هرچه بانکداری، پرداخت، دولت الکترونیکی و خدمات سازمانی بیشتر از کانالهای حضوری فاصله میگیرند، امنیت نیز از یک لایه جانبی فناوری به بخشی از زیرساخت اصلی کسبوکار تبدیل میشود. امروز دیگر فقط محافظت از یک سامانه یا شبکه مطرح نیست؛ سازمان باید بتواند با اطمینان بداند چه کسی، با چه هویتی، از چه کانالی و با چه سطحی از دسترسی در حال استفاده از خدمات است، آیا تراکنش یا تصمیم واقعاً توسط فرد مجاز انجام شده و آیا میتوان این اعتماد را در طول فرایند حفظ و اثبات کرد. در عین حال، این کنترلها نباید تجربه استفاده از سرویس را برای مشتری یا کاربر سازمانی پیچیده کنند.
رهآورد سامانههای امن با نام تجاری «رهسا» فعالیت خود را از سال ۱۳۸۳ با تمرکز بر زیرساخت کلید عمومی، رمزنگاری و احراز هویت دیجیتال آغاز کرده و امروز دامنه فعالیتش از PKI و امضای دیجیتال تا مدیریت هویت و دسترسی، احراز هویت چند عاملی، فناوریهای بدون رمز عبور، امنیت تراکنشها و راهکارهای مرتبط با اعتماد دیجیتال گسترش یافته است. مرتضی اسدی، مدیرعامل رهسا، در گفتوگو با راه پرداخت درباره مسیر بیش از دو دهه فعالیت این شرکت، تغییر نیازهای بازار امنیت، جایگاه پلتفرم «نشانه»، نقش اعتماد دیجیتال در تحول بانکها و سازمانها، پروژههای رهسا در صنایع مختلف، همکاریهای بینالمللی و تأثیر هوش مصنوعی بر آینده امنیت سایبری صحبت کرده است.
امنیت را از ابتدا زیرساخت فناوری دیدیم، نه یک قابلیت جانبی
اسدی درباره نقطه آغاز فعالیت رهسا توضیح میدهد که شکلگیری این شرکت تقریباً همزمان با ورود جدیتر مفاهیمی مانند تجارت الکترونیکی و امضای دیجیتال به فضای قانونی و کسبوکاری کشور بوده است؛ دورهای که بسیاری از سازمانها برای راهکارهای امنیتی به محصولات و دانش فنی خارجی وابستگی بالایی داشتند.
او میگوید: «رهآورد سامانههای امن با هدف توسعه زیرساختهای امنیت اطلاعات و ارائه راهکارهای بومی در حوزه رمزنگاری، زیرساخت کلید عمومی و احراز هویت دیجیتال تاسیس شد. زمانی که ما شروع کردیم، بسیاری از سازمانهای دولتی و خصوصی در این حوزه به راهکارهای خارجی وابسته بودند و تلاش کردیم دانش فنی و توان طراحی و پیادهسازی این زیرساختها را در داخل کشور توسعه دهیم.»
به گفته مدیرعامل رهسا، انتخاب این حوزه از ابتدا بر مبنای یک نگاه زیرساختی بوده است: «توسعه خدمات الکترونیکی بدون اطمینان از هویت طرفین، محرمانگی و حفظ تمامیت اطلاعات و امکان ایجاد یک اثر قابل اتکا از تاییدها و امضاها عملاً پایدار نیست. ما از ابتدا معتقد بودیم امنیت باید جزئی از معماری اصلی خدمت باشد، نه قابلیتی که پس از طراحی محصول به آن اضافه شود.»
اکنون پس از بیش از دو دهه، تعریف شرکت از نقش خود نیز توسعه پیدا کرده است. اسدی میگوید: «رهسا امروز خودش را صرفاً تولیدکننده نرمافزار یا فروشنده محصول امنیتی نمیداند. ما تلاش کردهایم شریک راهبردی سازمانها در ایجاد اعتماد دیجیتال باشیم؛ یعنی از مرحله شناخت مسئله و طراحی معماری تا اجرا، یکپارچهسازی، توسعه و پشتیبانی در کنار مشتری حضور داشته باشیم.»
از PKI تا پلتفرم یکپارچه اعتماد دیجیتال
نقطه شروع سبد محصولات رهسا، زیرساخت کلید عمومی یا PKI و راهکارهای مدیریت گواهی دیجیتال بوده است. اسدی PKI را یکی از پایههای شکلگیری اعتماد در خدمات الکترونیکی میداند و توضیح میدهد: «فعالیت ما با زیرساخت کلید عمومی و راهکارهای مدیریت گواهی دیجیتال شروع شد؛ حوزهای که امکان احراز اصالت، امضای دیجیتال و تبادل امن اطلاعات را فراهم میکند و یکی از پایههای مهم اعتماد در فضای الکترونیکی است.»
با توسعه بانکداری و خدمات دیجیتال، مسئله از حفاظت از ارتباطات و گواهیها فراتر رفت و سازمانها با پرسش بزرگتری مواجه شدند: چگونه هویت کاربران، کارکنان، مشتریان و حتی سامانهها را در طول چرخه استفاده از خدمات مدیریت کنیم و متناسب با ریسک هر خدمت، سطح مناسبی از اعتماد ایجاد کنیم؟
اسدی در توضیح مفهوم اعتماد دیجیتال میگوید: «Digital Trust برای ما یک محصول یا یک فناوری واحد نیست. اعتماد دیجیتال زمانی شکل میگیرد که سازمان بتواند نسبت به هویت طرفین، سطح دسترسی، صحت و تمامیت اطلاعات، معتبر بودن تاییدها و تراکنشها و قابلیت پیگیری رویدادها اطمینان داشته باشد. این زنجیره از احراز هویت شروع میشود، اما به همانجا ختم نمیشود؛ مدیریت دسترسی، امضای دیجیتال، حفاظت از کلیدها و گواهیها، امنیت تراکنش و ثبت قابل اتکای رویدادها همگی اجزای یک معماری اعتماد هستند.»
به گفته او، همین نگاه باعث شده سبد راهکارهای رهسا در طول زمان توسعه پیدا کند: «در مقطعی نیاز بازار روی احراز هویت دومرحلهای و چند عاملی بود؛ بعد موضوعات امنیت تراکنش، مدیریت کلید و حفاظت از زیرساختهای حساس پررنگ شد و در سالهای اخیر نیز مدیریت یکپارچه هویت و دسترسی، احراز هویت تطبیقی و فناوریهای بدون رمز عبور اهمیت بیشتری پیدا کردهاند. ما اینها را محصولات جدا از هم نمیبینیم؛ اجزای مختلف یک معماری واحد برای اعتماد دیجیتال هستند.»
«نشانه»؛ هویت بهعنوان لایه مشترک خدمات سازمان
یکی از محورهای اصلی توسعه محصولات رهسا در سالهای اخیر، پلتفرم مدیریت هویت و دسترسی «نشانه» بوده است. اسدی میگوید: «با افزایش تعداد سامانهها، کانالهای دیجیتال، API ها، کاربران سازمانی و مشتریان، مدیریت هویت دیگر نمیتواند بهصورت جزیرهای در هر سامانه انجام شود. سازمان به یک لایه مشترک نیاز دارد که هویت را بشناسد، سیاستهای دسترسی را اعمال کند و روش احراز هویت را متناسب با نوع خدمت و سطح ریسک انتخاب کند.»
او «نشانه» را پاسخ رهسا به همین تغییر میداند: «نشانه را بهعنوان یک پلتفرم مدیریت هویت و دسترسی توسعه دادهایم تا سازمان بتواند مدیریت هویت، ورود یکپارچه، احراز هویت چندعاملی و بدون رمز عبور، سیاستهای دسترسی و کنترلهای مبتنی بر ریسک را در یک چارچوب منسجم مدیریت کند. ارزش اصلی چنین پلتفرمی این نیست که یک مرحله احراز هویت دیگر به کاربر اضافه کند؛ ارزش آن این است که سازمان بتواند در نقاط مختلف خدمت، تصمیم درستتری درباره اعتماد بگیرد.»
اسدی تأکید میکند که این نگاه بهویژه در سازمانهای بزرگ اهمیت پیدا میکند: «وقتی دهها یا صدها سامانه دارید، اگر هر سامانه منطق هویت و احراز هویت خودش را داشته باشد، هم تجربه کاربری پیچیده میشود، هم مدیریت امنیت دشوارتر و هم اعمال سیاستهای یکپارچه تقریباً غیرممکن میشود. هدف ما در نشانه این است که هویت به یک قابلیت زیرساختی مشترک برای خدمات سازمان تبدیل شود.»
در کنار این موضوع، بخشی از تحقیق و توسعه رهسا نیز به فناوریهای احراز هویت بدون رمز عبور اختصاص یافته است. اسدی توضیح میدهد: «حرکت جهانی به سمت Passwordless Authentication جدی است و استانداردهایی مانند FIDO امکان میدهند وابستگی به گذرواژه کاهش پیدا کند. برای ما این فناوریها بخشی از همان معماری هویت هستند؛ یعنی سازمان بتواند در جایی که لازم است از روشهای قویتر، سادهتر و مقاومتر در برابر فیشینگ استفاده کند، بدون اینکه تجربه کاربر قربانی امنیت شود.»
عبور از رمز عبور؛ Passwordless و FIDO بهعنوان نسل جدید احراز هویت
اسدی معتقد است یکی از مهمترین تغییرات در حوزه هویت دیجیتال، کاهش وابستگی به رمز عبور است: «رمز عبور سالها ابزار اصلی احراز هویت بوده، اما امروز خودش به یکی از نقاط پرریسک تبدیل شده است. فیشینگ، سرقت یا باز استفاده از رمزها و حتی اشتراکگذاری آنها باعث شده سازمانها بهدنبال مدلی باشند که هم امنیت بیشتری ایجاد کند و هم کاربر مجبور نباشد برای هر سرویس یک رمز دیگر به خاطر بسپارد.»
او FIDO و FIDO2 را یکی از مهمترین پایههای این تغییر میداند: «مزیت رویکرد FIDO این است که تجربه احراز هویت را از دانستن یک راز مشترک مثل پسورد فاصله میدهد. کاربر میتواند با یک احرازگر امن، از جمله ابزارهای سختافزاری یا قابلیتهای امن دستگاه، هویت خود را تایید کند و سازمان نیز در برابر فیشینگ و سرقت اعتبارنامه مقاومت بیشتری به دست آورد. از نگاه کسبوکار، یعنی امنیت بالاتر با اصطکاک کمتر برای کاربر.»
به گفته اسدی، رهسا Passwordless را یک قابلیت جانبی نمیبیند: «در نشانه، هدف ما این است که سازمان بتواند متناسب با سیاست و حساسیت هر خدمت، از روشهای بدون رمز عبور و مبتنی بر FIDO استفاده کند. ممکن است در یک خدمت تجربه ورود بسیار ساده باشد و در یک عملیات حساس، احراز هویت قویتری لازم شود. مهم این است که این تصمیم در یک معماری یکپارچه هویت گرفته شود، نه اینکه هر سامانه بهصورت جداگانه راهکار خودش را پیادهسازی کند.»
بانکداری دیجیتال بدون احراز هویت قابل اعتماد معنا ندارد
بخش مهمی از بازار رهسا را صنایع بانکی، پرداخت و مالی تشکیل میدهند؛ صنایعی که طی سالهای گذشته بخش قابل توجهی از خدمات خود را از شعبه و کانال حضوری به محیط دیجیتال منتقل کردهاند.
اسدی درباره نقش هویت و اعتماد دیجیتال در این تحول میگوید: «بانکداری دیجیتال بدون هویت قابل اعتماد معنا ندارد. وقتی مشتری دیگر الزاماً مقابل متصدی بانک قرار نمیگیرد، سازمان باید بتواند در فضای دیجیتال همان سطح یا حتی سطح بالاتری از اطمینان ایجاد کند؛ چه در افتتاح حساب، چه در انعقاد قرارداد، چه در تأیید یک تراکنش و چه در دسترسی کارکنان و شرکای تجاری به سامانههای حساس.»
او معتقد است اعتماد دیجیتال زمانی شکل میگیرد که چند لایه در کنار هم کار کنند: «PKI و امضای دیجیتال برای اعتبار و قابلیت استناد اسناد اهمیت دارند، مدیریت هویت مشخص میکند چه کسی با چه اختیاری وارد خدمت شده و فناوریهای Passwordless و FIDO کمک میکنند خود فرایند احراز هویت نیز امنتر و سادهتر شود. وقتی این اجزا کنار هم قرار میگیرند، سازمان میتواند بخش بسیار بزرگتری از فرایندهای حضوری را با اطمینان به فضای دیجیتال منتقل کند.»
به اعتقاد اسدی، در سالهای آینده حرکت به سمت هویت دیجیتال و مدلهایی که در آنها اعتبار هویت متناسب با نوع خدمت مدیریت میشود سرعت بیشتری خواهد گرفت: «مسئله فقط این نیست که بدانیم فرد چه کسی است. باید بدانیم برای خدمتی که میخواهد دریافت کند چه سطحی از اعتماد لازم است. ممکن است یک خدمت کمریسک با کنترل سادهتری ارائه شود و یک عملیات حساس به احراز هویت قویتر یا تأیید مجدد نیاز داشته باشد. این همان نقطهای است که امنیت، تجربه کاربری و مدیریت ریسک باید در کنار هم دیده شوند.»
امنیت زمانی ارزشمند است که تجربه کاربر را از بین نبرد
یکی از چالشهای قدیمی امنیت، تعارض میان افزایش کنترلها و تجربه کاربری است. اسدی میگوید: «امنیت زمانی ارزشمند است که دستوپای کاربر را نبندد. اگر برای هر خدمت بدون توجه به ریسک آن چند مرحله ثابت امنیتی تعریف کنیم، در نهایت کاربر بهدنبال راه دور زدن کنترلها میرود و خود امنیت تضعیف میشود.»
او ادامه میدهد: «نگاه ما این است که کنترل امنیتی باید تا جای ممکن هوشمند و متناسب با ریسک باشد. اگر شرایط عادی است، تجربه کاربر باید ساده باقی بماند؛ اگر رفتار، نوع خدمت یا شرایط دسترسی ریسک بالاتری ایجاد میکند، همانجا سطح کنترل افزایش پیدا کند. این رویکرد هم هزینه سازمان را منطقیتر میکند و هم امنیت را در نقطهای اعمال میکند که واقعاً به آن نیاز داریم.»
مزیت رقابتی فقط داشتن محصول نیست
بازار امنیت طی سالهای اخیر بازیگران بیشتری پیدا کرده و سازمانها نیز نسبت به گذشته شناخت دقیقتری از محصولات امنیتی دارند. اسدی معتقد است در چنین بازاری صرفاً داشتن یک محصول نمیتواند مزیت رقابتی پایداری ایجاد کند.
او توضیح میدهد: «مزیت اصلی رهسا را ترکیب تجربه، دانش تخصصی، سرمایه انسانی و شناخت عمیق از نیاز بازار ایران میدانم. در پروژه امنیتی، صرف فروش محصول کافی نیست. توان طراحی معماری، یکپارچهسازی با زیرساخت موجود، سفارشیسازی در جایی که واقعاً لازم است، انطباق با الزامات سازمان و پشتیبانی بلندمدت اهمیت زیادی دارد.»
به گفته او، تجربه حضور در پروژههای بزرگ نیز بخشی از سرمایه انباشته شرکت است: «در امنیت، بسیاری از چالشها روی کاغذ دیده نمیشوند و در مقیاس واقعی پروژه خودشان را نشان میدهند. تجربهای که طی بیش از بیست سال در پروژههای بانکی، دولتی و صنعتی به دست آمده، کمک میکند مسئله مشتری را فقط از زاویه محصول نبینیم.»
اسدی بر همین اساس تأکید میکند که رهسا میخواهد رابطه خود با مشتری را فراتر از قرارداد فروش نرمافزار تعریف کند: «در بسیاری از پروژهها، مسئله اصلی خرید یک نرمافزار نیست؛ مسئله این است که چگونه یک فرایند حساس را بهصورت پایدار و قابل اعتماد دیجیتالی کنیم. اینجا طراحی معماری، یکپارچهسازی، مدیریت تغییر، آموزش و پشتیبانی اهمیت پیدا میکند. ما تلاش کردهایم مشتری مطمئن باشد که در این مسیر تنها نمیماند.»
از بانک و پرداخت تا پتروشیمی؛ امنیت در قلب فرایندهای حیاتی
محصولات و خدمات رهسا امروز در بانکداری، پرداخت، بازار سرمایه، بیمه، اپراتورهای مخابراتی، سازمانهای دولتی و شرکتهای صنعتی مورد استفاده قرار میگیرند. با این حال، اسدی میگوید برای رهسا صرف تعداد مشتریان معیار اصلی نیست: «برای ما مهم است که راهکار در چه فرایندی استفاده میشود و چه سطحی از اعتماد باید ایجاد کند. گاهی یک سامانه میلیونها کاربر دارد و گاهی تعداد کاربران محدود است، اما همان چند کاربر درباره یک تصمیم یا تراکنش بسیار مهم سازمانی اقدام میکنند.»
او به تجربه رهسا در پروژههای بانکی، زیرساخت کلید عمومی، امضای دیجیتال و احراز هویت اشاره میکند و میگوید: «پروژههایی برای ما ارزشمند ترند که امنیت در آنها مستقیماً به امکان توسعه یک خدمت یا کاهش یک ریسک واقعی کسبوکار منجر شده باشد.»
یکی از نمونههایی که اسدی مطرح میکند، پروژه امنسازی فرایندهای مناقصه و مزایده در صنعت پتروشیمی است. او توضیح میدهد: «در مناقصه و مزایده فقط با یک سامانه اداری روبهرو نیستیم. اطلاعات مالی و تجاری حساس است، چند گروه مختلف در فرایند نقش دارند و هرگونه ابهام درباره هویت افراد، زمان ثبت یا بازگشایی پیشنهاد، تغییر اطلاعات یا نحوه تأیید تصمیمها میتواند برای سازمان ریسک جدی ایجاد کند.»
به گفته او، در این پروژه مسئله از «اضافه کردن یک ابزار امنیتی» فراتر بوده است: «ابتدا باید مشخص میشد در هر مرحله چه کسی مجاز به چه اقدامی است، چه اطلاعاتی تا چه زمانی باید محرمانه بماند، کدام تأییدها باید قابل استناد باشند و سازمان در صورت بروز اختلاف چگونه بتواند مسیر رویدادها را بازسازی کند. بر همین اساس، احراز هویت قوی، کنترل دسترسی، حفاظت از اطلاعات، ثبت رویدادها و سازوکارهای تأیید جمعی در خود فرایند کسبوکار طراحی شدند.»
اسدی ادامه میدهد: «یکی از نکات مهم در چنین فرایندی این است که تصمیمهای حساس نباید در اختیار یک فرد یا تعداد محدودی از افراد باشد. برای نمونه، میتوان بازگشایی پیشنهادها یا تأیید یک مرحله حساس را منوط به تایید حدنصاب مشخصی از اعضای کمیته مناقصات کرد؛ یعنی تا تعداد تعیینشدهای از اعضای مجاز، هر کدام با هویت خود تأیید نکنند، فرایند به مرحله بعد نرود. این مدل، اختیار فردی را کاهش میدهد و امکان اقدام خارج از روال، دستکاری یا تبانی میان تعداد محدودی از افراد را به شکل محسوسی محدود میکند.»
او میافزاید: «ارزش چنین پروژهای برای ما در این است که امنیت مستقیماً وارد قلب یک فرایند اقتصادی حساس میشود. هدف فقط این نیست که ورود به سامانه امن باشد؛ هدف این است که از ابتدا تا انتهای فرایند بتوان درباره هویت طرفین، محرمانگی و تمامیت پیشنهادها، ترتیب و اعتبار تاییدها و رعایت قواعد تصمیمگیری جمعی اطمینان ایجاد کرد. این همان تعریفی است که ما از اعتماد دیجیتال در عمل داریم.»
او اضافه میکند: «این پروژهها نشان میدهند اعتماد دیجیتال محدود به بانکداری نیست. هرجا یک تصمیم مهم، تبادل اطلاعات حساس، قرارداد، تأیید یا تراکنش وجود دارد، مسئله اعتماد هم وجود دارد و باید در خود فرایند طراحی شود.»
امضای دیجیتال از نظر فناوری بالغ شده؛ چالش در بازطراحی فرایند هاست
با وجود توسعه زیرساختهای امضای دیجیتال در ایران، هنوز بسیاری از سازمانها همه فرایندهای خود را بر این بستر منتقل نکردهاند. اسدی معتقد است مانع اصلی امروز الزاماً فنی نیست: «خود فناوری امضای دیجیتال سالهاست به بلوغ رسیده و بخش مهمی از زیرساختهای لازم نیز ایجاد شده است. چالش اصلی در بسیاری از سازمانها بازطراحی فرایند، پذیرش سازمانی، یکپارچهسازی سامانهها و در برخی کاربردها شفاف شدن رویههای حقوقی و اجرایی است.»
او تأکید میکند که اضافه کردن امضای دیجیتال به یک فرایند کاغذی الزاماً تحول ایجاد نمیکند: «اگر همان فرایند قدیمی را بدون تغییر منطق آن فقط الکترونیکی کنیم، بخش زیادی از ظرفیت فناوری استفاده نمیشود. باید از ابتدا بررسی شود چه کسی باید امضا کند، در چه نقطهای، با چه اختیاری، چه چیزی را تأیید میکند و نتیجه این تأیید چگونه در ادامه فرایند استفاده میشود.»
به اعتقاد مدیرعامل رهسا، توسعه بیشتر امضای دیجیتال نیازمند همکاری همزمان قانونگذار، ارائهدهندگان فناوری و سازمانهای بهرهبردار است: «طی سالهای اخیر پیشرفت خوبی اتفاق افتاده و کاربرد امضای دیجیتال بیشتر شده است، اما همچنان ظرفیت بزرگی برای تبدیل فرایندهای سنتی به فرایندهای واقعاً دیجیتال وجود دارد.»
Zero Trust؛ امنیت دیگر فقط ساختن دیوار دور شبکه نیست
از نگاه مدیرعامل رهسا، یکی از مهمترین تغییرات پیش روی بازار امنیت، عبور از مدلهای سنتی مبتنی بر مرز شبکه است. فراگیر شدن خدمات ابری، بانکداری باز، API ها، دورکاری، زنجیرههای تأمین دیجیتال و سرویسهای هوشمند باعث شده سازمان نتواند صرفاً با ایجاد یک مرز میان «داخل امن» و «خارج ناامن» مسئله امنیت را حل کند.
اسدی مدیریت هویت دیجیتال و معماری Zero Trust را از مهمترین جهتگیریهای سالهای آینده میداند و توضیح میدهد: «در معماریهای جدید، صرف اینکه کاربر داخل شبکه است یا یکبار احراز هویت شده، دلیل کافی برای اعتماد دائمی نیست. سازمان باید بتواند هویت کاربر، دستگاه، سرویس و زمینه هر درخواست را متناسب با ریسک آن ارزیابی کند.»
او ادامه میدهد: «Zero Trust برای ما به معنای بیاعتمادی مطلق نیست؛ به معنای این است که اعتماد باید قابل سنجش، محدود به همان نیاز و قابل بازنگری باشد. اینجاست که مدیریت هویت و دسترسی اهمیت اساسی پیدا میکند، چون بخش بزرگی از تصمیم امنیتی به این برمیگردد که چه کسی، با چه نقشی و در چه شرایطی میخواهد به چه خدمتی دسترسی داشته باشد.»
اسدی معتقد است اضافه کردن پیدرپی موانع امنیتی نیز پاسخ مناسبی نیست: «هر روز نمیتوانیم یک پسورد، بعد رمز پویا و بعد یک مرحله ثابت دیگر به کاربر اضافه کنیم. نتیجه این مسیر سختتر شدن تجربه کاربری است. معماری درست باید بتواند برای خدمت کمریسک تجربه سادهتری ایجاد کند و در نقطه پرریسک، کنترل را افزایش دهد. پلتفرمهایی مانند نشانه دقیقاً در همین مسیر معنا پیدا میکنند؛ چون تصمیم هویتی و سطح احراز هویت را میتوانند به سیاست و ریسک خدمت متصل کنند.»
هوش مصنوعی هم ابزار مهاجم است، هم ابزار مدافع
هوش مصنوعی بخش دیگری از تغییرات بازار امنیت سایبری است. به گفته اسدی، این فناوری از یکسو امکانات تازهای در اختیار مهاجمان قرار داده و از سوی دیگر میتواند ابزار دفاعی سازمانها را نیز قدرتمندتر کند.
او توضیح میدهد: «هوش مصنوعی هزینه و زمان برخی حملات را کاهش داده و امکان شخصیسازی بیشتر مهندسی اجتماعی، جعل محتوا و حتی جعل هویت را فراهم کرده است. بنابراین سازمانها باید انتظار داشته باشند حملات متقاعدکنندهتر و هدفمندتر شوند.»
در مقابل، هوش مصنوعی میتواند در تحلیل حجم بالای رویدادهای امنیتی، شناسایی رفتار غیرعادی و تصمیمگیری سریعتر نیز نقش داشته باشد. اسدی میگوید: «در سمت دفاع، تحلیل رفتار کاربران و سرویسها، کشف ناهنجاری و تشخیص الگوهایی که با روشهای سنتی بهسادگی دیده نمیشوند، میتواند به شکل جدی تقویت شود. به همین دلیل ما هوش مصنوعی را نه صرفاً بهعنوان یک فناوری مستقل، بلکه بهعنوان لایهای میبینیم که میتواند تصمیمهای امنیتی و هویتی را هوشمندتر کند.»
او آینده این حوزه را ترکیبی میداند: «به نظر من آینده امنیت سایبری از کنار هم قرار گرفتن زیرساختهای اعتماد دیجیتال، رمزنگاری، مدیریت هویت و سامانههای هوشمند تحلیل ریسک شکل میگیرد. سازمان باید بتواند بر اساس داده و شرایط واقعی، سطح اعتماد را بهصورت پویا مدیریت کند.»
نوآوری در امنیت یک انتخاب نیست
تحقیق و توسعه بخش دیگری از برنامه رهساست. اسدی میگوید ماهیت بازار امنیت بهگونهای است که شرکت نمیتواند برای مدت طولانی فقط به محصولات موجود اتکا کند: «در صنعت امنیت، نوآوری یک انتخاب نیست؛ ضرورت است. تهدیدها، استانداردها، مدلهای کسبوکار و حتی انتظار کاربران دائماً تغییر میکنند. اگر محصول امنیتی همراه با این تغییرات توسعه پیدا نکند، خیلی سریع بخشی از اثربخشی خود را از دست میدهد.»
تعامل با دانشگاهها، حضور در اکوسیستم فناوری، رصد استانداردهای روز دنیا و سرمایهگذاری روی فناوریهای نوظهور از جمله مسیرهایی است که به گفته اسدی در رهسا دنبال میشود: «بخشی از محصولاتی که امروز در سبد رهسا داریم، نتیجه رصد روندهایی است که چند سال قبل هنوز تقاضای گستردهای برای آنها در بازار وجود نداشت. اگر یک شرکت امنیتی منتظر بماند تا نیاز کاملاً عمومی شود و بعد تازه توسعه را شروع کند، معمولاً دیر وارد شده است.»
او پلتفرم نشانه و توسعه قابلیتهای مرتبط با Passwordless، مدیریت هویت و تحلیل ریسک را نیز در همین مسیر قرار میدهد: «ما تلاش میکنیم محصول را فقط برای مسئله امروز مشتری طراحی نکنیم؛ باید معماری آن ظرفیت پاسخ به نسل بعدی نیازها را هم داشته باشد.»
همکاریهای بینالمللی و برنامه حضور در بازارهای منطقه
بخش دیگری از برنامه رهسا به توسعه همکاریهای بینالمللی مربوط میشود. اسدی میگوید: «در سالهای اخیر همکاریهایی با مجموعههای فناوری خارج از کشور شکل دادهایم و در برخی حوزهها تیمهای فنی روی توسعه مشترک محصول و انتقال تجربه کار کردهاند. برای ما مهم است محصولی توسعه دهیم که از نظر معماری و استاندارد بتواند فراتر از بازار داخلی هم مورد استفاده قرار گیرد.»
او بدون ورود به جزئیات این همکاریها، توسعه بازارهای منطقه را یکی از مسیرهای آینده رهسا میداند: «صنعت فناوری و امنیت ایران در بعضی حوزهها دانش و تجربه قابل توجهی دارد و اگر محصول بر مبنای استانداردهای بینالمللی طراحی شود، ظرفیت حضور در بازارهای دیگر هم وجود دارد. طبیعتاً این مسیر علاوه بر فناوری به مدل همکاری، شناخت بازار و شرایط تجاری هر کشور وابسته است.»
چشمانداز رهسا نیز بر همین اساس تعریف شده است. اسدی میگوید: «هدف ما این است که رهسا به یک بازیگر اثرگذار در حوزه اعتماد دیجیتال تبدیل شود؛ شرکتی که بتواند از هویت و دسترسی تا امضای دیجیتال، امنیت تراکنش و زیرساختهای رمزنگاری، اجزای اصلی اعتماد در خدمات دیجیتال را پوشش دهد. در کنار آن، توسعه همکاریهای بینالمللی و حضور تدریجی در بازارهای منطقه را هم دنبال میکنیم.»
در نهایت، اسدی جایگاه موردنظر رهسا را اینطور توصیف میکند: «رهسا صرفاً ارائهدهنده محصولات امنیتی نیست؛ ما خودمان را سازنده زیرساخت اعتماد دیجیتال برای سازمانها میدانیم. نشانه، مدیریت هویت و دسترسی، Passwordless و FIDO ،PKI، امضای دیجیتال و راهکارهای امنیت تراکنش برای ما اجزای جدا از هم نیستند؛ هرکدام بخشی از زنجیرهای هستند که باید به سازمان کمک کند خدمات دیجیتال را با اطمینان، سادگی و قابلیت توسعه بیشتری ارائه کند.»
این تعریف نشان میدهد رهسا پس از بیش از دو دهه فعالیت، مسیر رشد خود را نه فقط در افزایش تعداد محصولات امنیتی، بلکه در حضور عمیقتر در معماری هویت، اعتماد و فرایندهای حیاتی مشتریان جستوجو میکند؛ مسیری که با دیجیتالیتر شدن خدمات مالی و سازمانی، گسترش هوش مصنوعی و پیچیدهتر شدن تهدیدهای سایبری، اهمیت بیشتری پیدا خواهد کرد.