راه پرداخت
راه پرداخت؛ رسانه فناوری‌های مالی ایران

بانک سخت / بانک نرم؛ جمشید تنها، جمشید خسته، جمشید یه گوشه نشسته

بانک سخت باشه خوبه یا نرمش؟
از دید مشتری، بانک باید سخت محکم و رسمی باشه یا نرم و خودمونی تر؟

Shitr-Idea-Index-way2pay-94-07-04

همه‌چیز به تغییر دوران برمی‌گردد. شاید چند سال پیش، جواب با قاطعیت «سخت» بود؛

اما الآن …

بیایید موضوع رو یک‌جور دیگر دنبال کنیم … فکر کنیم بانک یه آقایی است به اسم جمشید. جمشید خان!

آقا جمشید همیشه کت‌وشلوار می پوشه، سن حدود ۵۰ تا ۶۰ سال، زیاد صحبت نمی‌کند اگر هم بکند تن صدایش خیلی کلفت و مردونست و اصلا نمیشه باهاش شوخی کرد. کلن از اوناست که تو مهمونی‌ها فقط میشنن دست زدن بقیه رو نگاه میکنن، با یه لبخند ملایم، میوه هم نمیخورن که بی کلاسی نشود.

جمشید خان پولداره. این‌رو از جشن‌های فصلی و کادوهایی که میده میشه فهمید. مردم هم این‌رو خوب می‌دوند و موقع جشن که فرا میرسه میرن باهاش دوست میشن … اما بعد از جشن جمشید دوباره تنها میشه. برای همین میشینه فکر میکنه واسه جشن بعدی که هرچه با شکوهتر باشه؛ اما دیگه تا چه حد؟!
از خودش می پرسه زمان بین دوتا جشن دوستانش کجا میرن؟

.الآن یه چند سالی است که جمشید تنهاتر هم شده. دوستانش خیلی فرق کردن، دائم در حال گفتمان هستند، اما جمشید سکوت؛ همه گوشی تو دست، جمشید دست رو دست؛ اونها جین و تیشرت اما جمشید کت‌شلوار؛ کلن به هم نمی‌خورند.

اینه که الآن جمشید خان تو فکر کت‌شلوار رو در بیاره، یکم بخنده تو مهمونی‌ها و …

انگار این‌جوری دوست‌داشتنی‌تره، پذیرفتنی‌تره.

.

حالا این‌جوری مهمونا یکی‌یکی میان باهاش سر صحبت رو باز می‌کنند، با جمشید تعامل می‌کنند؛

هرچقدر خودمانی‌تر، قابل‌اعتمادتر در رفاقت.

.

جمشید یه رفیق ایدئال میشه. پر میشه از اتفاق‌های جدید و باحال. پولدار هم که هست و …

الآن دیگه مهم حتی پولش هم نیست، مهم لذتی است که وقتی باهاش هستیم نصیب ما میشه. درست مثل یه دوست هم سن و سال خودمان.

.

.اصلاً یه پیشنهاد:

جمشید بیاد یه کاری بکنه. تو کمد کنار اون همه کت‌وشلوار، یه دست جین و تی‌شرت شیک هم اضافه کنه

این‌جوری دیگه هرجایی میتونه حضور پیدا کنه جمشید خان؛ نه نه، ببخشید جمشید «جان»

.

نظر شما چیه، شما جمشید رو چه جوری دوست دارید؟

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.