ایران در آموزش و سلامت پیش رفته، اما فرصت استفاده از این پیشرفتها به همان اندازه فراهم نشده است. براساس دادههای گردآوریشده در طرح «ایران ۲۰۳۵»، سهم زنان دارای تحصیلات متوسطه و بالاتر بین سالهای ۱۹۹۰ تا ۲۰۲۳ بیش از دو برابر شده، اما نرخ مشارکت اقتصادی آنها در سال ۲۰۲۳ فقط ۱۳٫۶ درصد بوده است. این فاصله میان توانایی و فرصت، مسئله محوری رویداد «ایران ۲۰۳۵؛ نقطه انتخاب» بود که یکشنبه ۲۶ مهر ۱۴۰۵ برگزار شد؛ اینکه کشوری با سرمایه انسانی، منابع طبیعی و موقعیت جغرافیایی قابلتوجه، برای تبدیل داشتههایش به رفاه، کدام تصمیمها را باید جلو بیندازد و از کدام خواستهها بگذرد.

در این رویداد که به میزبانی نوبیتکس برگزار شد، مجتبی لشکر بلوکی، مشاور استراتژی و سرمایهگذاری و رئیس هیئتمدیره شرکت مدیریت سرمایه دایموند؛ فرهاد نیلی، مدیرعامل شرکت مشاوره مدیریت رهنمان؛ مریم زارعیان، جامعهشناس؛ عیسی منصوری، رئیس مرکز پژوهشهای اتاق ایران؛ و دیاکو حسینی، معاون مطالعات اقتصادی و آیندهپژوهی اتاق بازرگانی تهران، درباره یافتههای طرح و اولویتهای ایران در دهه پیش رو صحبت کردند. نقطه شروع گفتوگو، پژوهش لشکر بلوکی درباره وضعیت امروز و انتخابهای پیش روی ایران بود؛ اینکه کجا ایستادهایم، چه چیزهایی مانع پیشرفتن شده و برای تغییر این مسیر چه مسئولیتی داریم.
جایگاه ایران در حکمرانی؛ صفر و یک از ۱۰
بخش «ایران کجای جهان ایستاده؟» در طرح ایران ۲۰۳۵، جایگاه کشور را با استفاده از ۳۲ گزارش بینالمللی و ۵۲ شاخص بررسی کرده است. طبق جمعبندی پژوهش، ایران در ۳۷ درصد شاخصها در میانه جهان یا بالاتر از متوسط جهانی قرار دارد و در ۶۳ درصد پایینتر ایستاده است. در مقایسه منطقهای نیز در ۷۱ درصد شاخصهای بررسیشده، عملکرد ایران از هر دو کشور ترکیه و عربستان ضعیفتر بوده است.
لشکر بلوکی برای مقایسه رتبهها توضیح داد که در پژوهش، جایگاه کشورها به پلههای صفر تا ۱۰ تبدیل شده است. به گفته او، ایران در تمام شاخصهای بررسیشده مرتبط با حکمرانی و سیاست داخلی، از حکمرانی خوب تا دموکراسی و ادراک فساد، روی پله صفر یا یک قرار گرفته؛ درحالیکه در شاخصهای قدرت نرم، نظامی و ترکیبی، جایگاه آن روی پلههای هفت تا ۹ بوده است.
جزئیات، تصویر روشنتری از این فاصله میدهد. ایران در شاخص توسعه انسانی رتبه ۷۵ را میان ۱۹۳ کشور دارد. در شاخص جهانی نوآوری ۲۰۲۵ نیز رتبه خروجیهای نوآوری آن ۴۶ و رتبه ورودیها ۱۰۹ بوده است؛ جایگاهی بهتر در نتایج نسبت به بسترهای پشتیبان. در مقابل، رتبه ۱۱۳ میان ۱۲۵ کشور در حقوق مالکیت و رتبه ۱۲۵ میان ۱۳۳ کشور در حکمرانی خوب چاندلر، بخشی از موانع استفاده از ظرفیتها را نشان میدهد. این شاخصها سالهای مرجع و روشهای متفاوتی دارند و تصویری تجمیعی از وضعیت کشور ارائه میکنند.
سه انتخاب از میان ۱۳ مسیر پیشنهادی
در بخش اولویتگذاری طرح، ۱۴۰ صاحبنظر در برابر یک انتخاب قرار گرفتند: از میان ۱۳ گزینه، فقط سه گزینه را با بیشترین اثر بر توسعه و امنیت ایران انتخاب کنند. کریدور اقتصادی و صنعتی، گردشگری و اقتصاد دریامحور مکران بیشترین اقبال را به دست آوردند.
در این تصویر، ایران باید در کنار جابهجایی کالا، محلی برای تولید و ایجاد ارزش افزوده باشد. گردشگری نیز ظرفیت درآمدزایی برای کسبوکارهای محلی دارد و توسعه مکران میتواند با هر دو مسیر پیوند بخورد. بااینحال، انتخاب این گزینهها با فرض بهبود روابط خارجی انجام شده است؛ تنشزدایی، رفع تحریمها، جذب سرمایه خارجی و اتصال به شبکه مالی بینالمللی، پیشنیازهای مشترک معرفی شدند. این نتایج، اولویتهای مشارکتکنندگان در طرحاند و تحقق آنها به تصمیمها و منابعی وابسته است که باید مشخص شوند.
مدیران بدون جسارت، بهترین ایدهها را هم پیش نمیبرند
مجتبی لشکر بلوکی، مشاور استراتژی و سرمایهگذاری و رئیس هیئتمدیره شرکت مدیریت سرمایه دایموند بحث حکمرانی را از جایی شروع کرد که به گفته او، آثارش بهاندازه تورم و رکود دیده نمیشود: سازوکارهایی که مدیران را از تصمیمگرفتن میترسانند. او با اشاره به تجربه همکاری خود با دستگاههای دولتی، تعدد نهادهای نظارتی را یکی از دلایل عقبانداختن تصمیمها دانست و از ضرورت بازطراحی نظارت و شکلگیری احزاب حرفهای گفت.

در بخش دیگری از سخنانش نیز تأکید کرد کنار هم گذاشتن اولویتهای خوب، لزوماً یک استراتژی منسجم نمیسازد؛ استراتژی کلان باید هم توسعه و هم امنیت را ببیند، با محدودیتهای آب و سرمایه روبهرو شود و برای جامعه قابلفهم و روایتپذیر باشد.
او درباره اثر نظارت بر رفتار مدیران گفت: «ما با یکسری ربات سروکار نداریم؛ مدیران مثل ما هستند و از آیندهشان میترسند. مدیران جرئت نمیکنند تصمیمات بزرگ بگیرند. من اسمش را گذاشتهام مدل تیکیتاکا؛ این به آن پاس میدهد، آن به این پاس میدهد؛ عطف، پیرو، جهت استحضار، جهت استعلام. شما بهترین ایدهها و بهترین آدمها را هم در این سیستم بگذارید، راه به جایی نمیبرند.»
او درباره الزامات رسیدن به استراتژی مشترک نیز توضیح داد: «استراتژی کلان کشور فستفود نیست، آبگوشت است؛ باید بار بیاید، زمان میبرد و باید دربارهاش گفتوگو کنیم. نمیتوانیم همه آنچه خوبان دارند را داشته باشیم؛ از یکسری چیزها باید بگذریم. نیازمند مصالحهایم؛ یک جاهایی برخی از ذینفعان باید بگویند من از این تکه کوتاه میآیم و در عوض این را میگیرم. امکان ندارد خواستههای همه را حداکثر کنیم.»
بهجای آیندهپژوهی، آینده بسازیم
فرهاد نیلی، مدیرعامل شرکت مشاوره مدیریت رهنمان فاصله زیاد امتیاز کنترل کسری بودجه با دیگر اولویتهای اقتصادی را نشانهای از عمق مسئله دانست؛ اینکه حتی در ترسیم آینده دهساله، ترازشدن بودجه به مطالبه نخست خبرگان تبدیل شده است. او کسری بودجه دولت را منشأ بسیاری از ناترازیها خواند و خروج حاکمیت از بنگاهداری، بهبود محیط کسبوکار و کنارگذاشتن قیمتگذاری دستوری را در چارچوب مهار قدرت اقتصادی حاکمیت توضیح داد.
بخوانید: آیا دولت میتواند سهم اقتصاد دیجیتال در ایران را دو برابر کند؟

بخش دیگر سخنانش به نقش اقتصاد دیجیتال اختصاص داشت: پیوند مهارتهای این بخش با مسائل حلنشده صنایع و استفاده از همکاری منطقهای برای تکمیل ظرفیتهایی که ایران بهتنهایی در اختیار ندارد.
او درباره امکان نقشآفرینی اقتصاد دیجیتال گفت: «ما پر از مسئلههای مزمن حلنشدهایم؛ چرا خودروی ما اینگونه شد، چرا نساجی ما اینگونه شد، چرا معدن ما اینگونه شد؟ اقتصاد دیجیتال از نیمه دهه ۹۰ برای ما شروع کرده راهحل درستکردن. با وجود اینکه خیلیها از آن مهاجرت کردهاند، هنوز میتواند برای ما توانمندی درست کند. اگر بتوانیم مسائل اقتصاد سنتی را با توانمندی اقتصاد دیجیتال بدوزیم، میتوانیم دو ضلع را بسازیم.»
نیلی درباره زمان تصمیمگرفتن برای آینده نیز گفت: «آینده را باید بسازیم و برای ساختن آینده لازم نیست ۱۰ سال صبر کنیم. آینده در بزنگاه ملتها ساخته میشود و بزنگاهها اصلاً خطی نیستند. هنر ما این است که بتوانیم تصمیمات انفرادی خودمان درباره آینده ایران را از طریق همین گفتوگوها به یک تصمیم جمعی تبدیل کنیم؛ از چنین اتاقهایی که بیرون میرویم، بتوانیم آرزوهای مشترک داشته باشیم؛ آرزوهایی همگانی، باورپذیر و براساس استعداد جوانهای ایران قابلتحقق.»
نوآوری، انتخاب از فهرست موجود نیست
عیسی منصوری، رئیس مرکز پژوهشهای اتاق ایران؛ و دیاکو حسینی، معاون مطالعات اقتصادی و آیندهپژوهی اتاق بازرگانی تهران آینده فناوری را در پیوند سه حوزه توضیح داد: معماری و خلق مفاهیم تازه، مقیاس تولید صنعتی و جریان کالا، داده و خدمات. به برداشت او، تأکید مشارکتکنندگان پژوهش بر ترکیب لجستیک و تولید، با موقعیت ایران در این سه حوزه تناسب دارد. او درعینحال به نگاه جداگانه به فناوریها نقد داشت؛ توسعه لجستیک را وابسته به داده، هوش مصنوعی و زنجیره پشتیبان آن دانست و هشدار داد بدون تغییر نظام انگیزهها و منافع، ورود فناوری لزوماً مسیر توسعه را تغییر نمیدهد. از نگاه او، ترسیم آینده باید با توضیح سازوکار رسیدن به آن همراه شود.

او درباره معنای نوآوری گفت: «وقتی درباره توسعه معطوف به آینده صحبت میکنیم، منظور این نیست که تداوم وضع موجود اتفاق بیفتد. نوآوری انتخاب از بین فهرست موجود نیست؛ با هر نوآوری درهای جدیدی باز میشود و امکانهای جدیدی شکل میگیرد. وقتی از الان به آینده نگاه میکنیم، با بافتار فکری الانمان فکر میکنیم؛ اما اگر آینده مطلوبی تعریف کنیم و آنجا بایستیم و به گزینههای اکنون فکر کنیم، آنوقت نوآوری موضوعیت پیدا میکند.»
او نسبت به استفاده از فناوری بدون تغییر قواعد نیز هشدار داد: «اگر فرمان حکمرانی و حکومتمندی عوض نشود، حتماً هوش مصنوعی را هم میآوریم و استفاده میکنیم، اما بهگونهای که قاعده عوض نشود و نظام منافع عوض نشود. بهعنوان مثال، از هوش مصنوعی برای مدیریت آب استفاده میکنیم، اما رویهمرفته قاعده حکمرانی به همان ترتیب قبل خواهد بود؛ یعنی تکنولوژی را در اختیار حفظ وضع موجود قرار میدهیم.»
آموزشی که ما را به امروز رسانده، برای فردا کافی نیست
مریم زارعیان، جامعهشناس میان دستاوردهای آموزش و سلامت و توزیع عادلانه آنها تمایز گذاشت. به گفته او، نابرابری آموزشی بسیار پیش از کنکور و نابرابری سلامت پیش از مراجعه به بیمارستان شکل میگیرد؛ بنابراین، مداخله در پایان مسیر برای جبران آن کافی نیست. او بازطراحی آموزش پایه را فراتر از تغییر کتابهای درسی دانست و بر مدرسهای تأکید کرد که امکان پرسشگری و همکاری بدهد. زارعیان همچنین اجماع خبرگان را نیازمند بررسی از منظر گروههای کمتر شنیدهشده دانست و پرسید چرا با وجود شکاف آشکار میان تحصیلات و مشارکت اقتصادی زنان، مسائل مرتبط با آنها در اولویتهای بالاتر قرار نگرفته است.

او درباره نسبت آموزش امروز و آینده گفت: «به نظر میرسد آموزشی که ما را به اینجا رسانده، آموزشی نیست که ما را به سال ۲۰۳۵ برساند. افزایش سنوات تحصیلی، تعداد مدارس و سواد ما را به اینجا رسانده، ولی برای افق ۲۰۳۵ به شهروندی منتقد و مستدل نیاز داریم که بتواند همکاری کند و مهارت حل مسئله داشته باشد. نمیتوانیم با توصیه به پرسشگری، شهروند پرسشگر داشته باشیم، درحالیکه ساختار مدرسه امکان پرسشگری به دانشآموز ندهد.»
او درباره گروههایی که ممکن است در اولویتگذاری دیده نشوند نیز گفت: «باید اطمینان حاصل کنیم گروههای حذفشدهای وجود ندارند که اساساً مسئله آنها در اولویت خبرگان دیده نمیشود. وقتی دیده نشوند، آن گروهها احساس میکنند کسانی که اولویتهای جامعه و استراتژی کلان آن را چیدهاند، آنها را ندیده و حذف کردهاند. باید توجه کنیم گروههایی حذف نشده باشند؛ گروههایی که به قدرت دسترسی ندارند و توان طرح مطالبه و مسئله خودشان را ندارند.»
مسیر توسعه از میان رقابتهای قدرت میگذرد
دیاکو حسینی، معاون مطالعات اقتصادی و آیندهپژوهی اتاق بازرگانی تهران اولویتهای سیاست خارجی را با تمایز میان «غریزه ژئوپلیتیک» و «خودآگاهی ژئوپلیتیک» توضیح داد. او خودآگاهی را حاصل بازنگری در سه پرسش دانست: چه کسی هستیم، در چه جهانی زندگی میکنیم و چگونه میخواهیم زندگی کنیم؟ به گفته او، پذیرش محدودیتهای جهان و قواعد بینالمللی، بخشی از این شناخت است. حسینی همچنین دوگانه قدرت و توسعه را رد کرد و یافتن مسیر توسعه در دل رقابتهای قدرت را مهارتی در حکمرانی دانست. او در ادامه، شدت اختلافات ایران و آمریکا را مانعی برای بهرهبردن از ظرفیتهای اقتصاد جهانی توصیف کرد.

او درباره تفاوت این دو نوع نگاه گفت: «در جامعهای که توسعه پیدا میکند، خودآگاهی بهتدریج شکل میگیرد و در پاسخ به این سؤالها با تواضع برخورد میکند: ما چه کسی هستیم؟ یک ملت متمایز، اما در میان سایر ملتها. در چه جهانی زندگی میکنیم؟ ما برای تغییر جهان انتخابهای نامحدود نداریم و توسط جهانی که از پیش وجود دارد محدود شدهایم. برای جهان بهتر تلاش میکنیم، اما قواعد و ضوابط، جدای از اینکه ما چه میخواهیم، وجود دارند.»
حسینی درباره نسبت توسعه و قدرت نیز گفت: «مسئله این نیست که انتخاب کنیم در رقابتهای قدرتی شرکت کنیم یا از آن انصراف بدهیم. موضوع این است که چگونه میتوانیم از لابهلای این هزارتوی رقابتهای قدرتی، مسیر توسعه را پیدا کنیم و گم نکنیم. این یک مهارت حکمرانی است که از طریق خودآگاهی ژئوپلیتیکی و تفکر انتقادی نسبت به غریزه ژئوپلیتیکی ایجاد میشود. خیلی مهم است گرفتار دوگانهسازی میان قدرت نظامی یا رقابت بر فضاهای جغرافیایی و توسعه نشویم.»








