کیوان کفایی، مدیرعامل مهرکام مارکت / امروز بدون مراجعه به شعبه میتوان درخواست اعتبار داد، اعتبارسنجی شد، قرارداد را پذیرفت و حتی در همان مسیر خرید کرد. تجربهای که تا چند سال قبل با فرم، مراجعه، ضامن و انتظار گره خورده بود، حالا میتواند پشت چند کلیک پنهان شود. این پیشرفت مهمی است، اما پای یک سؤال کمتر پرسیده شده را به میان میآورد: آیا ما واقعاً «اعتبار» را متحول کردهایم یا فقط مسیر دریافت وام را دیجیتال کردهایم؟
به نظرم تفاوت این دو، یکی از مهمترین بحثهای پیش روی بازار اعتبار ایران است. دیجیتالی شدن یک فرایند لزوماً به معنای تغییر منطق آن فرایند نیست. اگر درخواست آنلاین شده باشد، مدارک به جای باجه در اپلیکیشن دریافت شوند و زمان پاسخ کوتاهتر شود و تجربه مشتری تغییر میکند، اما اگر منطق تصمیمگیری، دادههای مورد استفاده، نحوه تعیین سقف اعتبار، ارزیابی توان بازپرداخت و مدیریت رابطه اعتباری مشتری همچنان بر همان الگوی گذشته استوار باشد، با یک وام دیجیتال روبهرو هستیم، نه الزاماً با یک معماری جدید اعتبار.
این تمایز فقط بازی با کلمات نیست. ادبیات بینالمللی Digital Credit نیز موضوع را صرفاً به آنلاین شدن درخواست محدود نمیکند. بانک جهانی در بررسی اعتبار دیجیتال، در کنار فرصتهایی مانند دسترسی از راه دور و استفاده از فناوری و داده در فرایند اعتبار، نسبت به مخاطراتی که سرعت، اتوماسیون و کاهش اصطکاک میتواند برای مصرفکننده ایجاد کند هشدار میدهد. CGAP نیز در مطالعات خود درباره اعتبار دیجیتال مسئولانه، بر این نکته تأکید دارد که نوآوری در دسترسی، بدون طراحی درست محصول و حفاظت از مصرفکننده، بهتنهایی کافی نیست.
پس، شاید لازم باشد اعتبار را نه یک «محصول»، بلکه یک رابطه پویا ببینیم. در مدل سنتی، سؤال اصلی اغلب این است: آیا این فرد واجد شرایط دریافت وام است یا خیر؟ اما در یک معماری مدرن اعتبار، سؤالها بیشتر میشوند: این مشتری در این مقطع چه میزان توان بازپرداخت دارد؟ اعتبار را برای چه نیازی میخواهد؟ چه الگویی از رفتار مالی دارد؟ چه میزان از اعتبار قبلی خود را استفاده کرده است؟ چگونه بازپرداخت کرده؟ آیا سقف اعتبار او باید افزایش پیدا کند، کاهش یابد یا اساساً در این لحظه اعتباری به او پیشنهاد نشود؟
در این نگاه، اعتبار یک تصمیم یکباره نیست، بلکه مجموعهای از تصمیمهای پیوسته است. همین تغییر ظاهراً کوچک، معماری کسبوکار را تغییر میدهد. داده دیگر فقط ابزاری برای تأیید یا رد درخواست نیست و در واقع، به بخشی از خود محصول اعتباری تبدیل میشود. نقطه ارائه اعتبار هم دیگر الزاماً بانک یا اپلیکیشن مالی نیست، بلکه اعتبار میتواند درست در لحظهای ظاهر شود که یک نیاز اقتصادی شکل گرفته است. مهمتر از همه، رابطه با مشتری با پرداخت آخرین قسط تمام نمیشود و رفتار او میتواند ورودی تصمیم اعتباری بعدی باشد. اینجاست که تفاوت میان Digitizing Lending و Digitizing Credit معنا پیدا میکند. اولی اصطکاک را از فرایند موجود حذف میکند و دومی تلاش میکند منطق تخصیص، مصرف و مدیریت اعتبار را بازطراحی کند.
اینجا یک ملاحظه مهم نیز وجود دارد: هوشمندتر شدن اعتبار نباید مترادف با بیشتر شدن اعتبار تلقی شود. هرچه تصمیم اعتباری سریعتر، نامرئیتر و بیشتر در دل خرید ادغام شود، مسئولیت اعتباردهنده نیز بیشتر میشود. اگر شناخت مشتری، توان بازپرداخت و کیفیت تصمیم همپای سرعت توسعه پیدا نکند، فناوری میتواند همان اصطکاکهایی را حذف کند که گاهی نقش یک مکث ضروری را برای مصرفکننده داشتهاند. بنابراین، شاید لازم باشد تعریف موفقیت در صنعت اعتبار را هم بازنگری کنیم. اگر تنها معیار موفقیت، تعداد تسهیلات، حجم اعتبار تخصیصیافته یا سرعت دریافت آن باشد، طبیعی است که مسابقه صنعت به سمت «بیشتر و سریعتر» حرکت کند. اما در یک اقتصاد اعتباری بالغ، کیفیت تصمیم باید به اندازه حجم توزیع اهمیت داشته باشد.
در چنین بازاری، بازیگر برتر الزاماً کسی نیست که بیشترین اعتبار را توزیع میکند، بلکه کسی است که بهتر میفهمد چه کسی، در چه زمانی، برای چه نیازی و تا چه اندازه باید اعتبار دریافت کند. شاید مرحله اول تحول مالی این بود که مشتری برای دریافت وام مجبور نباشد به شعبه برود. بخش مهمی از این مسیر طی شده یا در حال طی شدن است. اما مرحله بعدی دشوارتر است. باید از دیجیتالی کردن «مسیر دریافت پول» به هوشمند کردن «تصمیم درباره اعتبار» برسیم. وام دیجیتال یعنی همان سؤالهای قدیمی را سریعتر پاسخ دهیم؛ اعتبار دیجیتال زمانی آغاز میشود که بتوانیم سؤالهای بهتری بپرسیم.