انتخاب سردبیر شرکت‌ها

چگونه در روزهای گذشته برای صنعت پرداخت ایران بحران درست کردند

نوشته شده توسط رضا قربانی

برای صفحه فین‌تک این شماره هفته‌نامه شنبه قرار بود به دو موضوع بی‌حاشیه‌تر بپردازیم. منتها حاشیه‌هایی که برخی برای صنعت پرداخت ایران ایجاد کردند، ما را به این نتیجه رساند که بهتر است به ماجرایی بپردازیم که همه‌اش حاشیه است. لزوم پرداختن به این موضوع حاشیه‌ای هم این است که در بسیاری موارد همین حاشیه‌ها فرصت کار کردن را از افراد می‌گیرد. در ادامه این گزارش می‌خواهیم به موضوعی بپردازیم که سال‌هاست در صنعت پرداخت وجود دارد و هرچند وقت یک‌بار سوژه برخی رسانه‌ها می‌شود و بحران درست می‌کند. قبل از آن لازم است توضیحی درباره تیتر این گزارش بدهم؛ چرا نهنگ آبی؟

حتما درباره بازی نهنگ آبی و خودکشی‌هایی که به خاطر این بازی در دنیا اتفاق افتاده، شنیده‌اید. احتمالا می‌دانید که در این بازی نوجوانان با آسیب رساندن به خودشان مرحله‌های بازی را پشت سر می‌گذارند. ساده‌ترین مرحله بازی، نوشتن یک جمله روی پوست بدن است تا به مرور مراحل بازی سخت‌تر و سخت‌تر می‌شود تا جایی که ممکن است فرد در بازی مجبور به خودکشی شود. ولی این همه ماجرا نیست. ماجرا این است که یک خبرنگار مزخرف‌نویس روسی با ربط دادن چند خودکشی بی‌ربط به همدیگر و ربط دادن همه آنها به بازی‌ای به نام نهنگ آبی ذهن همه را به هم می‌ریزد. در واقعیت چنین بازی‌ای وجود نداشته و همه چیز ساخته و پرداخته ذهن خبرنگار عزیز بوده است. رسانه‌ها شروع کردند به آب و تاب دادن به هیچ چی. نتیجه چه شد؟ امروز هر خودکشی که در هر جایی اتفاق می‌افتد، آدم‌ها می‌پرسند که آیا این خودکشی به بازی نهنگ آبی ربط دارد یا نه؟ آنچه که هفته گذشته در فضای پرداخت ایران اتفاق افتاد، دقیقا مصداق از هیچی چیزی ساختن بود.

 

ماجرا چیست؟

از سال ۱۳۸۹ که جیرینگ شکل گرفت تا امروز، رابطه این شرکت زیرمجموعه همراه اول با بانک‌ها، شرکت‌های پرداخت و بانک مرکزی رابطه آب و آتش بوده است. خیلی خلاصه جیرینگ نماینده انحصاری همراه اول در خدمات پرداخت است؛ همراه اول هم پول دارد، هم شبکه، هم قدرت،‌ هم ارتباطات و هم هر چیزی که یک کسب‌وکار به آن نیاز دارد. بانک مرکزی و همه بانک‌ها و شرکت‌ها طبیعی است که قبول نکنند جایی که خیلی پول، قدرت و ارتباطات دارد بخواهد وارد بازی آنها شود. نگرانی از انحصار باعث می‌شود بانک‌ها تلاش کنند فعالیت‌های این مجموعه را محدود کنند.

«یو‌اس‌اس‌دی» در سال‌های گذشته محل نبرد بانک‌ها و جیرینگ بوده است. به مرور هم با ایجاد محدودیت بر ‌روی «یو‌اس‌اس‌دی» تلاش شد میدان عمل جیرینگ محدود و محدودتر شود. جیرینگ و همراه اول هم در این سال‌ها بیکار نماندند و مدام تلاش کردند با روش‌های مختلف جایی در بازی داشته باشند. در همه این سال‌ها انتقادهای فراوانی نسبت به قراردادهای جیرینگ با شرکت‌های پرداخت وجود داشت. در هفته‌های گذشته اتفاق جدیدی رخ نداده است. جلسه‌ای برگزار شده است که مدیران شرکت‌های پی‌اس‌پی در شاپرک نشسته‌اند و درباره مسائل مختلف صحبت کردند. یکی از موضوعاتی که در این جلسه صحبت شده نوع قراردادهای جیرینگ با شرکت‌های پرداخت بوده است. در آن جلسه هم همه متفق‌القول گفتند که قراردادهای جیرینگ یکطرفه است. چیزی که سال‌های گذشته هم می‌گفتند. معمولا این جور وقت‌ها صورتجلسه می‌نویسند نه اینکه نامه‌نگاری کنند. تا این جای کار اتفاق جدیدی نیفتاده است.

اتفاق زمانی می‌افتد که وب‌سایتی بدون‌شناسنامه‌ که گویا پشت پرده آن به یک مشاور رسانه‌ای وصل است، خبری منتشر می‌کند با عنوان «شورش پرداختی‌ها علیه جیرینگ». در این خبر غیرحرفه‌ای و بدون منبع گفته می‌شود «شرکت‌های پرداختی در توافقی صنفی، تمدید قرارداد و ادامه همکاری با جیرینگ را مشروط به تغییراتی در مدل قراردادی این شرکت کرده و تهدید کرده‌اند در صورت پافشاری جیرینگ بر مفاد قراردادهای جدید، از ارائه سرویس با کدهای دستوری برای کاربران همراه‌اول خودداری خواهندکرد.» این متن ۲۹ مهر منتشر شده است. چند روز بعد یعنی دوم آبان وب‌سایتی خبری که زیرمجموعه یکی از نهادهای مرتبط با بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران است، همین خبر را با آب و تاب بیشتر و به همراه تصویری از نامه شاپرک به شرکت جیرینگ منتشر می‌کند.

این خبر هم بدون منبع و با استفاده از عبارت‌هایی مانند «براساس شنیده‌ها» تنظیم شده است. در خبرنویسی خبر نمی‌تواند بدون منبع و شناسنامه باشد. به این شیوه تنظیم خبر شایعه‌نویسی می‌گویند. سوالی هم که وجود دارد این است که تصویر چنین نامه‌هایی چطور به بیرون درز می‌کند. با توجه به ارتباطاتی که هر دو وب‌سایت مذکور با نهادهای مالی دارند این شائبه ایجاد می‌شود که این وب‌سایت‌های خبری از رانت استفاده می‌کنند. این حرکت غیرحرفه‌ای بی‌پاسخ نمی‌ماند. رسانه‌هایی که مخاطب بیشتری در سطح عموم مردم دارند در پاسخ به این شایعه‌پراکنی‌ها خبری منتشر می‌کنند. همان دوم آبان وب‌سایتی به نام عصر خبر گزارشی منتشر می‌کند با عنوان «اقدام گازانبری شاپرک علیه پرداخت موبایلی».

در این گزارش گفته می‌شود: «شاپرک با الزام شرکت های پرداخت الکترونیکی به قطع همکاری با اپراتورهای موبایل درصدد است به صورت گازانبری انحصار جدیدی بر بستر موبایل بانکینگ ایران ایجاد کند.» و نتیجه‌گیری می‌کند که «اقدام تهدیدآمیز شاپرک نه تنها این بار توسعه شبکه های زیرساختی تلفن همراه کشور را نشانه رفته است بلکه سقوط آزاد ارزش شرکت‌های پرداخت الکترونیکی در بورس را رقم خواهد زد.» این گزارش بازتاب گسترده‌ای پیدا می‌کند و بعدا جاهایی مثل عصر ایران و وب‌سایت‌های خبری دیگر آن را بازنشر می‌دهند. روز سوم آبان ماه هم روزنامه هفت صبح در صفحه اول خود به این ماجرا می‌پردازد و در تیتری با عنوان «نبرد شاپرک علیه جیرینگ» می‌نویسد: «این یک نبرد خاموش و تمام‌عیار اقتصادی است. می‌توان برای این نبرد نام‌های متفاوتی انتخاب کرد اما درواقع صف‌کشی بانک‌ها به‌عنوان غول‌های بزرگ اقتصادی کشور که بخش بزرگی از ثروت و سرمایه کشور را در اختیار دارند و در لایه‌های مدیریتی کلان هم صاحب نفوذ هستند، علیه یک اپراتور مخابراتی است که خب این اپراتور از حیث ثروت و قدرت و نفوذ، کم از جبهه متحد بانک‌ها ندارد. داستان بر سر پرداخت‌های موبایلی است و صدها میلیارد تومان پولی که در این سیستم ردوبدل می‌شود.»

 

چرا ماجرا تمام نمی‌شود؟

آن دو وب‌سایتی که در ابتدای گزارش استارت ماجرا را زدند یادتان مانده؟ احتمالا آنها را فراموش کردید. حالا دیگر ماجرا خیلی بزرگ شده است. بزرگ‌تر از آن چیزی که باید باشد. آن دو رسانه با آتشی که راه انداخته‌اند ذهن‌ها را به هم ریخته‌اند. دو رسانه‌ای که از رانت استفاده می‌کنند بدون نیاز به ایجاد تنش بین مخابراتی‌ها و پرداختی‌ها خواسته یا ناخواسته بنزین بر خاکستر آتشی می‌ریزند که می‌شد در مذاکرات کسب‌وکاری اختلاف‌ها حل‌وفصل شود. آن دو وب‌سایت حالا دیگر حریف جار و جنجالی که راه انداخته‌اند نیستند و کسی هم آنها را یادش نیست. البته آن دو رسانه تلاش می‌کنند بگویند رسانه‌های دیگر حرف آنها را درست نفهمیدند. یکی از وب‌سایت‌ها سوم آبان تیتر می‌زند «اعتراض مدیران پرداخت به وارونه‌نمایی یک توافق صنفی». منتها معلوم نیست که مدیران پرداخت دقیقا به کدام وارونه‌نمایی اعتراض کرده‌اند. این بازی است که همین وب‌سایت راه انداخته و حالا گفت‌وگوهایی مغشوش با مدیران شرکت‌های پرداخت منتشر کرده است که با خواندن آنها متوجه نمی‌شوید دقیقا به چه چیزی اعتراض می‌کنند.

در این خبر نوشته شده است: «مدیران شرکت‌های پرداخت در واکنش به خبری مبنی بر الزام شاپرک بر قطع همکاری شرکت‌های پی‌اس‌پی با شرکت جیرینگ واکنش نشان داده و این موضوع را تکذیب کردند.» دقیقا کدام موضوع را تکذیب کردند؟ در همین گزارش نوشته شده است: «در این وارونه‌نمایی رسانه‌ای شرکت شاپرک متهم به الزام شرکت‌های پرداخت الکترونیکی به قطع همکاری با اپراتورهای همراه و ایجاد انحصار بر خدمات شبکه پرداخت موبایلی اپراتور همراه اول با دخالت مستقیم در قراردادهای تجاری شرکت‌های پرداخت الکترونیکی و جیرینگ شده است؛ مطلبی که به‌کل مغایر با واقعیت است.» در اقدامی هماهنگ وب‌سایت خبری بدون شناسنامه که برای اولین‌بار همین وب‌سایت این خبر را منتشر کرده بود، تیتر می‌زند «وارونه‌نمایی یک توافق!» گفته می‌شود این وب‌سایت در ارتباط با مشاوران رسانه‌ای شاپرک است. در تمام این مدت وب‌سایت شاپرک سکوت اختیار کرده است. در بازار اما چه اتفاقی افتاده است؟

 

نگرانی استارت‌آپ‌ها از این که قرار است چه شود

بسیاری از استارت‌آپ‌ها نگران شده‌اند که ماجرا چیست؟ چه انحصاری قرار است ایجاد شود؟ چه محدودیت‌های جدیدی در راه است؟ استارت‌آپ‌هایی که باید تمرکزشان را برانجام کار بگذارند، گرفتار بازی نهنگ آبی شده‌اند. چیزی به نام بازی نهنگ آبی وجود ندارد. هر چیزی هست ساخته و پرداخته ذهن چند خبرنگار است. این ماجرا فعلا ابعاد بزرگ‌تری پیدا نکرده است. منتها سکوت مرگبار روابط عمومی شاپرک، انتشار نامه‌های محرمانه و غیرمحرمانه شاپرک در وب‌سایت‌ها و گزارش‌های پرهیجان وب‌سایت خبری نزدیک به بانک مرکزی ذهن‌ها را به هم می‌ریزد.

کسانی که خودشان بازی را شروع کرده‌اند وقتی ابعاد وحشتناک این بازی و تاثیر مخرب آن بر کسب‌وکارها را می‌بینند تیرهایی در تاریکی می‌اندازند و بقیه را متهم می‌کنند که حرف آنها را درست نفهمیدند. در حالی که سوال این است که از ابتدا چه نیازی به زدن این حرف‌ها بوده است؟ آیا هدف جذب مخاطب بوده است؟ مگر فعالان فضای استارت‌آپی قبول می‌کنند که اتفاقی نیفتاده است؟ هر روز صدها و هزاران جلسه کسب‌وکاری بین شرکت‌های خصوصی و دولتی برگزار می‌شود. دعواهای بسیاری وجود دارد. انحصارهای عجیبی هست. آیا قرار است هر بار صحبت‌های جلسه‌ها به بیرون درز کند و نامه‌نگاری شود و در رسانه‌ها لشکرکشی؟

اگر یک فعال کسب‌وکاری هستید لازم است بدانید که هیچ خبر جدیدی اتفاق نیفتاده است. صرفا چَک و چانه‌زدن‌هایی در جریان است که سال‌هاست وجود دارد.

درباره نویسنده

رضا قربانی

رضا قربانی نویسنده حوزه بانکداری و پرداخت الکترونیک و مدیرمسئول گروه رسانه‌ای شفق است. وبلاگ رضا قربانی را می‌توانید اینجا ببینید.

۳ دیدگاه

  • درود
    منتظر دیدن این جمله درست بودم که زدید به هدف: “صرفا چَک و چانه‌زدن‌هایی در جریان است که سال‌هاست وجود دارد”

  • متاسفانه افراد رسانه ای در این جار و جنجال ها بیشتر از چرایی و دلیل و سایر موارد به نشر خبرها ولو ناشیانه و شایعه وار تاکید دارند و این موضوع هم به نظر می رسد بیشتر از فعالین بازار به همین نوع نگاه خبرنگاران بر میگردد. البته در این میان نمیتوان نقش فرد یا افرادی که با در اختیار گذاردن نامه ها هیزم آتش را فراهم می کنند را فراموش کرد.

  • مسئله ای که به نظر میرسد نگارنده به دلایلی بشدت از آن ناراحت و دلخور است، تیره و تاریک شدن رابطه جیرینگ با شرکت های پرداخت است اما ۲ نگته را باید به خودم ، نگارنده و مخاطب عرض نمایم:

    ۱. انسان داری قوه تخیر است و می بایست با عقل و برهان بپذیرد و به قول معروف شنونده باید عاقل باشد. در کوران سیطره اخبار و شایعات تمیز دادن این دو از هم نیازمند تحقیق و البته تفکر است.

    ۲. قصد تایید یا تکذیب اصل دعوا و فرعیات را ندارم اما نمی فهم ام که چرا من به عنوان یکی از سهام داران یکی از شرکت های پرداخت نمی بایست همانند عرف بین الملل از آخرین اخبار این حوزه با جزییات با خبر باشم تا بتوانم قبل از اینکه بخش حاکمیتی یا خصوصی و یا نظارتی تصمیم به افزایش سود خود البته از محل غیر کرده است، فکری به حال سرمایه خود کنم تا در این میان که متاسفانه نهاد نظارتی توان کنترل و ایفای نقش خود را ندارد، اندوخته و سرمایه من فدای زد و خورد های غیر حرفه ای، سود جویی های غیر حقیقی و ظالمانه و بهت زدگی فرمایشی مجریان نشود.

    رانت اصلی زمانی حاصل می شود که عده بسیار کم، تصمیم ساز و تاثیر گذار و دخیل از موضوع اطلاع داشته باشند و به صورت هدفمند بر روی آن فعالیت نمایند اما زمانی که خبری به همراه مستندات منتشر می شود این دیگر رانت نیست ، بلکه این وظیفه اصلی خبرنگار و خبرگزاری است که البته متاسفانه این مهم ماهیتش دچار تغییر و قلب شده است. اگر نگاه نگارنده محترم را مفروض صحیح بدانیم پس بنیان گذار ویکی لیکس و یا ادوارد اسنودن هم از رانت استفاده کردند…

دیدگاهتان را بنویسید