حرکت شبکه ارتباطی ایران از کابل مسی به فیبر نوری، تنها جایگزینی یک فناوری با فناوری دیگر نیست؛ این تغییر به ایجاد زیرساختی تازه، هماهنگی چند نهاد و بازتعریف نقش تأمینکنندگان و اپراتورها نیاز دارد. فرهاد کرمزاده، مدیرعامل دلسا، معتقد است فیبر نوری مهمترین فرصت پیشروی بازار تجهیزات ارتباطی است، اما نباید انتظار داشت توسعه آن با همان سرعتی پیش برود که پیشتر در ADSL و VDSL دیده شد.
کرمزاده در گفتوگو با رضا قربانی، بنیانگذار راه پرداخت، توضیح میدهد که دلسا اگرچه فعالیت خود را بر تأمین کالا و تجهیزات متمرکز کرده، تلاش داشته از محصولمحوری فاصله بگیرد و راهکارهای جامع ارتباطی ارائه دهد. این شرکت با ورود هر نسل تازه فناوری، علاوه بر تجهیزات، مدلهای درآمدی، شیوههای همکاری با مصرفکنندگان و خدمات قابل ارائه بر بستر آن فناوری را نیز بررسی کرده است.
به گفته او، دلسا معمولاً پیش از فراگیرشدن فناوریهای جدید، نمونههای آزمایشی را در همکاری با تأمینکنندگان خارجی بررسی کرده و برای ورود به بازار آماده شده است. کرمزاده میگوید این مجموعه در دوره ADSL نیز بهجای تمرکز بر نسخههای قدیمیتر و کمهزینهتر، ارائه فناوریهای جدیدتر را دنبال میکرد. همین رویکرد اکنون در مواجهه با فیبر نوری ادامه پیدا کرده است.
بااینحال، توسعه فیبر با یک تفاوت ساختاری روبهروست. هنگام ورود اینترنت پرسرعت، شبکه کابل مسی از قبل در کشور وجود داشت و شرکتها با تأمین تجهیزات میتوانستند خدمات ADSL و VDSL را روی زیرساخت موجود ارائه کنند. در فیبر نوری، خود شبکه دسترسی نیز باید ساخته شود. از نگاه کرمزاده، نادیدهگرفتن این تفاوت باعث شکلگیری انتظار غیرواقعبینانه درباره سرعت پوشش فیبر در کشور شده است.
مدیرعامل دلسا انحصار را یکی دیگر از موانع قدیمی بازار ارتباطات میداند و معتقد است رگولاتور باید هنگام صدور مجوزها و تغییر فناوری، حمایت مؤثرتری از بازیگران بازار داشته باشد. او به انتقادهای مطرحشده درباره نقش شرکت مخابرات نیز اشاره میکند و میگوید این انتقادها در نهایت میتوانند به اصلاح مسیر و افزایش سرعت توسعه کمک کنند.
از نگاه کرمزاده، تأمینکنندگان تجهیزات و اپراتورها تنها بازیگران این مسیر نیستند. حاکمیت، رگولاتور و شهرداریها نیز بر امکان حفاری، اجرای شبکه و سرعت دسترسی کاربران اثر میگذارند. بنابراین نمیتوان عقبماندگی فیبر را فقط به کمبود تجهیزات نسبت داد. به گفته او، تجهیزات قابلتوجهی وارد شده، اما دسترسی به فیبر همچنان متناسب با ظرفیت ایجادشده رشد نکرده است.
بخش عمده فعالیت دلسا نیز اکنون به حوزه فیبر مربوط است؛ بااینحال کرمزاده تأکید میکند که توسعه این بازار به ترکیبی از تولید داخلی، ارتباط با تأمینکنندگان خارجی و رفع موانع اجرایی نیاز دارد. این تصویر نشان میدهد مسئله بازار تجهیزات فقط ورود کالا نیست و زنجیرهای از تأمین، اجرا، تنظیمگری و ارائه خدمات باید همزمان کار کند.
تحول دیگری که کرمزاده به آن اشاره میکند، تغییر معیارهای خرید تجهیزات شبکه است. قیمت در خریدهای دولتی و فرایندهای مناقصه همچنان پارامتر اصلی است؛ اما او میگوید از سال ۱۴۰۳، در میان بخشی از مشتریان دلسا، قیمت به رتبه دوم رفته و کیفیت، امنیت، امکان پشتیبانی و ارائه راهکار جامع اهمیت بیشتری پیدا کردهاند. این تغییر میتواند نشانهای از بلوغ تقاضا در بخشی از بازار باشد؛ جایی که هزینه اولیه تنها معیار تصمیمگیری نیست و پایداری و کیفیت سرویس نیز دیده میشود.
هوش مصنوعی نیز بخشی از برنامه دلسا برای سازگارشدن با نسل جدید فناوریهاست. کرمزاده میگوید این مجموعه استفاده از راهکارهای هوش مصنوعی را برای افزایش سرعت نصب و راهاندازی، بهبود خدمات پس از فروش و حل سریعتر مسائل مشتریان دنبال میکند. در این نگاه، هوش مصنوعی جایگزین زیرساخت ارتباطی نیست، بلکه ابزاری برای کارآمدترکردن فرایندهای عملیاتی و پشتیبانی است.
با وجود گسترش هوش مصنوعی، اینترنت اشیا، وایفای نسل جدید و شبکههای سازمانی، کرمزاده فیبر نوری را همچنان اولویت نخست میداند. استدلال او روشن است: زیرساخت ارتباطی کشور باید ابتدا بر فیبر بنا شود تا دیگر محصولات و خدمات بتوانند روی آن توسعه پیدا کنند. معنای این گزاره آن است که آینده بازار تجهیزات، بیش از عرضه محصولی تازه، به حل مسئله دسترسی و ایجاد یک زیرساخت پایدار وابسته است.