سرعت سیستم بالا رفته؛ آیا سرعت تصمیم‌گیری مدیران هم بالا رفته است؟

سرعت سیستم بالا رفته؛ آیا سرعت تصمیم‌گیری مدیران هم بالا رفته است؟

در صنعت مالی و پرداخت، فناوری می‌تواند تراکنش را در چند ثانیه انجام دهد؛ اما اگر حق تصمیم‌گیری در سازمان مبهم باشد، یک موضوع ساده هنوز ممکن است روزها بین چند سطح مدیریتی بچرخد
مهدی نژادرسولی، کوچ اجرایی و سازمانی و مدیر ارشد منابع انسانی
۳ دقیقه مدت مطالعه

صنعت پرداخت از بیرون با سرعت شناخته می‌شود. مشتری انتظار دارد سرویس بی‌وقفه باشد، تراکنش در لحظه انجام شود و اختلال خیلی زود رفع شود. همین انتظار به داخل سازمان هم منتقل می‌شود. اما تجربه من در محیط‌های بزرگ نشان داده سرعت فناوری و سرعت تصمیم‌گیری لزوماً با هم رشد نمی‌کنند.

گاهی سامانه‌ها به‌روز شده‌اند، داشبوردها لحظه‌ای‌اند و شاخص‌ها در دسترس‌اند، اما یک مدیر برای تصمیمی که در شرح نقش اوست هنوز دنبال چند تأیید می‌شود. نتیجه عجیب است: سازمانی که در بیرون برای چند ثانیه رقابت می‌کند، در داخل ممکن است برای یک تصمیم معمولی چند روز زمان از دست بدهد.

مشکل همیشه ترس مدیر نیست

وقتی تصمیم‌ها کند می‌شوند، اولین توضیح معمولاً این است که «مدیر جسارت ندارد» یا «مسئولیت‌پذیر نیست» بعضی وقت‌ها درست است، اما نه همیشه. در بسیاری از موارد مدیر تجربه کرده اگر تصمیم بگیرد، بعداً از او پرسیده می‌شود چرا هماهنگ نکرده؛ اگر هماهنگ کند، به او گفته می‌شود چرا مستقل نیست. این پیام دوگانه خیلی سریع رفتار را شکل می‌دهد.

در چنین شرایطی، کوچینگ مدیر به‌تنهایی کافی نیست. می‌توان روی اعتمادبه‌نفس، اولویت‌بندی یا کیفیت تصمیم کار کرد، اما اگر ساختار سازمانی همچنان حق تصمیم را مبهم نگه دارد، مدیر بعد از جلسه به همان محیط قبلی برمی‌گردد.

حق تصمیم یعنی چه؟

حق تصمیم صرفاً یک بند در شرح شغل نیست. مدیر باید بداند چه تصمیم‌هایی را مستقل می‌گیرد، کجا فقط باید اطلاع بدهد، کجا نیاز به مشورت دارد و کجا تأیید رسمی لازم است. تفاوت این چهار وضعیت کوچک به نظر می‌رسد، اما روی سرعت و مسئولیت‌پذیری اثر مستقیم دارد.

در سازمان‌های بزرگ، به‌ویژه در صنایع تنظیم‌شده، طبیعی است که کنترل و انطباق مهم باشد. مسئله حذف کنترل نیست. مسئله این است که همه تصمیم‌ها با منطق «برای اطمینان یک سطح بالاتر هم ببیند» طراحی نشوند. وقتی این الگو زیاد می‌شود، مدیران کم‌کم یاد می‌گیرند مالک تصمیم نباشند.

دیجیتالی‌کردن فرایند مبهم، فقط ابهام را سریع‌تر می‌کند

یکی از خطاهای رایج در تحول دیجیتال این است که سازمان قبل از روشن‌کردن منطق تصمیم، فرایند را مکانیزه می‌کند. اگر معلوم نیست چه کسی اختیار دارد، تبدیل همان فرایند به گردش کار دیجیتال فقط مسیر ابهام را رسمی‌تر می‌کند. حالا به‌جای چند امضا روی کاغذ، چند مرحله تأیید در سیستم داریم.

به نظرم قبل از هر پروژه اتوماسیون مدیریتی، باید یک سؤال ساده مطرح شود: اگر سیستم را کنار بگذاریم، آیا می‌توانیم در یک جمله بگوییم صاحب این تصمیم کیست؟ اگر پاسخ روشن نیست، فناوری مشکل اصلی را حل نمی‌کند.

شاخصی که کمتر اندازه می‌گیریم

سازمان‌ها زمان پاسخ به مشتری، SLA، uptime و ده‌ها شاخص عملیاتی را با دقت اندازه می‌گیرند. اما کمتر می‌پرسند یک تصمیم مدیریتی از لحظه شکل‌گیری تا اجرا چند بار دست‌به‌دست می‌شود. این زمان، هزینه پنهان سازمان است؛ هزینه‌ای که روی تجربه مشتری، انرژی مدیران و مسئولیت‌پذیری تیم اثر می‌گذارد.

در صنعتی که مزیت رقابتی با سرعت تعریف می‌شود، شاید یکی از مهم‌ترین پروژه‌های منابع انسانی و طراحی سازمانی، نه یک دوره آموزشی تازه، بلکه شفاف‌کردن حق تصمیم باشد. وقتی مدیر بداند کجا اختیار دارد و سازمان هم واقعاً از همان اختیار حمایت کند، سرعت از سیستم به رفتار مدیریتی منتقل می‌شود.

نویسنده: مهدی نژادرسولی، کوچ اجرایی و سازمانی و مدیر ارشد منابع انسانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب پیشنهادی

راه پرداخت را به گوگل پیشنهاد دهید
تا تازه‌ترین مطالب تخصصی فین‌تک را آسان‌تر در گوگل پیدا کنید
پیشنهاد به گوگل