هوش مصنوعی فقط مدلهای زبانی و چتباتها نیست؛ پشت هر سرویس هوش مصنوعی، شبکهای عظیم از مراکز داده، نیروگاهها، خطوط انتقال برق و هزاران تراشه پیشرفته قرار دارد. مجله تایم در آخرین شماره خود با سفر به شهر نارویک در شمال نروژ، یکی از بزرگترین پروژههای زیرساختی هوش مصنوعی اروپا را روایت کرده است؛ مرکز دادهای که برای مایکروسافت و اوپنایآی ساخته میشود و نمادی از رقابت جهانی بر سر انرژی، تراشه و زیرساختهای عصر هوش مصنوعی است. این گزارش نشان میدهد چرا مراکز داده به یکی از مهمترین داراییهای راهبردی اقتصاد دیجیتال تبدیل شدهاند و چگونه رقابت برای ساخت آنها از سیلیکونولی تا شمالگان گسترش یافته است. در ادامه متن کامل این گزارش را میخوانید.
درون پایگاه قطبی رونق هوش مصنوعی
تورکل لوند، ایستاده بر فراز اسکلت فلزی عظیمی از تیرهای فولادی مسلح، به قلمرو خود نگاه میکند.
در شرق و غرب، قلههای پوشیده از برف بر این دره پهناور نروژی سایه انداختهاند. در جنوب، یک آبدره (فیورد) آبهای یخزده را به اقیانوس اطلس میرساند. در آسمان بالا نیز گاهی شفق قطبی بر پهنه آسمان شمالگان میدرخشد. اما لوند به منظره زیر پایش اشاره میکند: محوطهای عظیم از سنگهای سیاه منفجرشده و سازههای فلزی نیمهکاره.
این مجتمع غولپیکر مرکز داده را استارتاپ بریتانیایی Nscale برای استفاده مایکروسافت و مشتری آن، اوپنایآی، در حال ساخت است. مراکز داده موتورهای انقلاب هوش مصنوعی هستند: ساختمانهایی عظیم و پرمصرف که هزاران تراشه رایانشی بسیار قدرتمند را در خود جای دادهاند. رقابت برای سلطه بر هوش مصنوعی موجی از ساخت مراکز داده را در سراسر جهان به راه انداخته است؛ از دشتهای تگزاس گرفته تا بیابانهای شبهجزیره عربستان. در حال حاضر بیش از ۸۰۰ مرکز داده در سراسر جهان در دست ساخت است؛ در همه قارهها به جز جنوبگان. این مراکز در مجموع سالانه تقریباً به اندازه کل مصرف برق کشور مالزی انرژی مصرف خواهند کرد. بر اساس برآورد شرکت مشاورهای مککینزی، بزرگترین شرکتهای فناوری جهان تا سال ۲۰۳۰ حدود ۷ تریلیون دلار برای مراکز داده هزینه خواهند کرد. این یکی از بزرگترین پروژههای زیرساختی تاریخ است.
شاید هیچ مرکز دادهای به اندازه این مرکز، مکان غیرمنتظرهای نداشته باشد. نارویک، شهری کوچک در شمال نروژ، بندری قدیمی از دوران وایکینگهاست که در بالای مدار شمالگان قرار دارد و به دلیل انحراف محور زمین، بخش زیادی از زمستان را در تاریکی و سرمای شدید میگذراند. در ماه مارس، مجله تایم اجازه یافت بهصورت اختصاصی از این سایت بازدید کند؛ پروژهای که هم یکی از بزرگترین مراکز داده هوش مصنوعی اروپا و هم شمالیترین مرکز داده جهان محسوب میشود. لوند، مدیر این سایت، میگوید: «بدترین روز سال را برای آمدن انتخاب کردهاید.» ماههاست که برف بزرگترین دردسر پروژه بوده است. تودههای عظیم برف آمیخته با شن هنوز آب نشدهاند و یادآور یکی از سردترین زمستانهای سالهای اخیر هستند. اما امروز که دما اندکی بالاتر از صفر است، مشکل اصلی باران است.

با این حال، آبوهوا ساختوساز را متوقف نکرده است. بالای سر ما کارگری که به یک سازه فلزی متصل شده، با صدای بلند در حال سوراخکاری است. لوند برای آنکه صدایش بهتر شنیده شود، از میان گلولای عبور میکند و از کنار دو مرد میگذرد که تلاش میکنند آب باران جمعشده را به سمت یک زهکش هدایت کنند. پشت سر او، کارگری دیگر با لباس شبنما به اپراتور جرثقیل علامت میدهد تا یک ستون فولادی را در جای خود قرار دهد. امروز حدود ۳۵۰ نفر در محل کار میکنند، اما انتظار میرود در ماههای آینده و با شتاب گرفتن پروژه، این تعداد به دستکم ۱۵۰۰ نفر برسد. لوند فریاد میزند: «من مدیر پروژههای ساختمانی زیادی در نروژ بودهام، اما این پروژه با هیچکدام قابل مقایسه نیست.»

آنچه در نگاه اول یکی از نامناسبترین مکانها برای احداث مرکز داده به نظر میرسد، از دید Nscale در واقع یکی از بهترین مکانهای ممکن است. شمال نروژ از مازاد انرژی فراوانی برخوردار است. سدهای عظیمی در سراسر این منطقه کوهستانی پراکندهاند و آب مورد نیاز نیروگاههای برقآبی را تأمین میکنند؛ نیروگاههایی که از انرژی گرانشی آب برای تولید برق ارزان استفاده میکنند. بر اساس اعلام شرکت مدیریت شبکه برق نروژ، این منطقه حدود یک گیگاوات ظرفیت بلااستفاده دارد؛ مقداری که تقریباً برای تأمین برق یک شهر کوچک کافی است. Nscale توانسته برق را در نروژ با قیمت هر واحد ۳ تا ۴ سنت خریداری کند؛ بسیار کمتر از میانگین ۱۰ سنتی اروپا. آبوهوای سرد نیز یک مزیت اضافی است. تراشهها گرمای زیادی تولید میکنند و هرچه انرژی کمتری برای خنکسازی آنها نیاز باشد، بهتر است.
این مرکز داده در بالای مدار شمالگان تا حدی محصول تصمیمها و تحرکاتی است که در سیلیکونولی و واشنگتن شکل گرفتهاند. در ژانویه ۲۰۲۵، دونالد ترامپ در کنار سم آلتمن، مدیرعامل اوپنایآی، در کاخ سفید ظاهر شد و از «پروژه استارگیت» رونمایی کرد؛ سرمایهگذاری مشترکی تا سقف ۵۰۰ میلیارد دلار میان اوپنایآی، اوراکل، سافتبنک و دیگر شرکتها برای ساخت شبکهای از مراکز داده. اوپنایآی بعداً اعلام کرد که امیدوار است تا سال ۲۰۳۰ مراکز دادهای بسازد که مجموع مصرف انرژی آنها حدود شش برابر مصرف سالانه شهر نیویورک باشد.

مرکز داده Nscale در نارویک ابتدا «استارگیت نروژ» نام داشت و قرار بود نخستین پایگاه اروپایی این پروژه باشد. اما در ماه آوریل، Nscale نام استارگیت را کنار گذاشت. به گفته فردی آگاه از مذاکرات، اوپنایآی با وجود اعلام عمومی پروژه، در امضای قرارداد رسمی با Nscale تعلل میکرد. در نتیجه، Nscale اعلام کرد که مایکروسافت جایگزین اوپنایآی خواهد شد. سخنگوی اوپنایآی گفت این شرکت همچنان بهعنوان مشتری مایکروسافت از ظرفیت این مرکز داده استفاده خواهد کرد. به گفته او، این کار در قالب قراردادهای موجود انجام میشود و از نظر مالی منطقیتر است. اوپنایآی همچنین از پروژه استارگیت بریتانیا خارج شد و برنامه توسعه مرکز اصلی خود در ابیلین تگزاس را لغو کرد. با توجه به اینکه انتظار میرود اوپنایآی برای عرضه اولیه سهام اقدام کند، برخی تحلیلگران معتقدند این شرکت در تلاش است انضباط مالی بیشتری از خود نشان دهد. آلوین نگوین، تحلیلگر ارشد مؤسسه پژوهشی فورستر، میگوید: «انعطافپذیری انتخاب برای آنها مزیت محسوب میشود.»

اما تقاضا برای توان پردازشی آنقدر شدید است که خروج اوپنایآی تقریباً هیچ اهمیتی برای Nscale نداشت؛ شرکتی که بهسرعت به یکی از داغترین استارتاپهای اروپا تبدیل شده و ارزش آن به ۱۴.۶ میلیارد دلار رسیده است. این شرکت که در دسته «نئوکلاودها» قرار میگیرد، یعنی شرکتهایی که اساساً برای پاسخگویی به نیازهای مدلهای جدید هوش مصنوعی ساخته شدهاند، بخشی از موج تازهای از کسبوکارهای فناوری است که برای پاسخ به عطش سیریناپذیر بازار برای توان پردازشی هوش مصنوعی ظهور کردهاند. Nscale تنها دو سال عمر دارد، اما کسبوکارش با سرعت رشد میکند. پنج مرکز داده در مراحل مختلف ساخت در آمریکا، بریتانیا و نروژ دارد و سرمایهگذاران پیش از عرضه احتمالی سهام آن در اواخر امسال صف کشیدهاند. در ماه مارس، Nscale موفق شد ۲ میلیارد دلار سرمایه جذب کند؛ بزرگترین تأمین مالی از این نوع در تاریخ اروپا. جاش پین، مدیرعامل ۳۲ ساله شرکت، به تایم میگوید که میخواهد Nscale را به یک «ابرمقیاسدهنده یک تریلیون دلاری» تبدیل کند؛ شرکت ابری جدیدی که بتواند با آمازون، مایکروسافت و گوگل رقابت کند.

بهجای آنکه شرکتهای بزرگ فناوری تلاش کنند این رقیب بالقوه را کنار بزنند، مشتاق همکاری با پین و Nscale هستند. رشد سریع شرکت نشانهای از ثروتهای عظیمی است که در تب طلای هوش مصنوعی خلق میشوند و همچنین از نگرانی شرکتها نسبت به ماندن در حاشیه این رقابت حکایت دارد. جنسن هوانگ، مدیرعامل انویدیا، سپتامبر گذشته و اندکی پس از سرمایهگذاری ۶۸۳ میلیون دلاری در Nscale گفت: «هرگز ندیده بودم یک استارتاپ اینطور اوج بگیرد.»
با این حال، رشد سریع Nscale پرسشهایی را نیز ایجاد کرده است. این شرکت در سال ۲۰۲۴ از دل یک کسبوکار استخراج رمزارز که بدهی سنگینی داشت بیرون آمد و برای تأمین مالی ساخت مراکز داده جدید، از جمله پروژه نروژ، میلیاردها دلار بدهی تازه پذیرفت. فرض اصلی شرکت این است که قراردادهای اولیه با شرکتهای بزرگ فناوری که بهطور متوسط پنج ساله هستند، بخش عمده یا تمام هزینههای اولیه را پوشش خواهند داد و پس از پایان قراردادها، Nscale میتواند با اجاره تراشهها در بازار آزاد همچنان سودآور باقی بماند.
اما موفقیت این شرطبندی به این بستگی دارد که تقاضا برای توان پردازشی هوش مصنوعی حتی پس از ورود حجم عظیمی از ظرفیتهای جدید همچنان بالا بماند؛ ظرفیتی که به لطف موج جهانی ساخت مراکز داده در حال اضافه شدن است. نئوکلاودهایی مانند Nscale همچنین باید در بازاری که مزیت ساختاری خاصی ندارند، با غولهای فعلی رایانش ابری رقابت کنند. مدیسون رضایی، تحلیلگر مؤسسه برنستاین، میگوید: «بخش بزرگی از مزیت آنها فقط این است که زودتر وارد بازار شدهاند.»
پین اما نگرانیای ندارد. او شرکتهایی مانند مایکروسافت را همکار میداند نه رقیب، اما در عین حال معتقد است Nscale میتواند در همان بازی آنها را شکست دهد. همچنین از موج مخالفتهایی که در سراسر جهان علیه مراکز داده شکل گرفته هراسی ندارد. او میگوید: «تقریباً هر صنعتی را میتوان اینطور خلاصه کرد: تبدیل انرژی به ارزش. زیرساخت هوش مصنوعی بیشترین ارزش را به ازای هر الکترون تولید میکند. هیچ صنعت دیگری به آن نزدیک هم نیست.»

توپوگرافی چشمگیر نروژ فاصله زیادی با دشتهای تگزاس دارد؛ جایی که یک نئوکلاود دیگر در حال ساخت پردیس اصلی استارگیت برای اوپنایآی و اوراکل است. لوند میگوید ساختوساز در اینجا بسیار پیچیدهتر است. ما روی برآمدگیای ایستادهایم که پس از انفجار نیمی از دامنه کوه با دینامیت ایجاد شده تا فضای مسطحی برای سالن داده فراهم شود. جویباری که قبلاً از شیب کوه پایین میآمد، اکنون به آبشاری کوچک و غمانگیز در لبه صخره تبدیل شده است. در بخش دیگری از سایت، مهندسان پس از آنکه متوجه شدند سنگ زیرین برای شمعهای فولادی معمولی بیش از حد سخت است، ۱۱ میلیون دلار صرف ساخت تنها یک دیوار کردند.
با این حال، این هزینهها در مقایسه با بهای تراشههای سایت تقریباً ناچیز است. این سالنهای داده در نهایت با دهها هزار پردازنده نسل آینده Vera Rubin انویدیا تجهیز خواهند شد. سخنگوی Nscale از اعلام هزینه نهایی پروژه خودداری کرد، اما گفت تراشهها بین ۶۰ تا ۸۰ درصد کل هزینه را تشکیل میدهند. استیسی راسگون، تحلیلگر نیمهرسانا در برنستاین، هزینه نسخه اولیه طرح استارگیت نروژ را که شامل ۱۰۰ هزار تراشه از نسل قبلی انویدیا بود، بیش از ۱۰ میلیارد دلار برآورد کرده است. احتمالاً به تعداد کمتری از تراشههای جدید نیاز خواهد بود، زیرا هرکدام مصرف برق بیشتری دارند؛ اما از سوی دیگر قیمت هر واحد آنها بالاتر خواهد بود و در نتیجه هزینه نهایی احتمالاً در همان محدوده باقی میماند.
داستان Nscale به همان اندازه که درباره مهندسی سازه است، درباره مهندسی مالی نیز هست. از همان ابتدا، شرکت با ترکیب بدهی، سرمایهگذاری مشترک، فروش سهام و سایر روشها تلاش کرد منابع لازم برای پوشش هزینههای سنگین اولیه را تأمین کند. معمار اصلی این رویکرد جاش پین است که مسیر غیرمعمولی را برای ورود به این صنعت طی کرده است. او در نیوکاسل در ساحل شرقی استرالیا بزرگ شد و کار خود را در یک معدن زغالسنگ آغاز کرد. چند سال در معادن روباز نیوساوثولز، یک نیروگاه گاز و تونلهای زیر شهر سیدنی کارگری کرد. در زمان استراحت کتابهای کسبوکار میخواند و در نهایت چندین شرکت راهاندازی کرد.
یکی از نخستین شرکتهایی که واقعاً موفق شد، استارتاپ استخراج رمزارزی به نام Arkon Energy بود که در اوایل دهه ۲۰۲۰ تأسیس شد. پین معتقد بود میتواند انرژی ارزان و بلااستفادهای را که مشتری ندارد خریداری کند و با آن رمزارز تولید کند. او استدلال میکرد که این کار حتی برای محیطزیست نیز مفید است. پین میگوید: «افزایش تقاضای پایه در شبکه برق باعث میشود پروژههای انرژی تجدیدپذیر بیشتری توجیه اقتصادی پیدا کنند و عرضه انرژی افزایش یابد. اگر از این زاویه نگاه کنید، در مجموع به نفع محیطزیست است.»
رکود بازار رمزارزها همزمان با عرضه چتجیپیتی رخ داد. پین تصمیم گرفت مسیر خود را تغییر دهد. هوش مصنوعی نیز مانند استخراج رمزارز به ساختمانهایی مملو از تراشههای پیشرفته نیاز داشت. CoreWeave و Crusoe، دو رقیب Nscale، نیز کار خود را از استخراج رمزارز آغاز کرده بودند. در سراسر جهان شرکتها به دنبال مراکز داده هوش مصنوعی بودند و افرادی مانند پین دقیقاً میدانستند چگونه چنین مراکزی ساخته میشود.
این رونق در بهترین زمان ممکن به سراغ Arkon آمد. این شرکت در سال ۲۰۲۴ با وجود ۱۹ میلیون دلار درآمد، ۱۰۲ میلیون دلار زیان ثبت کرد و برای بازپرداخت وامهایی با نرخ بهره تا ۱۷.۵ درصد تحت فشار بود. صورتهای مالی آن سال نسبت به «تردید جدی» درباره توان ادامه فعالیت شرکت هشدار داده بودند. پین Arkon را تعطیل کرد و شرکت جدیدی به نام Nscale را در بریتانیا برای مراکز داده هوش مصنوعی راهاندازی کرد.

در یکی از نمونههای تأمین مالی خلاقانه Nscale، انویدیا در اکتبر پذیرفت ۶۰ میلیون دلار برای حق خرید بخشی از سهام Nscale پرداخت کند؛ سهامی که اکنون حدود ۲۰۰ میلیون دلار ارزش دارد. در مقابل، انویدیا پذیرفت در صورت ناتوانی Nscale در ایفای تعهدات مالی خود در پروژهای که برای مایکروسافت در تگزاس میسازد، تا سقف ۸۶۰ میلیون دلار نقش پشتوانه مالی را ایفا کند. چنین توافقهایی که در صنعت نئوکلاود رایج هستند، برخی سرمایهگذاران را نسبت به وجود ضعف ساختاری در بازار هوش مصنوعی نگران کردهاند. برخی معتقدند این وضعیت شبیه ماری است که دم خود را میخورد؛ انویدیا هم تراشه میفروشد و هم به شرکتهای کوچکتر پول میدهد تا همان تراشهها را بخرند. هوانگ این نگرانیها را کماهمیت میداند و میگوید سرمایهگذاریهای انویدیا در شرکتهای کوچک بخش ناچیزی از داراییهای آن را تشکیل میدهد و هدفش ایجاد یک اکوسیستم پویا برای هوش مصنوعی است.

پین معتقد است مدل Nscale از رقبا بهتر است، زیرا شرکت معمولاً مالک زمین، ساختمان و تراشههای مراکز داده خود است و آنها را اجاره نمیکند. به گفته او، این موضوع هزینهها را کاهش میدهد و ریسک شرکت را محدود میکند، زیرا اگر بازار هوش مصنوعی کند شود، Nscale میتواند کاربری مراکز داده را تغییر دهد، در حالی که مجبور نخواهد بود اجاره ساختمانهای خالی را بپردازد. پین میگوید: «ما از یک قرارداد با یک دارایی خارج میشویم، نه با یک بدهی.» (طبق گفته سخنگوی شرکت، Nscale علاوه بر ساخت و بهرهبرداری از پنج مرکز داده خود، در هفت مرکز داده دیگر نیز فضا اجاره کرده است.)
او در حالی که شرکت را در مسیر رشد سرسامآور هدایت میکرد، تلاش داشت اعضای شناختهشدهای را به هیئتمدیره بیاورد تا اعتبار بیشتری برای استارتاپش فراهم کنند. یکی از گزینههای اصلی او شریل سندبرگ بود؛ مدیری که در سال ۲۰۰۸ به فیسبوک پیوست و آن را از یک استارتاپ بینظم به یک غول فناوری تبدیل کرد. وقتی پین بالاخره موفق شد تماس تلفنی با سندبرگ برقرار کند، نخستین جمله او این بود: «من عضو هیئتمدیره شرکتها نمیشوم و معمولاً چنین تماسهایی را هم نمیگیرم.» اما بعد پین شروع به صحبت کرد. سندبرگ میگوید: «نود دقیقه بعد، کاملاً علاقهمند شده بودم که به هیئتمدیره او بپیوندم.»
در ماه مارس، سندبرگ رسماً به هیئتمدیره Nscale پیوست؛ نخستین اقدام مهم او در دنیای کسبوکار پس از خروج از هیئتمدیره متا در سال ۲۰۲۴. یکی از عواملی که او را به پذیرش این مسئولیت ترغیب کرد، یادداشتی بود که پین بهتازگی برای مدیران ارشد شرکت فرستاده بود؛ یادداشتی که هم چشماندازی بلندپروازانه برای آینده شرکت ترسیم میکرد و هم نقشه راهی دقیق برای رسیدن به آن ارائه میداد. سندبرگ میگوید: «تنها کسی که پیش از این دیده بودم چنین چیزی بنویسد، مارک زاکربرگ بود. من در جاش پتانسیل یک رهبر نسلساز را میبینم.»
مرحله نخست پروژه نارویک حدود ۲۳۰ مگاوات برق مصرف خواهد کرد؛ تقریباً به اندازه مجموع مصرف همه مراکز داده موجود نروژ و معادل برق مصرفی حدود ۱۹۰ هزار خانه در آمریکا. اما پیمانکاران حاضر در سایت از هماکنون در حال آمادهسازی زیرساختهای مرحله دوم و بزرگتر پروژه هستند؛ با این فرض که مجوز مورد نیاز مصرف برق از سوی مقامات محلی صادر خواهد شد.

برخی اقتصاددانان حوزه انرژی با منطق پین که میگوید مراکز داده به دلیل ایجاد تقاضای پایدار برای برق، به محیطزیست کمک میکنند، موافق نیستند. اولیویه دارمونی، استاد مدرسه کسبوکار HEC پاریس، میگوید درست است که شرکتهای فناوری در گذشته با تعهد به خرید برق، به توسعه انرژیهای تجدیدپذیر سرعت بخشیدهاند؛ اما با تشدید رقابت هوش مصنوعی، بسیاری از شرکتها دیگر حاضر نیستند پنج تا هفت سال برای اتصال نیروگاههای جدید پاک به شبکه برق منتظر بمانند.
در نتیجه، شرکتهایی مانند Nscale در حالی که آخرین منابع انرژی پاک بلااستفاده، مانند برقآبی شمال نروژ، را جذب میکنند، همزمان به استفاده گستردهتر از سوختهای فسیلی نیز روی آوردهاند. Nscale در حال حاضر در ویرجینیای غربی مرکز دادهای را در کنار یک نیروگاه گازی میسازد که به شبکه برق متصل نیست و به این ترتیب از انتظار چندساله برای اتصال به شبکه اجتناب میکند. این مرکز داده که با سوخت فسیلی کار خواهد کرد، بسیار بزرگتر از مرکز نارویک خواهد بود و برق بسیار بیشتری مصرف خواهد کرد. دنیل شاپیرو، مدیر ارشد انرژی Nscale، میگوید: «در آمریکای شمالی، گاز طبیعی تنها سوختی است که امروز میتواند نیازهای مقیاس، سرعت و قابلیت اطمینان زیرساخت هوش مصنوعی را برآورده کند. انرژیهای تجدیدپذیر از نظر اقتصادی قادر به تأمین بار پایه ۲۴ ساعته نیستند.»

قیمت پایین انرژی که سازندگان مراکز داده را به نروژ جذب کرده نیز احتمالاً دوام زیادی نخواهد داشت. تور رییر لیلهولت، رئیس بخش تحلیل شرکت دادههای انرژی Volue Insight، میگوید قیمت برق در شمال نروژ طی دو تا سه سال آینده احتمالاً دو برابر خواهد شد؛ بخشی از این افزایش به دلیل رشد تقاضای مراکز داده خواهد بود. البته بخشی از این افزایش دیر یا زود رخ میداد، زیرا چندین سال بارندگی غیرعادی باعث شده بود قیمت برق به سطوح بسیار پایینی برسد؛ سطحی که تحلیلگران معتقدند پایدار نیست. اما تأثیر مراکز داده بر افزایش قیمت برق الگویی است که در سراسر جهان، از جمله آمریکا، در حال تکرار است؛ جایی که ترامپ در ماه فوریه از شرکتهای فناوری خواست هرگونه افزایش هزینه برق مصرفکنندگان را خودشان پرداخت کنند.
احتمال افزایش قیمت برق در نروژ، کشوری که برق ارزان بخشی از فشار ناشی از زمستانهای طولانی را جبران میکند، مخالفتهای سیاسی ایجاد کرده است. لارس هالتبرکن، نماینده چپگرای پارلمان نروژ، میگوید: «ممکن است ظرف چند سال آینده تعداد بسیار زیادی مرکز داده در نروژ داشته باشیم.» او پیشبینی میکند مصرف برق کشور تا سال ۲۰۳۰ سه یا چهار برابر شود. به گفته او: «این برای سیستم برق ما مشکلساز خواهد شد.»

دولت نروژ مراکز داده را یک دارایی راهبردی میداند، خواهان توسعه بیشتر آنهاست و آنها را زیرساخت حیاتی ملی اعلام کرده است. شرکتهایی از جمله انویدیا، اوپنایآی و Nscale نیز کشورها را تشویق کردهاند برای تقویت حاکمیت خود در عصر هوش مصنوعی، مراکز داده بیشتری بسازند. اما هالتبرکن میگوید دولت ابزار کافی برای جلوگیری از ساختوساز بیش از حد و از بین رفتن ذخایر راهبردی انرژی نروژ را ندارد، زیرا سرمایهگذاران تنها به دریافت مجوزهای قانونی در سطح محلی نیاز دارند. حزب او از طرحی حمایت میکند که اختیارات بیشتری برای توقف پروژههای مراکز داده به دولت میدهد، اما این طرح در رأیگیری اخیر پارلمان نتوانست اکثریت آرا را به دست آورد.
لوند، مدیر پروژه که در نارویک به دنیا آمده و همانجا بزرگ شده است، نگاه متفاوتی دارد. او میگوید: «برای من کاملاً منطقی است که برق سبز اینجا را خودمان مصرف کنیم، نه اینکه آن را به لندن یا استکهلم بفرستیم.» لارس نورمن اندرسن، مدیر اجرایی شهرداری نارویک، نیز از حامیان جدی پروژه است. او انتظار دارد این پروژه حدود ۲۰۰ شغل ایجاد کند و از حمایت Nscale برای راهاندازی برنامههای آموزشی مهارتهای فنی در دانشگاه محلی تمجید میکند.
شاید نروژ در مقایسه با امارات متحده عربی که آن هم از منابع انرژی فراوان برخوردار است، مکان مناسبتری برای مراکز داده به نظر برسد؛ کشوری که در ماه مارس یک مرکز داده آمازون در آن هدف حمله پهپادی ایران قرار گرفت و اوپنایآی نیز قصد دارد پردیس دیگری از استارگیت را در آن احداث کند. اما در شمالگان نیز تهدید روسیه وجود دارد؛ کشوری که تنها چندصد مایل با نارویک فاصله دارد و با نروژ مرز قطبی مشترک دارد. کاتارژینا زیسک، استاد مؤسسه مطالعات دفاعی ارتش نروژ، درباره مراکز داده میگوید: «در صورت وقوع یک درگیری مستقیم، باید انتظار داشته باشیم چنین زیرساختهایی نخستین اهداف حمله باشند. میتوان آنها را اهدافی ایدهآل دانست.»
در نارویک همچنان باران میبارد. لوند اکنون پشت فرمان خودروی برقیاش نشسته و به سمت یک نیروگاه برقآبی در نزدیکی محل پروژه میرود؛ توربینی که در اعماق یک کوه قرار گرفته و از آب سدی در ارتفاعات بالاتر تغذیه میشود. کل این نیروگاه تنها ۶۰ مگاوات برق تولید میکند؛ اندکی بیش از یکدهم میزان برقی که مرکز داده او پس از تکمیل مصرف خواهد کرد.
هنگامی که از نیروگاه بازدید میکنیم، توربین خاموش است. قیمت برق در این منطقه آنقدر پایین است که جریان آب را متوقف کردهاند و تصمیم گرفتهاند انرژی را ذخیره کنند، نه اینکه با عرضه بیشتر برق بازار را اشباع کنند. اپراتور نیروگاه، مردی تنومند با لباس کار آبیرنگ، از تأثیر مرکز داده بر افزایش تقاضا استقبال میکند. او میگوید: «وقتی قیمتها بالا برود، دوباره آن را روشن میکنیم.»
اکنون طول روز از طول شب پیشی گرفته است و حتی نارضایتی لوند از آبوهوا نیز زیر سایه خوشبینی او نسبت به تابستان پیش رو قرار دارد. امشب در مرکز شهر نارویک، مردم با لباسهای سنتی نروژی و پوششهای رنگارنگ جشن، پایان زمستان را گرامی خواهند داشت. بهزودی خورشید دیگر به زیر افق نخواهد رفت و دره را در روشنایی دائمی غرق خواهد کرد.
در دفتر مرکزی پروژه، پوستری از نسخه تکمیلشده این مجتمع نصب شده است؛ تصویری سهبعدی از مراکز داده درخشان که در کنار دامنههای سبز و جنگلی قرار گرفتهاند. تنها برف موجود در تصویر، برف قلههای مرتفعی است که در دوردست و آن سوی فیورد دیده میشوند.
نویسنده: بیلی پریگو | منبع: تایم