاک» درباره ابزارهای نوینی مانند لینک پرداخت، سازوکارهای پرداخت امن، حسابهای امانی، راهحلهای اعتبارسنجی و همچنین ظرفیت ابزارهایی مانند اوراق گام برای تأمین سرمایه در گردش زنجیره اصناف گفتوگو شد.
چه بازیگرانی در این نشست حضور داشتند و چرا این تنوع برای شما مهم بود؟
ویژگی مهم این رویداد، حضور همزمان بازیگران کلیدی از چند حوزه بود؛ از صنعت بانکی و پرداخت گرفته تا فینتکها، پلتفرمها، رسانهها و فعالان اکوسیستم نوآوری. در بخشهای مختلف این نشست، مدیران و نمایندگانی از مجموعههایی همچون پادرو، وندار، توسنتکنو، زرینپال، اسنپپی، بله و معتمد تیس حضور داشتند. این تنوع مهم است، زیرا مسئله تجارت اجتماعی یک مسئله تکبخشی نیست. حل آن نیازمند نگاه مشترک فنی، حقوقی، مالی و کسبوکاری است. هرچه این گفتوگو به نیاز واقعی بازار نزدیکتر باشد، احتمال تبدیل شدن آن به محصول و همکاری عملیاتی نیز بیشتر خواهد شد.
آیا میتوان این رویداد را نقطه شروع ورود جدیتر به حوزه تجارت اجتماعی دانست؟
بله، این رویداد را باید یک نقطه آغاز دانست، نه یک برنامه مقطعی. هدف این بود که از دل این گفتوگوها، مسیرهایی برای همکاری واقعی با بازیگران مستعد اکوسیستم شکل بگیرد. اگر بخواهیم در حوزه حمایت از اصناف، بهویژه اصناف آنلاین و فعالان شبکههای اجتماعی، اثرگذار باشیم، باید به سمت همآفرینی با استارتاپها و پلتفرمهای خلاق حرکت کنیم. توسعه محصولات مشترک، طراحی خدمات متناسب با این بازار و استفاده از ظرفیت تحول دیجیتال بر بستر هوش مصنوعی، بخشی از همین مسیر است.
و در نهایت، آیا به خروجی مورد نظر از برگزاری رویداد و نشست تخصصی رسیدید؟
بخشی از هدفی که برای این نشست تعریف کرده بودیم، در همان حین برگزاری رویداد محقق شد؛ مهمترین آن، شکلگیری یک گفتوگوی واقعی و سازنده میان بازیگران نظام بانکی، فینتکها، پلتفرمها و فعالان تجارت اجتماعی بود. همین همنشینی و همفکری، به ما کمک کرد مسئلهها را دقیقتر ببینیم و نسبت به نیازهای واقعی این بازار تصویر روشنتری پیدا کنیم.
البته بخش دیگری از خروجی مد نظر ما، طبیعتاً در ادامه مسیر محقق خواهد شد؛ یعنی تبدیل این گفتوگوها به همکاریهای عملی، طراحی راهحلهای مشترک و توسعه محصولاتی که پاسخگوی نیازهای تجارت اجتماعی باشد. به بیان دیگر، میتوان گفت رویداد به هدف اولیه خود در ایجاد زبان مشترک و همراستاسازی نگاهها رسید، اما مرحله مهمتر، یعنی پیگیری و عملیاتیسازی نتایج، در ادامه، دنبال خواهد شد.