راه پرداخت
راه پرداخت؛ رسانه فناوری‌های مالی ایران

الیاس غانم از چالش‌های استارتاپ‌های ایرانی می‌گوید که به آن کم‌توجهی می‌کنند

اول: هفته‌نامه شنبه در زمینه استارتاپ را دوست خوبم اکبر هاشمی منتشر می‌کند. تاکنون شش شماره از این هفته‌نامه که سروشکل درست و حسابی هم دارد منتشر شده و پیشنهاد می‌کنم مشترک این نشریه شوید و آن را بخوانید. اپ جار هم می‌تواند به کارتان بیاید. شنبه در شماره ششم گفت‌وگویی با الیاس غانم کرده است.

دوم: الیاس غانم را تاکنون سه بار به لطف دوستانم، برادران امیری ملاقات کردم. هر بار یکی از دغدغه‌های من ضعف زبان انگلیسی بوده و همین نگرانم کرده که در سال‌های آتی اگر من و امثال من این ضعف را به نقطه قوت تبدیل نکنیم کلاه‌مان پس معرکه خواهد بود. البته تاکنون از شانس همراهی رسول برخوردار بودم که تا حد زیادی فعلا این ضعف را با تسلط خوبش بر زبان انگلیسی پوشش داده است. در تیم راه پرداخت، بچه‌ها در حال آموختن زبان فرانسوی و اسپانیایی هم هستند!

سوم: غانم بارها به من گوشزد کرده تا زمانی که وب‌سایت انگلیسی راه نیندازی کارت برای ارتباط با جهان ناقص است و اگر انگلیسی ننویسی کسی نمی‌تواند تو را بخواند. ما به توصیه غانم گوش کردیم و قول داده بودیم که زودتر از این‌ها وب‌سایت انگلیسی‌مان را راه بیندازیم. الان چند روزی هست که وب‌سایت را راه انداختیم و فعلا باید برای آن محتوا جور کنیم.

چهارم. پیشنهاد می‌کنم گفت‌وگوی نشریه شنبه با الیاس را بخوانید.

 

الیاس غانم از مدیران سابق پی‌پال د رگفت‌وگو با شنبه

بیشتر استارتاپ‌های ایرانی آماتور هستند

الیاس غانم از مدیران سابق پی‌پل است، یکی از معتبر‌ترین شرکت‌های پرداخت آنلاین در جهان در حال حاضر شرکت خودش را با نام «تلر» در دبی اداره می‌کند. اصالتا لبنانی است و وقتی در مورد بازار پرداخت آنلاین صحبت می‌کند تجربه‌های گران‌بهایی دارد. او را در دفتر زرین‌پال دیدیم که برای مشاوره دادن به مدیران جوان آمده بود. فرصت را غنیمت شمردیم و در مورد این حوزه از اکوسیستم استارت‌آپ ایران با او گپی کوتاه زدیم.
فرصت‌های بازار پرداخت آنلاین در ایران چیست؟ با ورود شرکت‌های مطرح در حوزه پرداخت آنلاین مانند پی‌پل سرنوشت استارت‌آپ‌های جوان ایرانی در این حوزه چه خواهد شد؟

اگر بخواهیم نگاه فرصت یا تهدید به این موضوع داشته باشیم، به نظر من این یک فرصت خواهد بود. اما باید دقت داشت اگر یک اکوسیستم محلی که مثلا دو سال از عمر آن می‌گذرد و فرصت کافی برای بلوغ داشته نتواسته برخی موارد را رعایت کند این فرصت می‌تواند به تهدید تبدیل شود. اگر شما آماده باشید، با ورود شرکت‌های جهانی یا می‌توانید با آن‌ها همکاری کنید یا رقابت. اما اگر در هر دقیقه‌ای که می‌گذرد، به‌عنوان یک کسب‌وکار محلی، سهمی از بازار به دست نیاورید، ساختار‌هایش را فراهم نکنید، سازمان درستی بنا نسازید، و انگلیسی صحبت نکنید و… این فرصت برای شما به تهدید تبدیل می‌شود. نکته مهم‌تر این است که هیچ‌یک از بازیگران بزرگ جهانی این بازار برای ورود به بازار ایران شتابی نشان نمی‌دهند. کاری که استارت‌آپ‌های ایرانی باید انجام دهند این است که وب‌سایت‌های انگلیسی خود را راه بیندازند. نباید از یاد برد که همه آن‌ها که به بازار ایران علاقه‌مندند راهی جز خواندن وب‌سایت انگلیسی این فضا‌ها ندارند. توصیه من به استارت‌آپ‌های ایرانی این است که از ورود بازیگران بزرگ بین‌المللی نترسند، آن‌ها غول‌های آدم‌خوار نیستند! فیس‌بوک و پی‌پل و خیلی‌های دیگر قصد دارند به این بازار بیایند، اما وقتی نتوانند با بسیاری انگلیسی حرف بزنند زود است در مورد تاثیرگذاری آن‌ها صحبت کنیم. تا زمانی که پوشش رسانه‌ای خوبی در مورد این فضا نداشته باشید و در شبکه‌های اجتماعی در مورد این فضا به زبان انگلیسی مطلب تولید نکنید، نمی‌توان اطلاعات درستی به شرکت‌های بزرگ داد. پروفایل‌های بیزینسی ایرانی‌ها در لینکدین باید خیلی کامل‌تر شود. در صورتی که بیشتر فعالیت ایرانی‌ها در فیس‌بوک است که بیشتر ماهیت شخصی دارد.

نکته دیگر این است که وقتی شما وارد کسب‌وکار می‌شوید، باید ساختار‌هایتان را بسازید. اما در کسب‌وکارهای ایرانی کمبود ضعف بیزینس‌پلن بسیار مشهود است. تمام استارت‌آپ‌هایی که دیده‌ام متاسفانه ساختارهای آماتوری داشته‌اند. شما باید یک بیزینس‌پلن کاملا روشن و یک روش پول‌سازی خوب داشته باشید. باید مشخص کنید یک کسب‌وکار B۲B هستید یا B۲C. می‌خواهید از ثبت‌نام کاربران پول دربیاورید یا از تبلیغات؟ به این سوالات باید خیلی زود پاسخ دهید. در استارت‌آپ‌های ایرانی ساعت‌ها درباره موارد مختلف صحبت می‌شود اما به این سوالات پاسخی داده نمی‌شود! ما می‌‌دانیم که اتفاقاتی دارد می‌افتد، تحریم‌ها برداشته شده‌اند، فرصت‌های زیادی در راه‌اند، اما وقتی دقیق می‌شوید می‌بینید فقط ۲۰ درصد رشد اتفاق خواهد افتاد.

 

وقتی به استراتژی گذشته شرکت‌های بزرگی چون پی‌پل نگاه می‌کنیم مواجهه آن‌ها با بازارهای مستعد چگونه است؟

این شرکت‌ها به سه چیز نگاه می‌کنند. مقررات، ضریب نفوذ کارت‌های بانکی و ضریب نفوذ موبایل. مقررات ایران به‌شدت پیچیده و بی‌ثبات و غیرقابل‌پیش‌بینی است. برای خود من همیشه تفاوت‌های شاپرک، شتاب، بانک‌ها، پی‌اس‌پی‌ها، بانک مرکزی و… مشکل است. اینکه چه کسی قانون‌گذاری می‌کند و تنظیم‌کننده مقررات است موضوع روشنی در ایران نیست. زیرمجموعه این مقررات جریان کلی مالی قرار دارد. اینکه چه کسی به چه کسی پرداخت می‌کند، پول از کجا آمده و… اینکه فساد مالی چه اندازه است، و بهره بانکی چقدر است. در ایران برخلاف همه جای دنیا بهره بانکی بسیار بیشتر از نرخ بهره انتقال پول است. در آمریکا و اروپا بهره بانکی بسیار پایین است. بانک‌ها دنبال سپرده‌ها نیستند بلکه دنبال نقل و انتقالات بیشترند. بنابراین همان‌طور که می‌بینید مقررات خیلی پیچیده است. اما در مقابل، ضریب نفوذ موبایل بسیار بالاست. بنابراین تجارت مبتنی بر موبایل ظرفیت بسیار بالایی دارد. وقتی در مورد ضریب نفوذ کارت‌ها ‌صحبت می‌کنیم، می‌بینیم که بازار ایران بازاری بسیار عالی است. بنابراین اگر تحریم‌ها کنار بروند و شرکت‌های خارجی بخواهند وارد ایران شوند موضوع اصلی، مقررات داخلی حوزه پرداخت آنلاین ایران است. اینکه باید با چه کسی باید صحبت کرد و اینکه تا چه اندازه می‌توان حرف‌های او را غیرقابل تغییر دانست!

 

نکته جالب‌توجه در مورد ایران این است که بانک‌ها علاقه زیادی به حوزه پرداخت آنلاین دارند. بسیاری از آن‌ها شرکت‌هایی دارند که در این حوزه فعالیت می‌کنند و رقیب بخش خصوصی هستند. آیا این مسئله در همه جای دنیا معمول است؟

سوال خیلی خوبی است. این نشانه نابالغ بودن این بیزینس است. شرکت‌هایی چون پی‌پل در همه جای دنیا بیرون از بانک‌ها تعریف می‌شوند و فعالیت می‌کنند. هیچ‌یک از این شرکت‌ها هیچ ارتباطی با هیچ بانکی ندارند. در این زمینه مثلا می‌توانم ایران را با مکزیک مقایسه کنم. چند سال پیش بانک‌ها در مکزیک همه بیزینس آنلاین را در دست داشتند اما حالا این کسب‌وکارهای محلی هستند که بدون وابستگی به بانک‌ها بازیگر این حوزه شده‌اند. منطقا بانک‌ها در برابر این تغییر مقاومت کردند اما در‌‌نهایت کسب‌وکارهای خصوصی درگیر قضیه شدند چراکه این بازار را نمی‌توان بسته نگه داشت. اگر بازار باز شود و تحرک پیدا کند راه خود را پیدا خواهد کرد. در حال حاضر در ایران ۱۲ پی‌اس‌پی فعالیت می‌کند که برای آن‌ها سیاست‌گذاری می‌شود. ولی برای مثال پی‌پل می‌تواند سهم خود را از بازار به دست آورد چون می‌تواند قوانین و مقررات خودش را اعمال کند و از این طریق رقابت کند و مشتری به دست آورد.

 

جنبه‌های آسیب‌زای حضور بانک‌ها در این فضا چیست؟

جلوی سرعت رشد آن را می‌گیرد. وقتی از یک استارت‌آپ در حوزه پرداخت آنلاین صحبت می‌کنید، همه‌چیز با شتاب پیش می‌رود. اگر قرار است تصمیمی گرفته شود در کمترین زمان ممکن صورت می‌گیرد. یک دروازه پرداخت آنلاین مانند پی‌پل یا زرین‌پل خوب است، چون ساختار بوروکراسی آن کوچک اما چابک است. اگر ایده‌ای داشته باشید می‌روید پیش مصطفی امیری آن را مطرح می‌کنید. فوری تصمیمی می‌گیرید و آن اجرا می‌شود. اما در یک بانک در طول هفته خیلی هنر کنید یک جلسه برگزار می‌کنید! باید مسئول دفتر فلانی و فلانی و فلانی با هم صحبت کنند تا ساعت آن هماهنگ شود! و تازه مطمئن شوند که این جلسه موقعیت کسی را تحت تاثیر قرار نمی‌دهد. جالب است بدانید یکی از دلایلی که پی‌پل را ترک کردم این بود که این شرکت شروع به بزرگ شدن کرد و من بیشتر به شرکت‌های کوچک ایمان دارم.

منبع: شنبه

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.