آیدین عدالت: مهم‌تر از اینکه چه بسازیم، این است که چه چیزی نسازیم

آیدین عدالت: مهم‌تر از اینکه چه بسازیم، این است که چه چیزی نسازیم

گفت‌وگوی رضا قربانی، بنیان‌گذار راه پرداخت، با آیدین عدالت، مدیرعامل شرکت رهنمون فناوری اطلاعات، درباره تولید سخت‌افزار، امنیت زنجیره تأمین و زیرساخت پردازشی هوش مصنوعی
آیدین عدالت در گفت‌وگو با راه پرداخت
۶ دقیقه مدت مطالعه

وقتی از تولید سخت‌افزار فناوری اطلاعات در ایران صحبت می‌شود، نخستین پرسش این است که آیا محصول داخلی واقعاً تولید شده یا فقط از مونتاژ قطعات وارداتی شکل گرفته است. آیدین عدالت، مدیرعامل شرکت رهنمون فناوری اطلاعات، می‌گوید پاسخ این پرسش برای تمام محصولات یکسان نیست.

زنجیره تولید سخت‌افزار از بخش‌های متعددی تشکیل شده است. ساخت شاسی و بدنه، قالب‌سازی، تولید برد الکترونیکی، طراحی، مونتاژ، نرم‌افزارهای پایه و تأمین تراشه و حافظه، هرکدام سطح متفاوتی از دانش و وابستگی دارند.

ممکن است یک شرکت فقط مونتاژ انجام دهد، شرکت دیگری محصول را طراحی کند و مجموعه‌ای دیگر بخشی از قطعات یا بدنه را بسازد. بنابراین، تولید داخل یک مفهوم صفر و یک نیست و باید براساس سهم ارزش افزوده داخلی سنجیده شود.

عدالت می‌گوید بخشی از توان تولید شاسی، کیس، تجهیزات تغذیه و سامانه‌های خنک‌کننده در کشور وجود دارد. این بخش‌ها به صنایعی مانند فولاد، پلاستیک و قالب‌سازی وابسته‌اند و اختلال در مواد اولیه می‌تواند هزینه و زمان تولید را افزایش دهد.

تولید PCB یا برد الکترونیکی، حلقه مهم دیگری از این زنجیره است. ایران طی سال‌های گذشته در ساخت برخی بردهای چندلایه پیشرفت کرده، اما ظرفیت این حوزه محدود و متمرکز است و آسیب یا توقف چند تولیدکننده می‌تواند کل زنجیره را تحت‌تأثیر قرار دهد.

وقتی امکان تولید برد در داخل وجود نداشته باشد، شرکت باید سفارش خود را برای ساخت به خارج از کشور ارسال کند. این مسیر زمان طراحی تا عرضه محصول را افزایش می‌دهد و تولیدکننده را به حمل‌ونقل، پرداخت خارجی و محدودیت‌های تحریمی وابسته می‌کند.

در مقابل، بخش‌هایی مانند تراشه، ماژول حافظه، GPU و بعضی بردهای تخصصی، در ایران تولید نمی‌شوند و حتی بسیاری از تولیدکنندگان جهانی نیز آنها را از شرکت‌های محدودی تأمین می‌کنند.

بنابراین، وجود قطعات وارداتی به‌تنهایی به معنای بی‌اعتباربودن تولید داخلی نیست. تقریباً هیچ سازنده‌ای تمام اجزای محصول را خودش تولید نمی‌کند؛ مسئله این است که چه مقدار طراحی، دانش، کنترل کیفیت و ارزش افزوده در داخل ایجاد شده است.

از نگاه عدالت، پرسش مهم‌تر این نیست که ایران چه تجهیزات تازه‌ای را به فهرست تولید اضافه کند. کشور ابتدا باید تعیین کند در کدام حوزه‌ها امکان رقابت یا دستیابی به مقیاس مناسب ندارد.

تلاش هم‌زمان برای تولید طیف بزرگی از کالاها، منابع مالی، نیروی متخصص و حمایت‌های دولتی را پراکنده می‌کند. نتیجه ممکن است حضور سطحی در صنایع متعدد، بدون دستیابی به عمق فنی و مقیاس اقتصادی در هیچ‌کدام باشد.

عدالت معتقد است تمرکز صنعتی باید جایگزین تولید همه‌چیز شود. تجهیزاتی در اولویت قرار می‌گیرند که دانش آنها در کشور وجود دارد، بازار کافی دارند و می‌توانند از نظر قیمت یا ویژگی فنی با نمونه وارداتی رقابت کنند.

بااین‌حال، مقیاس بازار تنها معیار تصمیم‌گیری نیست. تولید ماوس، کیبورد یا پاوربانک ممکن است برای بازار مصرفی ایران از نظر تعداد توجیه داشته باشد؛ اما بازار یک سوئیچ تخصصی شبکه شاید فقط به چند دستگاه محدود شود.

تولید چنین تجهیزی ممکن است از نظر اقتصادی سودآور نباشد، اما ملاحظات امنیتی، لجستیکی یا پایداری زیرساخت می‌توانند تصمیم متفاوتی ایجاد کنند.

اگر یک تجهیز محدود و حیاتی در لایه مرکزی یا لبه شبکه از دسترس خارج شود، جایگزینی آن ممکن است ماه‌ها طول بکشد. در چنین شرایطی، ارزش تولید داخلی فقط در قیمت فروش محصول خلاصه نمی‌شود؛ کاهش زمان تأمین و ریسک توقف خدمت نیز بخشی از ارزش آن است.

امنیت، دلیل دیگر استفاده از تجهیزات تولید داخل است. وقتی محصول در کشور طراحی یا مونتاژ می‌شود، سازنده و مشتری شناخت بیشتری از فهرست قطعات، تغییرهای سخت‌افزاری و اجزای به‌کاررفته در آن دارند.

این شناخت به معنای امنیت مطلق نیست؛ قطعات پایه و نرم‌افزارهای داخلی تجهیزات همچنان می‌توانند وابستگی خارجی داشته باشند. بااین‌حال، امکان بررسی عمیق‌تر محصول و کنترل تغییرات، سطحی از شفافیت را فراهم می‌کند که در کالای وارداتی بسته وجود ندارد.

به گفته عدالت، شرکت‌های داخلی می‌توانند بردها و اجزای تجهیزات را بررسی کنند تا تغییر در تراشه‌ها، مقاومت‌ها، خازن‌ها یا دیگر قطعات قابل‌شناسایی باشد. این فرایند می‌تواند احتمال وجود اجزای ناشناخته را کاهش دهد.

در لایه نرم‌افزار نیز وضعیت مشابهی وجود دارد. ممکن است نوشتن کامل BIOS یا سامانه مدیریت از راه دور یک سرور در داخل ممکن یا اقتصادی نباشد، اما می‌توان برخی لایه‌ها را بررسی، کنترل یا داخلی‌سازی کرد.

دلیل سوم، لجستیک و تأمین است. تحریم، محدودیت حمل‌ونقل و دشواری پرداخت خارجی می‌توانند تحویل یک تجهیز وارداتی را ماه‌ها به تأخیر بیندازند.

تولیدکننده داخلی با نگهداری قطعات و ساخت بخش‌هایی مانند شاسی، سیستم تغذیه و خنک‌کننده، می‌تواند زمان تأمین را کوتاه‌تر کند. عدالت می‌گوید در برخی موارد، تجهیز داخلی می‌تواند طی چند روز تحویل داده شود؛ درحالی‌که واردات ممکن است ماه‌ها زمان ببرد.

این مزیت در دوره بحران اهمیت بیشتری دارد. سازمانی که برای توسعه یا جایگزینی زیرساخت خود به چند ده سرور نیاز دارد، نمی‌تواند همیشه منتظر فرایند طولانی واردات بماند.

موج هوش مصنوعی تقاضا برای سرورهای پردازشی و GPU را افزایش داده است. زیرساخت این حوزه را می‌توان به دو بخش تقسیم کرد: پلتفرم سروری و خود پردازنده گرافیکی.

پلتفرم سروری باید اسلات، توان الکتریکی و سامانه خنک‌کننده متناسب با GPUهای قدرتمند داشته باشد. عدالت می‌گوید طراحی و تأمین این بخش در داخل کشور امکان‌پذیر است و شرکت‌های ایرانی در آن فعالیت دارند.

چالش اصلی، خود GPU است. بازار پردازنده‌های گرافیکی پیشرفته در اختیار تعداد محدودی از شرکت‌هاست و فروش آنها به برخی کشورها و مناطق با محدودیت‌های جدی روبه‌روست.

ایران علاوه بر محدودیت‌های عمومی صادرات فناوری پیشرفته، با تحریم و مشکلات حمل‌ونقل نیز مواجه است؛ درنتیجه، هزینه و پیچیدگی تأمین GPU بیشتر می‌شود.

بااین‌حال، عدالت بزرگ‌ترین مسئله زیرساخت هوش مصنوعی را فقط تأمین سخت‌افزار نمی‌داند. بسیاری از سازمان‌ها پیش از آنکه کاربرد، مدل و حجم پردازش خود را دقیق مشخص کنند، تجهیزات بیشتری از نیاز واقعی خریداری می‌کنند.

این رویکرد به بیش‌طراحی یا Overdesign منجر می‌شود؛ یعنی سازمان به‌جای بهینه‌کردن مدل و معماری، کمبود شناخت خود را با خرید سخت‌افزار بیشتر جبران می‌کند.

در زیرساختی که تأمین هر GPU پرهزینه و دشوار است، چنین تصمیمی می‌تواند ظرفیت گران‌قیمتی ایجاد کند که بخش بزرگی از آن بلااستفاده باقی می‌ماند.

بخش پایانی گفت‌وگو به سیاست‌گذاری اختصاص دارد. عدالت معتقد است سیاست‌گذاران شناخت محدودی از مسائل واقعی تولیدکنندگان و تأمین‌کنندگان سخت‌افزار دارند.

یکی از دلایل این فاصله، کوتاه‌بودن دوره مدیریت دولتی است. مدیری که افق فعالیتش به دو یا چند سال محدود می‌شود، فرصت و انگیزه کافی برای طراحی یک برنامه صنعتی ۱۰ یا ۱۵ ساله ندارد.

صنعت سخت‌افزار به تصمیم‌های بلندمدت درباره بازار هدف، زنجیره تأمین، آموزش نیروی انسانی و حمایت از تحقیق‌وتوسعه نیاز دارد. تغییر مکرر مدیر و سیاست، امکان رسیدن به عمق را کاهش می‌دهد.

این گفت‌وگو نشان می‌دهد بومی‌سازی سخت‌افزار نباید به شعاری برای تولید تمام اجزا تبدیل شود. تولید داخل زمانی معنا دارد که مسئله‌ای اقتصادی، امنیتی یا زیرساختی را حل کند.

مسئله اصلی، افزایش تعداد برچسب‌های «ساخت ایران» نیست؛ باید مشخص شود کدام حلقه‌های زنجیره ارزش برای کشور حیاتی‌اند و سرمایه‌گذاری در آنها چگونه می‌تواند وابستگی، زمان تأمین و ریسک توقف زیرساخت را کاهش دهد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب پیشنهادی

راه پرداخت را به گوگل پیشنهاد دهید
تا تازه‌ترین مطالب تخصصی فین‌تک را آسان‌تر در گوگل پیدا کنید
پیشنهاد به گوگل