گتی ایمیجز چهار سال پیش ۴٬۸ میلیارد دلار ارزش داشت؛ حالا در آستانه ورشکستگی و خصوصی‌شدن است

گتی ایمیجز چهار سال پیش ۴٬۸ میلیارد دلار ارزش داشت؛ حالا در آستانه ورشکستگی و خصوصی‌شدن است

قرار بود ادغام با شاتر‌استاک آینده گتی ایمیجز را در عصر هوش مصنوعی تضمین کند؛ اما معامله شکست خورد و صورت‌حساب بدهی‌ها و پرونده‌های حقوقی، مسیر این غول تصاویر جهان را به دادگاه ورشکستگی کشاند
نمایی از نمایشگاه تصاویر گتی ایمیجز با لوگوی Getty Images و دیوارهای پوشیده از عکس‌های آرشیوی این شرکت
۸ دقیقه مدت مطالعه

گتی ایمیجز، شرکتی که عکس‌هایش تقریباً در تمام رسانه‌های بزرگ جهان دیده می‌شود، برای بازسازی بدهی‌ها و خصوصی‌شدن آماده می‌شود. این شرکت هنوز صدها میلیون دلار درآمد دارد و آرشیوش پر از تصاویر ارزشمند است؛ پس چرا به حمایت طلبکاران و سرمایه‌گذاران نیاز پیدا کرده؟ برای پیدا کردن پاسخ باید رد یک معامله بزرگ و چند تصمیم پرهزینه را دنبال کرد.

۱۲ اکتبر ۲۰۲۶، گتی ایمیجز خبری را اعلام کرد که شاید برای بسیاری از مشتریانش غیرمنتظره بود: توافق با طلبکاران و سهام‌داران عمده برای بازسازی مالی از مسیر فصل ۱۱ قانون ورشکستگی آمریکا. طبق برنامه، شرکت فعالیتش را ادامه می‌دهد، اما بدهی‌ها دوباره تنظیم می‌شوند و مالکیت آن تغییر می‌کند. سهام‌داران عادی فعلی نیز در طرح پیشنهادی چیزی دریافت نخواهند کرد.

این اتفاق درباره یک نام کوچک در صنعت تصویر نیست. گتی و برندهای زیرمجموعه‌اش، ازجمله iStock و Unsplash، به رسانه‌ها، آژانس‌های تبلیغاتی و کسب‌وکارهای سراسر جهان خدمات می‌دهند. در پایان ژوئن، آرشیو شرکت حدود ۶۲۵ میلیون تصویر و ۳۹ میلیون ویدئو داشت. میلیون‌ها محتوایی که طی سال‌ها گردآوری شده‌اند، همچنان ارزش تجاری دارند؛ اما ارزشمندبودن آرشیو لزوماً به معنای کافی‌بودن پول نقد برای پرداخت بدهی‌ها نیست.

برای فهمیدن اینکه چطور چنین شرکتی به این نقطه رسید، باید از این تاریخ عقب‌تر رفت؛ به روزی که راه نجات را در پیوستن به بزرگ‌ترین رقیبش می‌دید.

بخوانید: مدیرعامل سیتی‌گروپ: مشتریان خدمات «همیشه در دسترس» می‌خواهند

یک نقشه بزرگ برای فرار از آینده‌ای نامطمئن

ژانویه ۲۰۲۵، گتی ایمیجز و شاتر‌استاک برنامه ادغامی به ارزش بنگاه ترکیبی حدود ۳.۷ میلیارد دلار را معرفی کردند. این دو نام سال‌ها در بازار فروش عکس‌های آرشیوی، محتوای تبلیغاتی و تصاویر خبری رقیب یکدیگر بودند. قرار بود با کنار گذاشتن رقابت مستقیم، آرشیوها و شبکه مشتریانشان را ترکیب کنند و مجموعه‌ای بسازند که در برابر تغییرات صنعت مقاوم‌تر باشد.

زمان‌بندی معامله اتفاقی نبود. ابزارهای تولید تصویر با هوش مصنوعی، مدل قدیمی خرید عکس آماده را به چالش کشیده بودند. مشتری‌ای که پیش‌تر برای پیدا کردن تصویری تبلیغاتی میان هزاران عکس جست‌وجو می‌کرد، حالا می‌توانست آن تصویر را با چند دستور متنی بسازد. گتی و شاتر‌استاک امیدوار بودند ادغام، از جمله با ۱۵۰ تا ۲۰۰ میلیون دلار صرفه‌جویی سالانه طی سه سال، امکان سرمایه‌گذاری بیشتر در فناوری را فراهم کند.

اما پیش از آنکه این آینده مشترک شکل بگیرد، یک سؤال قدیمی سر راه قرار گرفت: آیا جمع‌شدن دو بازیگر بزرگ، رقابت را برای مشتریان کمتر نمی‌کند؟

گره معامله در بازار عکس‌های واقعی

پرونده به نهاد رقابت و بازارهای بریتانیا، CMA، رسید. بررسی این نهاد به نتیجه‌ای رسید که برای فهم نقش هوش مصنوعی در ماجرای گتی اهمیت دارد: بازار عکس تبلیغاتی با عکس خبری یکسان نیست.

در بازار محتوای خلاقانه، ابزارهای هوش مصنوعی و رقبایی مانند ادوبی و کانوا گزینه‌های تازه‌ای پیش پای خریداران گذاشته‌اند. اما وقتی رسانه‌ای عکس واقعی یک مسابقه فوتبال، نشست سیاسی یا حادثه را می‌خواهد، تصویر ساخته‌شده با هوش مصنوعی جای ثبت مستند آن اتفاق را نمی‌گیرد. در این بخش، گتی و شاتر‌استاک همچنان دو تأمین‌کننده مهم بودند.

CMA در مه ۲۰۲۶ اعلام کرد ادغام می‌تواند انجام شود، به شرط فروش کسب‌وکار تصاویر خبری شاتر‌استاک. یعنی نهاد ناظر معامله را مطلقاً ممنوع نکرد؛ برای تأییدش شرط گذاشت. گتی ابتدا در این مسیر پیش رفت، اما در نهایت تصمیم گرفت آن را ادامه ندهد. هفتم ژوئیه، قرارداد ادغام رسماً لغو شد.

نقشه‌ای که قرار بود موقعیت گتی را تقویت کند، شکست خورده بود. بدتر اینکه هزینه‌های تلاش برای اجرای آن از بین نرفتند.

بخوانید: روایت سیبوس ۲۰۲۶

صورت‌حسابی که بعد از شکست معامله باقی ماند

تا پایان ژوئن ۲۰۲۶، گتی حدود ۶۰.۴ میلیون دلار هزینه مستقیم حقوقی، حسابداری و سایر مخارج مربوط به ادغام متحمل شده بود. تأمین مالی آماده‌شده برای معامله نیز هزینه بهره داشت. پس از لغو ادغام، حدود ۶۲۸.۴ میلیون دلار اوراق منتشرشده برای آن از وجوه کنارگذاشته‌شده بازپرداخت شد؛ بنابراین نباید همه بدهی ثبت‌شده در پایان ژوئن را بدهی باقی‌مانده در اکتبر تصور کرد.

ولی مشکل دیگری هم در جریان بود که ربط مستقیمی به شاتر‌استاک نداشت. ریشه آن به بازگشت گتی به بورس در سال ۲۰۲۲ و اختلاف بر سر «وارانت‌ها» می‌رسید؛ ابزارهایی که به دارنده، تحت شرایطی، حق خرید سهام می‌دهند. شماری از دارندگان وارانت با شرکت اختلاف پیدا کردند و موضوع به دادگاه کشیده شد. این اختلاف به تولید عکس یا جذب مشتری مربوط نبود، بلکه از قراردادی مالی ناشی می‌شد که چند سال قبل و در جریان بازگشت گتی به بورس شکل گرفته بود. همین موضوع اهمیت دارد: شرکتی که در بازار فناوری با تغییرات تازه روبه‌رو بود، هم‌زمان باید صورت‌حساب تصمیمات قدیمی‌اش را نیز می‌پرداخت.

فشار آن پرونده‌ها فقط روی کاغذ نماند. گتی در سه‌ماهه دوم ۲۰۲۶ بابت یکی از احکام حقوقی مرتبط و بهره آن ۱۱۰.۹ میلیون دلار پرداخت کرد. برای مقایسه، کل موجودی نقد شرکت در پایان همان فصل فقط ۵۱.۶ میلیون دلار بود. به این ترتیب، دو مسیر ظاهراً جدا، یعنی ادغام نافرجام و اختلافات وارانتی، هم‌زمان بر منابع مالی گتی فشار وارد کردند.

معمای شرکتی که درآمد دارد، اما پول کم آورده

صورت‌های مالی سه‌ماهه دوم تصویر عجیبی نشان می‌دهند. گتی ۲۲۹.۱ میلیون دلار درآمد داشت؛ فقط ۲.۵ درصد کمتر از سال قبل. کسب‌وکار اصلی همچنان سود عملیاتی ثبت می‌کرد، اما زیان خالص از ۳۴.۴ به ۸۵.۸ میلیون دلار افزایش یافته بود.

چطور ممکن است فروش فقط اندکی کاهش پیدا کند، اما زیان تا این اندازه بالا برود؟ بخشی از پاسخ در هزینه‌های بهره بالاتر و تغییرات بزرگ هزینه مالیات نهفته است. بخش دیگر در جریان پول نقد دیده می‌شود: گتی طی همان فصل ۱۲۲.۶ میلیون دلار جریان نقد آزاد منفی ثبت کرد؛ فشاری که پرداخت‌های حقوقی و بهره بدهی‌ها در آن سهم مهمی داشتند.

شرکت در پایان ژوئن ۲.۱ میلیارد دلار بدهی گزارش کرد؛ رقمی شامل تأمین مالی ادغام که بخشی از آن بعداً تسویه شد. مهم‌تر از خود رقم بدهی، فاصله آن با منابع نقد در دسترس بود. مدیریت شرکت در گزارش مالی اوت هشدار داد که درباره توانایی ادامه فعالیت طی ۱۲ ماه آینده «تردید اساسی» وجود دارد.

مسئله فقط آن نبود که شرکت در حسابداری زیان نشان می‌داد. زمانی که پرداخت یک حکم دادگاه، اقساط بدهی و بهره سنگین هم‌زمان سررسید می‌شوند، حتی درآمد قابل‌توجه نیز ممکن است برای عبور از بحران کافی نباشد. در چنین وضعیتی، شرکت باید یا منابع تازه پیدا کند، یا از طلبکاران فرصت بیشتری بگیرد، یا ترکیبی از هر دو راه را انتخاب کند.

این همان نقطه‌ای است که بحران گتی را از روایت ساده «مردم دیگر عکس نمی‌خرند» جدا می‌کند. شرکت هنوز مشتری و درآمد داشت، اما تعهدات مالی و زمان پرداختشان از ظرفیت نقدینگی جلو زده بودند.

بخوانید: مونزو برای فروش با نوبانک برزیل مذاکره می‌کند

آیا هوش مصنوعی متهم اصلی است؟

وسوسه‌برانگیز است که همه اتفاقات را گردن هوش مصنوعی بیندازیم؛ مخصوصاً برای شرکتی که محصول اصلی‌اش عکس است. بااین‌حال، داده‌های خود گتی داستان پیچیده‌تری دارند.

در سه‌ماهه دوم ۲۰۲۶، درآمد تصاویر خلاقانه ۲.۶ درصد کاهش یافت، اما درآمد تصاویر خبری و تحریریه‌ای ۹.۲ درصد افزایش پیدا کرد. تعداد مشترکان سالانه فعال نیز در مقایسه با دوره مشابه سال قبل ۲۵.۲ درصد کمتر شد. اینها نشانه فشار بر کسب‌وکارند، اما نمی‌گویند چه میزان از افت مشتریان دقیقاً محصول هوش مصنوعی است.

گتی از یک طرف با ابزارهای تصویرساز رقابت می‌کند و از طرف دیگر، خودش ابزار تولید تصویر مبتنی بر هوش مصنوعی عرضه کرده است. حتی علیه Stability AI، سازنده Stable Diffusion، به اتهام استفاده بدون مجوز از تصاویرش شکایت کرده است. در واقع، شرکت هم می‌کوشد از آرشیوش محافظت کند و هم از فناوری تازه عقب نماند.

بنابراین هوش مصنوعی یکی از عوامل تغییر میدان رقابت است، نه توضیح اثبات‌شده همه بدهی‌ها و زیان گتی. اعدادی که مستقیماً می‌توان به آنها استناد کرد، از هزینه ادغام، بهره سنگین و تعهدات حقوقی هم حکایت دارند.

پایان موقت پرونده؛ شرکت می‌ماند، سهام‌داران نه؟

۱۲ اکتبر، خانواده گتی و Koch Equity Development برای پشتیبانی از طرح نجات به میدان آمدند. طبق توافق، بسته‌ای تا سقف ۵۳۳ میلیون دلار برای تقویت سرمایه پیش‌بینی شده است؛ البته حدود ۱۰۰ میلیون دلار آن تبدیل بدهی قبلی سرمایه‌گذاران به سهام است، نه ورود پول نقد تازه.

طلبکاران نیز قرار است بخشی از مطالباتشان را با شرایط جدید بپذیرند. برای نمونه، در طرح، ۲۷۰ میلیون دلار اوراق بدون وثیقه در برابر پرداخت مجموعاً حدود ۱۷۰.۲ میلیون دلار تسویه می‌شود. نرخ بهره و موعد بازپرداخت بعضی بدهی‌های دیگر هم تغییر می‌کند.

در برابر این امتیازها، مالکیت شرکت دگرگون خواهد شد: طبق طرح، سهام فعلی لغو می‌شود و شرکت بازسازی‌شده به مالکیت سرمایه‌گذاران وابسته به خانواده گتی و Koch Equity Development درمی‌آید. فعالیت روزمره، خدمات به مشتریان و همکاری با تولیدکنندگان محتوا قرار است ادامه پیدا کند. البته تمام این وعده‌ها به اجرای موفق طرح و طی مراحل دادگاه بستگی دارد.

داستان گتی هنوز به حکم نهایی نرسیده است. شاید بازسازی بتواند شرکت را از فشار بدهی بیرون بیاورد، اما تضمین نمی‌کند که مزیت رقابتی گذشته‌اش نیز بازگردد. آنچه این پرونده را مهم می‌کند، تضاد میان ظاهر قدرتمند یک برند و ترازنامه آسیب‌پذیر آن است: گتی تصاویر جهان را می‌فروشد، اما برای حفظ آینده خودش ناچار شده بخشی از گذشته مالی‌اش را کنار بگذارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب پیشنهادی

راه پرداخت را به گوگل پیشنهاد دهید
تا تازه‌ترین مطالب تخصصی فین‌تک را آسان‌تر در گوگل پیدا کنید
پیشنهاد به گوگل