پیشنهاد مشترک استرایپ و ادونت اینترنشنال برای خرید پیپال، در ظاهر یک معامله ۵۳ میلیارد دلاری میان سه بازیگر بزرگ صنعت پرداخت است؛ اما آنچه در حال شکلگیری است، فراتر از جابهجایی مالکیت یک شرکت باسابقه است. این پیشنهاد نشان میدهد رقابت در صنعت پرداخت دیگر فقط بر سر پردازش تراکنش یا حضور در صفحه تسویهحساب نیست؛ بازیگران این صنعت برای در اختیار گرفتن رابطه مستقیم با مصرفکننده، دادههای خرید، کیف پول دیجیتال و زیرساخت حرکت پول در نسل بعدی تجارت رقابت میکنند.
پیپال که زمانی خود نماد گذار تجارت از بانکداری سنتی به پرداخت اینترنتی بود، اکنون با پیشنهادی از سوی شرکتی روبهرو شده که بیش از یک دهه بعد از آن تأسیس شد و رشد خود را با ساخت زیرساختی سادهتر و توسعهپذیرتر برای پذیرندگان اینترنتی آغاز کرد. همین جابهجایی جایگاه، شاید مهمتر از رقم ۵۳ میلیارد دلار باشد: یکی از پیشگامان پرداخت دیجیتال ممکن است به بخشی از معماری شرکتی تبدیل شود که مأموریت خود را ساخت «زیرساخت اقتصادی اینترنت» تعریف کرده است.
سهام پیپل نزدیک به کف ۱۰ ساله معامله میشود
قیمت پایانی هر سهم پیپل از زمان ورود به بورس، به دلار
استرایپ و شرکت سرمایهگذاری ادونت اینترنشنال برای هر سهم پیپال۶۰٫۵۰ دلار پیشنهاد دادهاند؛ رقمی که ارزش شرکت را به بیش از ۵۳ میلیارد دلار میرساند و حدود ۲۸ درصد بالاتر از قیمت سهام پیپال پیش از انتشار خبر پیشنهاد خرید است. پیشنهاد با حدود ۵۰ میلیارد دلار تأمین مالی متعهدشده بانکی پشتیبانی میشود و در ساختار فعلی، استرایپ و ادونت هرکدام مالک نیمی از پیپال خواهند شد. بااینحال، هنوز توافقی امضا نشده و هیچیک از طرفها نیز معامله را بهطور رسمی تأیید نکردهاند.
هیئتمدیره پیپال میان یک پیشنهاد نقدی و وعده بازگشت به رشد
پیپال هنوز پاسخ رسمی خود را اعلام نکرده، اما گزارشهای بعدی رویترز نشان میدهد هیئتمدیره این شرکت پیشنهاد ۶۰٫۵۰ دلاری را پایینتر از ارزش بالقوه پیپال میداند. اعضای هیئتمدیره فقط رقم پیشنهادی را بررسی نمیکنند؛ قطعیت تأمین مالی، مدتزمان لازم برای دریافت مجوزهای قانونی و خطر شکست معامله در فرایندهای ضدانحصار نیز بخشی از محاسبات آنهاست. بنابراین مسئله پیپال صرفاً انتخاب میان پذیرش یا رد ۵۳ میلیارد دلار نیست؛ هیئتمدیره باید تصمیم بگیرد که آیا برنامه بازسازی شرکت میتواند ارزش بیشتری برای سهامداران ایجاد کند یا پذیرش یک پیشنهاد نقدی، مسیر مطمئنتری برای خروج از چند سال کاهش ارزش است.
ارزش بازار پیپال در سال ۲۰۲۱ و در اوج رشد تجارت الکترونیکی دوران همهگیری کرونا به حدود ۳۶۰ میلیارد دلار رسید، اما در سال جاری میلادی در مقطعی تا حدود ۳۶ میلیارد دلار کاهش یافت. مقایسه مستقیم رقم پیشنهادی با اوج دوران کرونا، بهتنهایی معیار مناسبی برای ارزشگذاری شرکت نیست؛ زیرا ساختار بازار، نرخ رشد تجارت الکترونیکی و موقعیت رقابتی پیپال تغییر کرده است. بااینحال، کاهش نزدیک به ۹۰ درصدی ارزش شرکت نشان میدهد بازار دیگر برای نام تجاری، تعداد کاربران و حجم تراکنش پیپال همان ارزش گذشته را قائل نیست.
هیئتمدیره پیپال در فوریه ۲۰۲۶ نیز با کنارگذاشتن الکس کریس و انتصاب انریکه لورس نشان داد از سرعت تغییرات و اجرای برنامههای تحول رضایت ندارد. خود شرکت در زمان این انتصاب اعلام کرد پیشرفتهای دو سال گذشته با انتظارات هیئتمدیره همخوان نبوده است. لورس از ابتدای مارس مدیریت پیپال را در شرایطی در دست گرفت که رشد بخش اصلی تسویهحساب برندشده کاهش یافته و رقابت کیف پولهای دیجیتال و شرکتهای فناوری شدت گرفته بود.
استرایپ دقیقاً چه چیزی را میخواهد بخرد؟
ارزش اصلی پیپال برای استرایپ الزاماً در فناوری پردازش پرداخت آن خلاصه نمیشود. استرایپ از ابتدا زیرساختی متمرکز بر کسبوکارها، توسعهدهندگان و پذیرندگان ساخته است، اما برخلاف پیپال، رابطه مستقیم گستردهای با مصرفکنندگان ندارد. پیپال بیش از ۴۳۰ میلیون حساب مصرفکننده، دکمه پرداخت شناختهشده، شبکه انتقال پول ونمو و مجموعهای از روابط مالی روزمره با کاربران دارد؛ داراییهایی که ساختن آنها از ابتدا، حتی برای شرکتی در ابعاد استرایپ، به زمان و هزینه زیادی نیاز دارد.
تصاحب پیپال میتواند دو طرف بازار را در یک مجموعه قرار دهد: استرایپ در سمت پذیرنده، نرمافزار، تسویه و زیرساخت مالی حضور دارد و پیپال در سمت مصرفکننده، کیف پول، انتقال فردبهفرد و پرداخت نهایی جای گرفته است. ترکیب این دو شبکه به شرکت جدید اجازه میدهد بخش بیشتری از مسیر تراکنش را در داخل زیرساخت خود نگه دارد، داده کاملتری از رفتار پرداخت به دست آورد و در برخی تراکنشها وابستگی خود را به واسطههای بیرونی کاهش دهد.
ونمو در این میان فقط یک اپلیکیشن انتقال پول نیست. این پلتفرم برای استرایپ یک نقطه تماس مستقیم با مصرفکننده آمریکایی ایجاد میکند؛ همان بخشی که استرایپ با محصول Link و دیگر ابزارهای پرداخت سریع خود در حال توسعه آن است. پیپال همچنین مجموعهای از قابلیتهای احراز هویت، مدیریت تقلب، حمایت از خریدار و فروشنده و دادههای چندساله تراکنش را در اختیار دارد. این داراییها میتوانند برای توسعه پرداختهای شخصیسازیشده و تجارت مبتنی بر هوش مصنوعی اهمیت بیشتری از سهم فعلی پیپال در بازار داشته باشند.
برینتری نیز بخش دیگری از معادله است. این کسبوکار حجم بزرگی از پرداختهای بدون برند پیپال را پردازش میکند و مستقیماً با برخی خدمات استرایپ رقابت دارد. همین همپوشانی همزمان یک فرصت اقتصادی و یک مشکل تنظیمگری است: ترکیب استرایپ و برینتری مقیاس شبکه را افزایش میدهد، اما ممکن است نهادهای رقابتی را به این نتیجه برساند که معامله انتخاب پذیرندگان بزرگ اینترنتی را محدود میکند.
پیپال؛ حلقه مصرفکننده در زنجیره جدید استرایپ
استرایپ در سالهای اخیر دامنه فعالیت خود را از پذیرش پرداخت کارتی فراتر برده است. این شرکت Bridge را برای توسعه زیرساخت جابهجایی استیبلکوین خرید، Privy را با بیش از ۱۱۰ میلیون کیف پول برنامهپذیر به مجموعه خود اضافه کرد و همراه پارادایم شبکه Tempo را برای پرداخت و تسویه مبتنی بر استیبلکوین توسعه داد. در سال ۲۰۲۵ نیز کسبوکارهای فعال روی استرایپ ۱٫۹ تریلیون دلار حجم مالی ایجاد کردند که ۳۴ درصد بیشتر از سال قبل بود. ارزشگذاری استرایپ در عرضه سهام کارکنان و سهامداران در فوریه ۲۰۲۶ نیز به ۱۵۹ میلیارد دلار رسید.
در این معماری، استرایپ بهتدریج اجزای مختلف حرکت پول را در اختیار گرفته است: پذیرش و تسویه برای کسبوکارها، کیف پول برنامهپذیر، زیرساخت استیبلکوین و شبکهای متناسب با پرداختهای ماشینی. آنچه هنوز در مقیاس پیپال در اختیار ندارد، یک شبکه مصرفکننده جهانی است.
پیپال میتواند این خلأ را پر کند. استیبلکوین PYUSD هماکنون در پیپال و ونمو قابل نگهداری و انتقال است و در چند منطقه جغرافیایی در دسترس کاربران قرار دارد. بنابراین خرید پیپال برای استرایپ فقط به معنی اضافهشدن یک استیبلکوین دیگر نیست؛ پیوند زیرساخت Bridge، کیف پولهای Privy و شبکه پرداخت استرایپ با کاربران پیپال میتواند مسیر توزیع خدمات مبتنی بر پول برنامهپذیر را کوتاهتر کند.
این موضوع در تجارت عاملمحور نیز اهمیت دارد؛ مدلی که در آن عاملهای هوش مصنوعی به نمایندگی از کاربران کالا پیدا میکنند، شرایط را مقایسه میکنند و فرایند خرید را انجام میدهند. استرایپ ابزارهایی برای پرداخت عاملهای هوش مصنوعی ساخته و Privy نیز زیرساخت کیف پول مورد استفاده در برخی از این سرویسها را فراهم میکند. پیپال از سوی دیگر در همکاری با مایکروسافت و گوگل، حضور خود را در تسویهحسابهای مبتنی بر هوش مصنوعی توسعه داده است. ترکیب دو شرکت میتواند رقابت بر سر «دکمه پرداخت» را به رقابت بر سر لایه مالی عاملهای هوشمند منتقل کند.
البته استیبلکوین و هوش مصنوعی تنها دلایل معامله نیستند. بخش مهمی از جذابیت پیپال همچنان به مقیاس کاربران، شناخت برند، مجوزهای مالی، ارتباط با پذیرندگان و توانایی توزیع محصولات مالی مربوط میشود. بااینحال، سرمایهگذاریهای اخیر استرایپ نشان میدهد این شرکت پیپال را صرفاً برای افزایش حجم پردازش پرداخت نمیخواهد؛ پیپال میتواند آخرین حلقه میان زیرساخت مالی استرایپ و مصرفکننده نهایی باشد.
ادونت فقط تأمینکننده پول نیست
حضور ادونت اینترنشنال در این پیشنهاد نیز صرفاً برای تقسیم هزینه خرید نیست. تأمین کامل سهم سرمایهای معامله برای یک شرکت خصوصی مانند استرایپ دشوار است و ادونت با مشارکت در ۱۷ میلیارد دلار سرمایهای که خریداران برای معامله در نظر گرفتهاند، فشار مالی را کاهش میدهد. حدود ۵۰ میلیارد دلار تأمین مالی بانکی نیز از سوی جیپیمورگان و مورگان استنلی برای پشتیبانی از پیشنهاد فراهم شده است.
ادونت تجربه گستردهای در خرید، تفکیک و بازآرایی شرکتهای پرداخت دارد. این شرکت از سال ۲۰۰۸ بیش از ۷٫۸ میلیارد دلار در ۱۸ شرکت پرداخت و فینتک سرمایهگذاری کرده یا برای آنها تعهد سرمایه داده و سابقه حضور در شرکتهایی مانند ورلدپی، ونتیو و نووی را دارد. این سابقه در معاملهای که احتمالاً به واگذاری برخی داراییها یا تغییر ساختار شرکت نیاز خواهد داشت، اهمیت زیادی پیدا میکند.
در ساختار فعلی پیشنهاد، قرار نیست پیپال از ابتدا تجزیه شود؛ اما خریداران سناریوهایی را برای عبور از موانع ضدانحصار بررسی کردهاند. یکی از گزینههای مطرحشده، جداکردن برینتری یا برخی داراییهای دیگر و انتقال آنها به ادونت است تا این شرکت آنها را با سرمایهگذاریهای پرداختی خود ترکیب کند. بنابراین ادونت میتواند هم شریک مالی استرایپ باشد و هم مسئول مدیریت داراییهایی که به دلیل ملاحظات رقابتی امکان باقیماندن آنها در مجموعه استرایپ وجود ندارد.
چرا ۵۳ میلیارد دلار ممکن است کافی نباشد؟
پیشنهاد ۶۰٫۵۰ دلاری برای سهامداری که سهام پیپال را پیش از انتشار خبر در اختیار داشته، سود قابلتوجهی ایجاد میکند؛ اما مبنای محاسبه این سود، قیمتی است که پس از چند سال کاهش رشد و ضعف عملکرد شکل گرفته است. اختلاف اصلی هیئتمدیره و خریداران نیز از همینجا آغاز میشود: آیا قیمت بازار، ارزش واقعی پیپال را نشان میدهد یا بازتاب بدبینی موقت سرمایهگذاران به برنامه بازسازی شرکت است؟
نتایج سهماهه نخست ۲۰۲۶ تصویر کاملاً یکدستی ارائه نکرد. درآمد پیپال هفت درصد افزایش یافت و به ۸٫۳۵ میلیارد دلار رسید و حجم پرداخت نیز با احتساب نرخ ارز هشت درصد رشد کرد و به حدود ۴۶۴ میلیارد دلار رسید. بااینحال، انتشار نتایج بهتر از انتظار نتوانست سرمایهگذاران را نسبت به سرعت بازگشت شرکت به رشد متقاعد کند. لورس همزمان برنامه کاهش دستکم ۱٫۵ میلیارد دلار هزینه طی دو تا سه سال و سرمایهگذاری دوباره این منابع در محصولات و حوزههایی مانند هوش مصنوعی را اعلام کرده است.
از این منظر، استرایپ و ادونت در حال پیشنهاد قیمت برای شرکتی هستند که هنوز نتیجه برنامه بازسازی جدید آن مشخص نشده است. خریداران میخواهند پیش از آنکه کاهش هزینهها یا محصولات جدید در ارزش سهام منعکس شود، معامله را انجام دهند؛ در مقابل، هیئتمدیره باید خطر شکست برنامه بازسازی را با احتمال افزایش ارزش شرکت در صورت موفقیت آن مقایسه کند.
برخی تحلیلگران احتمال دادهاند استرایپ و ادونت بتوانند پیشنهاد خود را تا محدوده ۷۰ دلار بهازای هر سهم افزایش دهند. توان مالی خریداران برای افزایش رقم وجود دارد، اما هر افزایش قیمت، بازده مورد انتظار ادونت و منطق اقتصادی معامله برای استرایپ را محدودتر میکند. از سوی دیگر، نبود یک خریدار رقیب جدی میتواند قدرت چانهزنی پیپال را کاهش دهد. ابعاد شرکت و همپوشانی آن با دیگر بازیگران پرداخت باعث میشود تعداد محدودی از خریداران مالی یا راهبردی توان و امکان قانونی ورود به این معامله را داشته باشند.
تنظیمگران میتوانند شکل نهایی معامله را تغییر دهند
ترکیب استرایپ و پیپال شرکتی ایجاد میکند که بر اساس برآورد رویترز، سالانه حدود ۳٫۷ تریلیون دلار پرداخت را پردازش خواهد کرد. این مقیاس بهتنهایی به معنی غیرقانونیبودن معامله نیست، اما همپوشانی مستقیم استرایپ و برینتری در ارائه خدمات به پذیرندگان اینترنتی، بررسی دقیق نهادهای ضدانحصار در آمریکا، اروپا و دیگر بازارها را اجتنابناپذیر میکند.
تنظیمگران باید بررسی کنند آیا ادغام دو پلتفرم، هزینه پذیرندگان را افزایش میدهد، امکان انتخاب ارائهدهنده را کاهش میدهد یا دسترسی رقبا به کاربران و دادههای پرداخت را دشوار میکند. مسئله فقط سهم بازار فعلی نیست؛ مالکیت همزمان زیرساخت پذیرنده، کیف پول مصرفکننده، شبکه انتقال پول، داده تراکنش و استیبلکوین نیز میتواند در ارزیابی قدرت آینده شرکت مؤثر باشد.
احتمال واگذاری برینتری نشان میدهد خود خریداران نیز این ریسک را جدی گرفتهاند. اما جداشدن برینتری میتواند بخشی از صرفه اقتصادی معامله را از بین ببرد. استرایپ باید مشخص کند که آیا شبکه مصرفکنندگان پیپال، ونمو، برند شرکت و PYUSD بدون برینتری همچنان ارزش پرداخت بیش از ۵۳ میلیارد دلار را دارند یا خیر.
صورتمسئلهای بزرگتر از پیپال
پیشنهاد خرید پیپال در ادامه موجی از ادغامها در صنعت پرداخت مطرح شده است. کاهش نرخ رشد پردازش سنتی، افزایش هزینه فناوری و امنیت و حرکت کسبوکارها به سمت پرداخت برونمرزی، خدمات شرکتی و نرمافزارهای یکپارچه باعث شده است مقیاس دوباره به یک مزیت تعیینکننده تبدیل شود. گلوبال پیمنتس نیز در سال ۲۰۲۵ توافق خرید ورلدپی را در معاملهای ۲۴٫۲۵ میلیارد دلاری اعلام کرد.
اما معامله احتمالی استرایپ و پیپال یک تفاوت مهم دارد. در اینجا فقط دو پردازشگر برای کاهش هزینه و افزایش حجم با یکدیگر ترکیب نمیشوند؛ یک شرکت زیرساختی نسل جدید در تلاش است شبکه مصرفکننده یکی از نمادهای نسل نخست پرداخت اینترنتی را به دست آورد. نتیجه معامله میتواند نشان دهد ارزش آینده صنعت پرداخت در کدام لایه متمرکز خواهد شد: پردازش تراکنش، رابطه با پذیرنده، کیف پول مصرفکننده، دادههای خرید یا زیرساخت پول برنامهپذیر.
سرنوشت پیشنهاد احتمالاً به سه متغیر وابسته است: میزان افزایش احتمالی قیمت از سوی استرایپ و ادونت، نتایج مالی بعدی پیپال و ارزیابی اولیه از موانع تنظیمگری. گزارش مالی سهماهه دوم پیپال در ۲۸ ژوئیه منتشر میشود. عملکرد بهتر از انتظار میتواند استدلال هیئتمدیره برای درخواست قیمت بالاتر را تقویت کند؛ در مقابل، ادامه ضعف بخش تسویهحساب برندشده، فشار سهامداران برای ورود به مذاکره را افزایش خواهد داد.
در وضعیت فعلی، این رویداد هنوز یک «معامله» نیست؛ پیشنهادی است که پیپال آن را ناکافی میداند و به آن پاسخ رسمی نداده است. بااینحال، حتی اگر مذاکرات به توافق نرسد، پیشنهاد استرایپ یک واقعیت را آشکار کرده است: ارزش پیپال دیگر فقط بر اساس درآمد و رشد فعلی آن سنجیده نمیشود؛ شبکه مصرفکنندگان، ونمو، دادههای تراکنش، مجوزها و امکان اتصال آنها به زیرساختهای جدید پرداخت اکنون به موضوع رقابت میان بزرگترین بازیگران صنعت تبدیل شدهاند.
استرایپ برای خرید گذشته صنعت پرداخت پیشنهاد نداده است؛ این شرکت در تلاش است داراییهایی را بخرد که ممکن است مسیر ورود آن به آینده پرداخت را کوتاهتر کنند.