هدایت ابراهیمی، مالک محصول داتین / بانکداری باز در ایران وارد مرحله اجرا شده است. انتشار APIهای بانکی، گسترش همکاری بانکها با فینتکها و توسعه خدمات مبتنی بر داده، نشانههایی از این تحول هستند. اما پرسش اصلی این است که آیا این تغییرات توانستهاند کیفیت تعامل میان بازیگران این اکوسیستم را نیز بهبود دهند؟
در این پژوهش که با مشارکت مدیران و کارشناسان بانکها، شرکتهای فینتک، ارائهدهندگان زیرساخت و API و خدمات بانکداری بهعنوان سرویس (BaaS) و نهادهای ناظر انجام شده، تأثیر تحول دیجیتال ۵.۰ بر سه مؤلفه کلیدی تعامل میان بازیگران، یعنی شفافیت اطلاعات، اعتماد و هماهنگی، بررسی شده است. پرسش اصلی این بوده که تحول دیجیتال ۵.۰، با تأکید بر استفاده از فناوریهای نوین و تعامل بیشتر انسان و فناوری، تا چه اندازه توانسته این سه مؤلفه را در اکوسیستم بانکداری باز ایران تقویت کند.

در این پژوهش ۱۳ رابطه بررسی شد که تنها دو رابطه به تأیید رسید: تأثیر تحول دیجیتال ۵.۰ بر هماهنگی و تأثیر اعتماد بر تعامل بازیگران. سایر روابط مستقیم و مسیرهای میانجی تأیید نشدند. این یافتهها یک پیام مهم برای توسعه بانکداری باز ایران دارد: توسعه فناوری میتواند هماهنگی میان بازیگران را بهبود دهد، اما بهتنهایی برای ایجاد اعتماد و شکلگیری تعامل پایدار کافی نیست.
تحول دیجیتال؛ محرک هماهنگی عملیاتی
یافتههای پژوهش نشان میدهد مهمترین اثر تحول دیجیتال ۵.۰ در بهبود هماهنگی میان بازیگران اکوسیستم نمایان شده است. سازمانهایی که از فناوریهای نوین مانند هوش مصنوعی، بلاکچین و تحلیل داده استفاده بیشتری میکنند، در اجرای پروژههای مشترک، توسعه خدمات و همکاری با شرکای اکوسیستم، عملکرد هماهنگتری دارند.
این نتیجه با ماهیت فناوریهای دیجیتال نیز سازگار است. وقتی بانک، فینتک و ارائهدهنده زیرساخت از طریق رابطهای استاندارد و سامانههای متصل با یکدیگر کار میکنند، بخشی از هماهنگی مورد نیاز برای انجام فعالیتهای مشترک در خود زیرساخت شکل میگیرد. تبادل سریعتر اطلاعات، خودکارشدن بخشی از فرایندها و امکان اتصال سامانهها، هزینه و زمان هماهنگی عملیاتی را کاهش میدهد.

به همین دلیل، میتوان انتظار داشت نخستین اثر قابل مشاهده تحول دیجیتال در اکوسیستم بانکداری باز، در سطح عملیات و همکاری روزمره میان سازمانها ظاهر شود. اما این اثر الزاماً به لایههای عمیقتر رابطه میان بازیگران منتقل نمیشود.
اعتماد؛ حلقهای که فناوری بهتنهایی نمیسازد
در مقابل، تحول دیجیتال ۵.۰ تأثیر معناداری بر شفافیت اطلاعاتی میان بازیگران نداشته است. اثر تحول دیجیتال بر اعتماد نیز معنادار نبوده و حتی جهت این رابطه، منفی به دست آمده است. همچنین رابطه شفافیت اطلاعاتی با اعتماد، در سطح معناداری مورد نظر پژوهش تأیید نشد و هماهنگی نیز نتوانست به افزایش اعتماد منجر شود.
در عین حال، اعتماد تنها عاملی بود که تأثیر مثبت و معناداری بر تعامل بازیگران داشت. منظور از تعامل در این پژوهش، رفتارهایی مانند استفاده از APIهای مشترک، مشارکت در طرحهای نوآورانه بانکداری باز و افزایش همکاری میان بازیگران است.
این یافته اهمیت اعتماد را در اکوسیستم بانکداری باز نشان میدهد. ممکن است زیرساخت فنی برای همکاری میان دو سازمان فراهم باشد، اما وجود این زیرساخت به معنای آمادگی دو طرف برای اشتراک اطلاعات، پذیرش ریسک همکاری یا تداوم رابطه نیست. اعتماد میان سازمانها در نتیجه تجربه همکاری، پیشبینیپذیری رفتار طرف مقابل و وجود قواعد روشن شکل میگیرد و توسعه فناوری بهتنهایی نمیتواند این شرایط را ایجاد کند.

از همین رو، نتیجه پژوهش را میتوان چنین خلاصه کرد: تحول دیجیتال، هماهنگی عملیاتی را تقویت کرده، اما برای تبدیل این هماهنگی به تعامل پایدار، سازوکارهای دیگری نیز لازم است.
چرا اعتماد با توسعه فناوری شکل نگرفت؟
نتایج پژوهش را میتوان با ویژگیهای اکوسیستم بانکداری باز ایران تبیین کرد. هماهنگی معمولاً پیامد استقرار زیرساختهای مشترک و استانداردهای فنی است؛ اما اعتماد، بیش از آنکه محصول فناوری باشد، نتیجه تجربه همکاری، ثبات قواعد و وجود سازوکارهای حکمرانی است.
رابطه میان بانکهای مستقر، فینتکها و سایر ارائهدهندگان خدمات مالی تنها یک رابطه فنی نیست. هر یک از این بازیگران، منافع، مسئولیتها، محدودیتهای قانونی و نگرانیهای متفاوتی درباره داده و امنیت دارند. بنابراین حتی اگر امکان فنی تبادل داده فراهم باشد، همچنان این پرسش باقی میماند که داده چگونه استفاده میشود، مسئولیت هر طرف چیست و در صورت بروز خطا یا اختلاف، چه سازوکاری برای حل مسئله وجود دارد.
در چنین شرایطی، طبیعی است که فناوری اثر سریعتری بر هماهنگی داشته باشد تا اعتماد. هماهنگی را میتوان با استاندارد، اتصال سامانهها و خودکارسازی فرایندها بهبود داد؛ اما اعتماد به تجربههای موفق و تکرارشونده همکاری نیاز دارد.
شفافیت اطلاعاتی نیز وضعیت مشابهی دارد. نتایج پژوهش نشان میدهد تحول دیجیتال کمتر از شش درصد از تغییرات شفافیت اطلاعاتی را توضیح میدهد، در حالی که این میزان برای هماهنگی بیش از ۲۱ درصد است. این تفاوت نشان میدهد شفافیت اطلاعاتی در اکوسیستم بانکداری باز صرفاً پیامد توسعه فناوری نیست.

در واقع، داشتن زیرساخت مناسب برای تبادل داده با شفافبودن قواعد تبادل داده تفاوت دارد. اگر مشخص نباشد چه اطلاعاتی باید در اختیار چه بازیگری قرار گیرد، در چه قالبی ارائه شود و مسئولیت هر طرف در قبال صحت و امنیت آن چیست، توسعه زیرساخت بهتنهایی شفافیت ایجاد نمیکند. این بخش بیش از هر چیز به قواعد همکاری، استانداردهای مشترک و حکمرانی داده وابسته است.
سه اولویت برای بازیگران اکوسیستم
نتایج این پژوهش برای هر یک از بازیگران اصلی بانکداری باز، پیام متفاوتی دارد:
۱. بانکها: بانکها میتوانند نخست، APIهای خود را بر اساس استانداردهای مشخص و مستند منتشر کنند تا هزینه و زمان اتصال فینتکها کاهش یابد. دوم، توافقنامههای سطح خدمت (SLA) را با شاخصهای روشن، مانند زمان پاسخگویی و میزان دسترسپذیری سرویس، تنظیم کنند.
در کنار این اقدامات، انتشار منظم اطلاعات مربوط به عملکرد امنیتی و نحوه حفاظت از دادهها میتواند به افزایش شفافیت کمک کند. حفظ ارتباط مستمر با فینتکهای همکار نیز اهمیت دارد؛ زیرا اعتماد میان سازمانها تنها با قرارداد ایجاد نمیشود و به تجربه همکاری مستمر نیاز دارد.
۲. فینتکها: فینتکها نیز میتوانند با رعایت استانداردهای فنی مشترک، هزینه یکپارچهسازی با بانکها را کاهش دهند. ارائه گواهیهای معتبر امنیتی و شفافکردن رویههای حفاظت از داده، راه دیگری برای کاهش نگرانیهای طرف مقابل است.
اجرای پروژههای آزمایشی کمریسک در محیطهای پایلوت یا سندباکس نیز میتواند امکان شکلگیری تجربه همکاری را پیش از ورود به قراردادهای بلندمدت فراهم کند. حضور فینتکها در کارگروههای مشترک استانداردسازی API نیز به هماهنگی بیشتر میان نیازهای فنی دو طرف کمک خواهد کرد.
۳. بانک مرکزی و نهادهای تنظیمگر: برای نهادهای تنظیمگر، یافتههای پژوهش اهمیت حکمرانی را برجسته میکند. تدوین حداقل الزامات افشای اطلاعات در فرایندهای اشتراک داده، ایجاد چارچوب روشن برای مجوزدهی ارائهدهندگان خدمات ثالث و تعیین استانداردهای مشترک برای APIها میتواند بخشی از ابهام موجود در روابط میان بازیگران را کاهش دهد.

ایجاد سازوکاری مشخص برای رسیدگی به اختلافات و شکایات میان بانکها و فینتکها نیز میتواند به کاهش ریسک همکاری کمک کند. تجربه سایر کشورها، از جمله چارچوب خدمات پرداخت اروپا (PSD2)، نشان میدهد که توسعه بانکداری باز صرفاً به زیرساخت فنی وابسته نیست و نیازمند قواعد مشخص برای رابطه میان بازیگران نیز هست.
سه درس برای توسعه بانکداری باز در ایران
درس اول: تحول دیجیتال بیش از هر چیز، هماهنگی عملیاتی را تقویت میکند. بنابراین نباید انتظار داشت توسعه فناوری بهتنهایی اعتماد میان بازیگران را ایجاد کند. فناوری میتواند امکان همکاری را فراهم کند، اما شکلگیری رابطه پایدار به عوامل دیگری نیز وابسته است.
درس دوم: شفافیت اطلاعاتی بیش از آنکه یک مسئله فناورانه باشد، مسئله حکمرانی است. زیرساخت مناسب، امکان تبادل اطلاعات را فراهم میکند؛ اما مشخصکردن حدود دسترسی، مسئولیتها، الزامات افشا و نحوه استفاده از داده، نیازمند قواعد و استانداردهای روشن است.
درس سوم: تعامل پایدار زمانی شکل میگیرد که فناوری با اعتماد و قواعد روشن همکاری همراه شود. اگر بازیگران بتوانند از یک سو زیرساختهای فنی خود را توسعه دهند و از سوی دیگر درباره داده، مسئولیت، امنیت و نحوه همکاری به توافق برسند، امکان تبدیل هماهنگی عملیاتی به تعامل پایدار بیشتر خواهد شد.
در بانکداری باز، توسعه فناوری کافی نیست
بانکداری باز برای عبور از مرحله اتصال فنی و رسیدن به یک اکوسیستم پویا، به چیزی فراتر از API و زیرساخت نیاز دارد. یافتههای پژوهش نشان میدهد تحول دیجیتال ۵.۰ در اکوسیستم بانکداری باز ایران توانسته هماهنگی میان بازیگران را بهبود دهد، اما این اثر به شفافیت و اعتماد منجر نشده است. در مقابل، اعتماد نقش مستقیمی در تقویت تعامل بازیگران داشته است.
این نتایج به معنای کماهمیتبودن فناوری نیست. فناوری زیرساخت لازم برای همکاری را فراهم میکند؛ اما کیفیت این همکاری به شرایطی فراتر از زیرساخت وابسته است. هرچه بانکداری باز بیشتر توسعه پیدا کند، موضوعاتی مانند حکمرانی داده، شفافیت قواعد، مسئولیتپذیری و اعتماد میان بازیگران نیز اهمیت بیشتری پیدا خواهند کرد.
با وجود این محدودیتها، یافته اصلی روشن است: توسعه فناوری نقطه شروع بانکداری باز است، نه پایان آن. برای شکلگیری تعامل پایدار میان بازیگران، باید در کنار زیرساختهای دیجیتال، روی اعتماد، شفافیت و قواعد همکاری نیز سرمایهگذاری شود.